احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

کیش و مات

ترامپ می‌داند که برد و باخت در انتخابات برایش حکم مرگ و زندگی را دارد.
چنین موجود منفور و متکبری که نیمی از کشورش و تمام دنیا را علیه خود کرده، دیگر نه سیاستمدار موفقی خواهد بود و نه تاجر موفقی.
احتمال ترورش را می‌دهد.
توییتر اعلام کرده اگر رئیس جمهور نشود، اکانتش را می‌بندد.
حساب کشی‌های مالی و مالیاتی علیه‌ش آغاز می‌شود.
و احتمال محاکمه و مجازات او وجود دارد.
تقلای ترامپ، فقط برای رئیس جمهور ماندن نیست، دست‌وپا زدن برای غرق نشدن است.
و همین ان‌شاالله باعث می‌شود افول آمریکا به واسطه دوقطبی و درگیری کنونی، تا آشوب و زوال این کشور پیش رود.

بد و بدتر

روحانی می‌داند، من و شما هم بدانیم که موافقت‌ها و مخالفت‌های سیاسی مطلق نیست و تابعی از هزینه-فایده (مصلحت) است.
مخالفت رهبری با استیضاح، به منزله ‎#چک_سفید به رئیس‌جمهور نیست، بلکه دادن ‎#فرصت و انتخاب گزینه ‎#بد در مقابل بدتر است.
امام(ره) هم تمام تلاش خود را کردند تا بنی‌صدر و منتظری را در چارچوب نظام حفظ کنند اما ‎#در_نهایت و به عنوان ‎#آخرین_گزینه موافق استیضاح و استعفای آن دو شدند.
تصور من این است که چه در بود روحانی و چه در نبود او به واسطه استیضاح یا استعفا، درهرحال جهش قیمت و آشوب را خواهیم داشت.
‏در نبودش به دلیل شوک سیاسی، التهاب جامعه و خلاء قدرت، با شتاب بیشتر، و در بودش با شدت کمتر.
در این میان، گریختن متهم، تنها باعث می‌شود او و حامیان داخلی و خارجی‌اش، به مدد اعجاز رسانه، به جای پاسخگویی، طلبکار کشور شوند و جبهه گسترده‌تری علیه انقلاب باز شود.
‏اینکه ضدانقلاب توأمان به دولت و نظام بتازند به مراتب خطرش کمتر است از آنکه ضدانقلاب، روحانی، مدیران دولت، عناصر اصلاح‌طلب و سلبریتی‌های حامی‌شان علیه نقطه‌ای به نام انقلاب و رهبر انقلاب همصدا و متمرکز شوند.
‏ایراد دوستان موافق استیضاح در تحلیل‌شان این نیست که مضرات چند ماه بیشتر ماندن روحانی را می‌بینند، ایراد، درک نکردن مضرات جاخالی دادن مسبب اوضاع کنونی کشور است.

 

نگاشته شده در تاریخ ۹۹/۷/۳۰

استراتژیست‌های نظامی پیش از آغاز هر جنگی، آن را «شبیه‌سازی» می‌کنند تا هزینه-فایده جنگ را ترسیم و راهبرد مناسب را اتخاذ نمایند.

اکنون نیز در فضای سیاسی کشور و مطالبه روزافزون استیضاح روحانی، تلاش این قلم، شبیه‌سازی استیضاح و عزل روحانی است:

۱. رسانه‌های معاند داخلی و خارجی از کودتا علیه رئیس‌جمهور می‌گویند و با ملتهب کردن فضای کشور قیمت‌ها را بالاتر می‌برند.

۲. با فراخوان ضدانقلاب و خط‌شکنی شبکه پرتعداد اوباش مسلح و براندازان، آشوب‌های گسترده خیابانی آغاز و شعارهای ساختار شکن طرح می‌شود و مردم ناراضی از اوضاع اقتصادی نیز اعتراض خود را فریاد می‌زنند.

۳. روحانی در فرار به جلو، با ادعای کارشکنی رهبری و سپاه، طرف مقابل را عامل عدم توفیق خود ذکر می‌کند و همراه و همصدای معترضان می‌شود.

۴. مدیران عالی و دانی، و ملی و استانی دولت برای مشروعیت‌زدایی از نظام استعفا می‌دهند و دیپلمات‌ها به کشورهای محل مأموریت پناهنده می‌شوند.

۵. نیروهای امنیتی برای مدیریت و کاهش درگیری‌ها ایفای نقش می‌کنند. با افزایش شمار کشته‌های فتنه، سلبریتی‌های ورزش و هنر به هشتگ پراکنی برای آشوب‌گران می‌پردازند و زنجیره برائت از نظام با مدیریت سرویس‌های خارجی ادامه می‌یابد تا نوبت به ایفای نقش معممین فاسد برسد. امنیتی‌های آلوده نیز تقسیم کار می‌کنند و برخی به کارشکنی در خلوت مأمور می‌شوند و برخی به برائت از نظام در جلوت.

۶. جریان آلوده حوزه و سران اصلاحات و جنبش بهار با نامه و بیانیه خطاب به رهبری و درخواست استعفای ایشان، همصدا با ضدانقلاب، به معطوف کردن مشکلات کشور به رهبر انقلاب و دادن آدرس غلط به جامعه مبادرت می‌ورزند.

۷. در استان‌های مرزی گروه‌های تجزیه طلب به کمک مزدوران تکفیری وارداتی، فرصت را برای جدایی مناسب می‌بینند و فاز مسلحانه را علیه مرکز آغاز می‌کنند.

۸. روحانی با انتشار اسرار نظامی و هسته‌ای گرو گرفته از نظام، بهانه حمله به ایران و یکسره کردن کار نظام و انتقال قدرت را به دشمن می‌دهد.

۹. گروه‌های محارب آتش‌افروزی و خرابکاری‌های غیر رسمی کنونی را شدت می‌بخشند و توأمان ترورهای کور و هدفمند را در دستورکار قرار می‌دهند.

۱۰. با افزایش گسترده تلفات و ناامنی‌ها، و ضرب‌وشتم و کشتار نیروهای ارزشی در کوچه و خیابان و حمله به مساجد و اهانت به مقدسات، انقلابی‌های سست نیز خواهان پایان اوضاع به هر نحو ممکن می‌شوند و با مطالبه پایان «چرخه خشونت» عملا در زمین مقابل بازی می‌کنند. بسیاری از چهره‌های موسوم به اصولگرا و عدالتخواه و فعالان مجازی نیز با وسط بازی کردن و انتقاد به تصمیمات و منصوبین رهبری، لباس عافیت بر تن می‌کنند.

۱۱. اصلاح‌طلبان و بسیاری از مردم انتخابات را تحریم می‌کنند و ۱۴۰۰ را سال تعیین تکلیف با جمهوری اسلامی از مجرای رفراندوم اعلام می‌دارند.

۱۲. به واسطه کشته‌ها و ویرانی‌های بسیار، قطحی، غارت و افزایش چند ده برابری قیمت‌ها

الف. کشور به وضعیتی مشابه سوریه دچار می‌شود، با این تفاوت که دیگر ایرانی به کمک ایران نخواهد آمد؛ آنچنانکه با تلفات و خسارات بسیار، روحانی یا دیگر مهره دلخواه غرب، با اقتدار کامل وارث ویرانی خود ساخته شده و به قدرت بلامنازع این کشور فروپاشیده بدل می‌گردد.

ب. و یا همچون مدل لیبی به باتلاق حمله نظامی خارجی، چندپارگی و جنگ بی‌انتهای داخلی فرو می‌رویم.

پاورقی:

۱. آنچه ترسیم شده، آینده‌پژوهی مبتنی‌بر واقعه‌نگاری از تحولات جاری منطقه و فتنه‌های تجربه شده علیه محور مقاومت، کشورهای سوریه، عراق، لبنان و ایرانِ ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۷ و ۹۸ است.

۲. ترسیم تبعات منفی ورود نابهنگام به عزل و استیضاح، مستند به شرایط فعلی کشور است که صدالبته قابلیت تغییر دارد و با افزایش درگیری‌های داخلی و خارجی بلوک غرب و خصوصا آمریکا، و افزایش توان اقتصادی، امنیتی و دفاعی ایران و مهمتر از همه رشد بینش مردم و پیروی از رهبری، امکان حصول آن و یا خلع سلاح کردن روحانی و واداشتن او به فرود آرام در ماه‌های پایانی دولتش وجود دارد.

۳. کلید زدن فتنه مذکور از روزنه استعفا یا استیضاح روحانی اگرچه مطلوب شبکه نفوذ و سرویس‌های پشتیبان است، اما محدود به آن نیست. این آتش در بقای روحانی نیز امکان اشتعال دارد که در آن صورت تکلیف دیگری داریم.

والعاقبة للمتقین

 

نگاشته شده در تاریخ ۹۹/۷/۲۹

بچه زرنگ

«بچه زرنگ» فقط اصلاح‌طلبایی که از ته چپ‌گرایی و وحشی‌گری و افراط زدن تو فاز لیبرال بازی؛
با تندروی و رانت و اختلاس، بسیاری رو از انقلاب متنفر کردن و حالا با روشنفکر بازی از همون رانده‌شدگان سواری میگیرن؛
قبل انتخابات احمقانه‌ترین وعده‌ها رو میدن اما بعدش یادشون میفته اختیار ندارن؛
همیشه در قدرت بودن، همیشه هم ژست اوپوز میگیرن؛
با دستاوردهای سپاه عکس میگیرن، خرشون که از پل گذشت لگد میزنن؛
اگه انتخاباتی رو ببرن، بردن، اگه ببازن، تقلب شده؛
همیشه گرای تحریم میدن و با شعار رفع تحریم میان سر کار؛
بجای شرمندگی از مفاسد اخلاقی و اقتصادی‌شون، طلبکار شورای نگهبانن.

۱/ بچه‌های مدرسه را در نظر بگیرید که در هر زنگ تفریح تمایل دارند کنار هم حرف بزنند و اگر وقت خود را صرف صحبت با دیگران نکنند، منزوی می‌شوند.
اگر اتفاق مهمی نظیر غش کردن معلم یا آتش‌سوزی در کلاس رخ داده باشد، موضوع گفتگو مشخص است: غش و آتش.

‏۲/ اما اگر اتفاق خاصی نیفتاده باشد، «حرف» سوژه خود را پیدا می‌کند: خواب آلودگی یا دفتر جدید یک همکلاسی!
حال اگر این «عدم واقعه» چند زنگ ادامه داشته باشد، تا سوژه شدن یک اتفاق مهم، همان واقعه بی‌اهمیت، موضوع حرافی‌ها خواهد ماند و از زوایای مختلف مورد واکاوی قرار خواهد گرفت!

‏۳/ شبکه‌های اجتماعی و توییتر، بستری است برای اطفاء شهوت شهرت و دیده شدن.
دیده نشدن نیز با نبودن تفاوتی ندارد.
باید مانند بچه مدرسه‌ای‌ها در گعده‌ها حضور همیشگی داشته باشی و حرف بزنی تا منزوی نشوی!
هر روز راجع به یک موضوع و اگر موضوع جدیدی نبود، تا اطلاع ثانوی، حول همان موضوع!

‏۴/ اینگونه است که اظهارنظر پیرامون وضعیت بورس و قیمت‌ها داغ است «تا» تغییر جزئی جلد یک کتاب دبستان «تا» وضع مالی پناهیان و «تا» فوت آیت‌الله صانعی!
درجه اهمیت این موضوعات نیز اگرچه غیرقابل مقایسه است، اما تماما تیتر نخست تایم‌لاین است «تا» زنگ تفریح بعدی و سبقت کاربران برای افاضه فیض.

 

پی‌نوشت | ‏رهبر انقلاب ۹۶/۳/۱۷ در دیدار دانشجویان با ایشان:
«فضای مجازی چیز خوبی است، فرصتی است اما کافی نیست. بعضی‌ها چسبیده‌اند به فضای مجازی -توئیتر و مانند اینها- برای اینکه پیامهایشان را برسانند، این فایده ندارد؛ تخاطب واقعی لازم است، میزگرد لازم است، سخنرانی لازم است، نشریه لازم است».

سونامی سقوط

‏وقتی آمریکا قدرت فائق در جهان باشد و به پشتوانه توان بی‌بدیل اقتصادی، نظامی، سیاسی، رسانه‌ای و تکنولوژیک، دولت‌ها و ملت‌ها بدانند که توان اداره و یا بازیابی خود را دارد، چالش‌های کنونی نهایتا در حکم دست‌انداز خواهد بود و وقفه در حرکت ماشین اقتصادی-ارزی آمریکا ایجاد نخواهد شد.
‏اما اگر هیبت آمریکا و دلار شکسته شود، با این حجم از موجودی دلار در جهان و ۲۷ تریلیون دلار بدهی آمریکا، آنگاه سونامی سقوط دلار، شرکای اروپایی و عرب را هم با خود خواهد برد.
این شوک زمانی واقع می‌شود که آمریکا وارد آشوب انتخاباتی و تجزیه طلبی ایالات بشود. اتفاقی که ظاهرا در پیش است.

 

نگاشته شده در تاریخ ۹۹/۶/۲۱

نسل اینستاگرام

 

‏نمی‌دانم آقامیری دقیقا چه چیزی را بساط کاسبی قرار داده!
نص صریح آیات و روایات که توبه را راه بخشش ‎#هر گناهی ذکر کرده.
اگر بحثش این است که چرا ‎#نظام نمی‌بخشد، جهت اطلاع:
بازیگران، ساواک و ارتشی‌های پیوسته به انقلاب مشغول به کار هستند و افراد بریده از نفاق نیز زندگی خود را دارند.

‏واقعا حرف حساب او چیست؟
عقاب الهی را رد می‌کند یا مجازات قضایی را؟
جز دکلمه‌ای احساسی چه حرف منطقی یا حتی جدیدی داشته؟
ظاهرا آن شیخ شهرت‌طلب نیز مانند عناصر خشونت طلب دیروز و اصلاح‌طلب امروز نظیر تاجزاده، گنجی و مخملباف، راه فریب افکار عمومی را پیدا کرده؛ گرچه قدری دیر، اما موفق!

‏واقعیت این است که بیشترین تقصیر متوجه متولیان فرهنگ و آموزش کشور است.
تا طالب یک شئ باشد، کاسب آن نیز هست.
تنزل نسل و عوام شدن عموم، علت و یا معلول واقعیتی چون تغییر سبک زندگی است.
برای ‎#نسل_اینستاگرام که تتلو خواننده‌اش باشد و روحانی رئیس‌جمهورش، باید هم آقامیری شارح شرع گردد.

 

ضمیمه | توبه و عفو در قانون مجازات اسلامیِ نظام جمهوری اسلامی

‏ماده ۱۱۴: در جرائم موجب حد [زنا، لواط، مساحقه، تفخیذ، قوادی، شرب خمر، سرقت، سب النبی، بغی و افساد فی الارض] به استثنای قذف و محاربه هرگاه متهم قبل از اثبات جرم، ‎توبه کند و ندامت و اصلاح او برای قاضی محرز شود، حد از او ساقط می‌گردد.
همچنین اگر جرائم فوق غیر از قذف با اقرار ثابت شده باشد، در صورت توبه مرتکب حتی پس از اثبات جرم، دادگاه می تواند عفو مجرم را توسط رئیس قوه قضاییه از مقام رهبری درخواست نماید.
تبصره: توبه محارب قبل از دستگیری یا تسلط بر او موجب سقوط حد است.

‏ماده ۱۱۵: در جرائم تعزیری درجه شش، هفت و هشت چنانچه مرتکب توبه نماید و ندامت و اصلاح او برای قاضی محرز شود، مجازات ساقط می‌شود. در سایر جرائم موجب تعزیر دادگاه می‌تواند مقررات راجع به تخفیف مجازات را اعمال نماید.

‏ماده ۹۶: عفو یا تخفیف مجازات محکومان، در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضائیه با مقام رهبری است.

ماده ۹۷: عفو عمومی که به موجب قانون در جرائم موجب تعزیر اعطاء می‌شود، تعقیب و دادرسی را موقوف می‌کند. در صورت صدور حکم محکومیت، اجرای مجازات موقوف و آثار محکومیت نیز زائل می‌شود.

ملت امام حسین(ع)

به هر میزان که چندپارگی جامعه، امنیت‌زدا و درهم‌شکننده اتحاد ملت است، یکپارچگی جامعه، امنیت‌زا و ایجادکننده وحدت ملی است.
اما این وحدت هنگامی رخ می‌دهد که علقه‌های مشترک میان جمعیت انسانی پدیدار و حفظ گردد؛ و اینگونه است که عموما زبان، نژاد، مذهب و فرهنگ مشترک، از مؤلفه‌های اساسی ملت‌سازی در طول تاریخ و گستره جغرافیا بوده است.
در این میان و برای ملت ایران اما آنچه بیش از همه، مردم را به هم نزدیک و شکاف‌های مادی و معنوی را ترمیم کرده، بی‌تردید «محرم» و ماتم جانکاه سیدالشهداء، حضرت اباعبدالله(ع) است؛ آنچنان که فقیر و غنی و بی‌قید و مقید را در ازمنه و امکنه‌ای واحد گردهم آورده و از همه مهمتر، به تعاملی بی‌بدیل و مشفقانه با یکدیگر واداشته است. 
کدام رسم ملی یا مذهبی را سراغ دارید که ایرانیان یا جهانیان اینچنین یکرنگ و یکپارچه به استقبال آن روند؟
البته دایره مستقبلین از نوروز نیز به میزان محرم، در جامعه ایرانی وسیع است؛ اما نوروز فاقد ویژگی تعاملی، یکدست‌سازی و درهم‌شکنندگی شکاف‌های اجتماعی و گاه فزاینده آن است.
در نوروز تعامل محدود به دیدوبازدید با خویشان بوده و گامی فراتر نمی‌رود و شکاف‌های عمیق و آزاردهنده فراوانی نیز در آن نمایان است؛ چنانچه مسافرت برخی درون شهری و بعضی برون کشوری است و سفره یکی عالی و دیگری خالی است.
اینجاست که به واسطه «وحدت»، «امنیت» و «هویت» ملی ایجاد شده به واسطه اثر بی‌بدیل محرم، می‌توان معنای «ما ملت امام حسینیم» را معنا کرد و عجیب آنکه این ویژگی ملت‌سازی در عین ایجاد «اتحاد ملی» فاقد وجه سلبی و نفی اغیار است و به «انسجام اسلامی» در مقیاس منطقه‌ای و جهانی نیز منجر شده که این خصیصه را نیز باید به «خصایص الحسین(ع)» اضافه نمود.

روایت درایت

‏آیا استفاده رهبری از مشاورانی با سلایق سیاسی مختلف پسندیده است؟
«فبشر عباد(۱۷) الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم اللّه و اولئک هم اولو الالباب(۱۸)»
سوره زمر: «بشارت ده به بندگانی که به سخن گوش می‌دهند و از بهترین آن پیروی می‌کنند. اینان را خدا هدایت کرده و صاحبان خرد ناب هستند»

‏آیا ضعف در عمل یا اندیشه برخی مشاوران، در تفکر یا تصمیم رهبری اثر سوء داشته؟
تضاد آراء برخی مشاوران رهبر انقلاب با ایشان در حوزه‌های مختلف، از جمله پرونده هسته‌ای، بزرگترین گواه بر بطلان ادعای مذکور است.
نقص در عملکرد افراد، ناقض علم‌شان نیست و جویایی نظرات، غیر از تبعیت است.

‏نزدیک خود نگه داشتن و مسؤلیت سپردن به برخی نخبگان سیاسی مستعد غلطیدن به طرف مقابل، و بهره‌برداری از ظرفیت آنان در بزنگاه‌ها رویه رهبری است.
یادمان نرفته در شرایطی که کام ما از مواضع هاشمی پسند ولایتی در انتخابات ۹۲ تلخ بود، چگونه او دانشگاه آزاد را از خاندان هاشمی پاک‌سازی نمود.

اخیرا دیدم سایت توقیف شده جهان نیوز لیست مبسوط و مستندی از مفاسد اصلاحات و کارگزاران منتشر کرده بود[۱] که اگر آن را به موارد زیر اضافه کنیم فهرست نسبتا کاملی از مفاسد کلان اقتصادی در معرض قضاوت عموم قرار خواهد گرفت.
نکته قابل توجه آنکه در این میان رد پای خانواده هاشمی کم‌وبیش در تقریبا تمام این مفاسد مشهود است:

میرحسین موسوی اکنون در ویلایی ۱۰۱۱ متری زندگی می‌کند. وی این منزل را زمان نخست وزیری در اختیار داشت و پس از آن به درخواست او و با موافقت رئیس جمهور وقت (هاشمی) این خانه به یک هفتادم قیمت روز به وی واگذار می‌شود!

در موضوع موسوم به «دکل نفتی گم شده» نام فرزند یکی از وزرای دولت خاتمی در میان بود.

ماجرای فیش‌های نجومی ۳۷۹ مدیر این دولت و توجیه روحانی در ابتدا و دفاع جهانگیری که گفته بود «بانک‌ها مظلوم اند» و نوبخت که گفت «این‌ها ذخیره‌های نظام‌اند» قابل توجه است.
جالب آنکه در فاصله سال‌های ۸۹ تا ۹۳ اسحاق جهانگیری، معاون اول روحانی و مسئول برخورد با مفاسد اقتصادی و حقوق‌های نجومی، به همراه دیگر اعضای هیئت مدیره شرکت سیمان تهران، جمعا ۸۶۵ میلیون تومان پاداش دریافت نموده‌اند.

تاسیس صرافی بدون مجوز در زمان اوج نوسانات ارزی توسط حسین فریدون و شریکش (علی صدقی، رئیس نجومی خوار بانک رفاه) موضوع ناپیدایی نیست.

اختلاس ۸۰۰ میلیارد تومانی باند سرخه در دولت کنونی و ارتباطش به فریدون نیز جالب است.

وقف دانشگاه آزاد به ارزش ۲۵۰ هزار میلیارد تومان (با احتساب دلار هزار تومانی در سال ۸۸ معادل ۲۵۰ میلیارد دلار) توسط هیات امنای دانشگاه (هاشمی، میرحسین موسوی، حسن مصطفوی و جاسبی) درحالی صورت گرفت که در دولت قبل دست این افراد از این دانشگاه متعلق به بیت المال کوتاه شد و درنتیجه تصمیم گرفتند در وقفی نامشروع خود را متولی وقف قرار داده و سهمی به ظاهر قانونی را به عنوان متولی از این بابت از درآمدهای کلان دانشگاه برداشت نمایند که با مانعیت مقام معظم رهبری، این طرح شوم خنثی گردید.

در آخرین نمونه از اختلاس‌های کلان دولت روحانی، ۸۰۰۰ میلیارد تومان از صندوق ذخیره‌ی فرهنگیان اختلاس شد که حدود نیمی از آن (۳۸۰۰ میلیارد تومان) تنها سهم شخص مدیر عامل بود.

در توضیح آنچه به دولت دهم منسوب می‌کنند باید گفت بابک زنجانی به اذعان خودش از رانندگی رئیس بانک مرکزی دولت هاشمی به مسئولیت خطیر توزیع ارز در کشور رسید و شد آنچه شد! جالب آنکه وی در انتخابات ۹۲ کمکی بلاعوض و ۵ میلیارد تومانی به ستاد روحانی نمود و دو نوبت مورد تقدیر اکبر هاشمی و حسن روحانی قرار گرفت. حال با توجه به امکانی که برای او در فروش نفت محیا بود، در دولت دهم فروش بخشی از نفت به کشورهای دیگر در زمان تحریم به وی واگذار شد که همین امر مستمسک نسبت دادن مفاسد وی به دولت دهم گشت.

فساد بانکی ۳۰۰۰ میلیارد تومانی که مربوط به شرکت امیر منصور آریا است، اختلاسی متعلق به بخش خصوصی بود که به برکت نظام اسلامی، عامل آن اعدام شد و ۵۰۰۰ میلیارد تومان از اموال وی (۲۰۰۰ میلیارد تومان بیش از آنچه برداشته بود) مصادره گردید. خاوری، رئیس وقت بانک ملی نیز که در این فساد مشارکت داشت، از مدیران بانکی بود که نسبت فکری‌اش با هاشمی و حمایت انتخاباتی از او در سال ۸۴ موضوع پنهانی نیست.

فساد رحیمی در پرونده بیمه مربوط به زمان قبل از معاون اولی وی بود، و البته وقتی احمدی نژاد در اقدامی سهل انگارانه او را به عنوان معاون اول برگزید، اصولگریان بسیاری انتقاد کردند که چرا یک مهره هاشمی (استاندار کردستان در زمان هاشمی) که متهم به فساد اقتصادی است را در دولت خود آن هم در این سمت منصوب کرده است. جالب آنکه احمدی نژاد تا روز آخر دولتش مانع برخورد قضایی با رحیمی شد و دست درازی به کابینه را خط قرمز خود نامید.

کمتر از ۷۰۰ میلیارد دلار (رقم دقیق ۶۲۳ میلیارد دلار) درآمد نفت ایران در ۸ سال احمدی نژاد، که عده‌ای آن را با سوال «این پول ها کجا رفت؟» طوری وانمود می‌کنند که انگار دزدیه شده است، صرف هزاران پروژه ملی و استانی و بودجه جاری و عمرانی کشور شد که شرح هزینه‌کرد این مبالغ به صورت تفکیکی قابل مشاهده است.


۱. jahannews.com/report/339206
۲. rajanews.com/news/250569

 

* نگاشته شده در ۹۵/۷/۱