احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۶ مهر ۹۷، ۲۰:۵۳ - خاتمی فر
    چه عجب

آسیاب به نوبت

 

قرن ۲۰م کودتا و حمله‌ی نظامی مهمترین مدل براندازی آمریکا در کشورهای آمریکای لاتین و آسیا بود.
دهه اول قرن ۲۱م انقلاب‌های رنگین به راهبرد اصلی براندازی آمریکایی، خصوصا در منطقه قفقاز و اروپای شرقی، بدل شد که ایران را نیز در سال ۸۸ هدف قرار داد. با این تفاوت که آتشی که ایالات متحده برافروخت و مدلی که با رسانه‌های خود ترویج کرد، این‌بار و یک سال بعد دامن متحدان آمریکا را نیز گرفت و حاکمان تونس، مصر و یمن را سرنگون کرد.
اکنون نیز مدل جدید براندازی آمریکا که قیام‌های بدون رهبری آشکار، با بهره‌گیری از نارضایتی‌های اقتصادی و مبتنی بر شبکه‌های اجتماعی است، اگرچه نخست در ایران (۹۶ و ۹۷) و عراق و لبنان (هم‌اکنون در ۹۸) به آزمایش گذاشته شده، اما بی‌شک همچون بهار عربی، موج تحول دیگری را در منطقه رقم می‌زند که سایر رژیم‌های همسو با آمریکا را از صفحه سیاسی خاورمیانه محو خواهد کرد.
تظاهرات اخیر در کویت را که به تأسی از اعتراضات منطقه آغاز شده، به چشم اولین جرقه‌های سرایت آتش به خارج از کشورهای هدف ببینید.
قیام علیه رژیم سراسر فساد سعودی و فروریزی کاخ‌های شیشه‌ای آل سعود، نتیجه حتمی سنگ‌پراکنی عربستان به همسایگان خود خواهد بود.

جدال حقوقی

 

جدال توییتری دو استاد مطرح حقوق بین‌الملل، آقایان دکتر محمد حبیبی مجنده و دکتر محسن عبداللهی در خصوص کاهش تعهدات برجامی ایران، و نظر اینجانب:

حبیبی: ‏برجام را حتی اگر معاهده بدانیم و قطعنامه شورای امنیت هم ایجاد کننده تعهد به عدم خروج باشد -که هیچ کدام درست نیست- گام‌های موسوم به کاهش تعهدات ایران، نقض برجام است و جمله آخر بند ۳۷ نمی‌تواند توجیه کننده آن باشد. در این جمله، توافقی به چشم نمی‌خورد بلکه اظهارات خود ایران ثبت شده است.

عبداللهی: ‌‎مستند "اقدام متقابل" ایران، قسمت اخیر بند ۳۶ است که صراحتا به دولت عضوی که معتقد به عدم اجرای مهم برجام از سوی عضو یا اعضاء دیگر است، "حق توقف تمام یا بخشی از تعهداتش" را می‌دهد.

حبیبی: بله، به شرطی که همه مراحل یاد شده در بند ۳۶ بطور رسمی طی شده باشد.

عبداللهی: ‌‎ایران این مسیر را در عالیترین سطح پس از خروج غیرقانونی آمریکا از برجام طی کرد و پس از بی‌نتیجه ماندن، اقدامات متقابل مرحله‌ای خود را در توقف برخی از تعهدات برجامی اعلام کرد.

حبیبی: ‌‎این مراحل عبارتند از: بررسی در کمیسیون مشترک یا در سطح وزیران؛ بررسی در هیئت مشورتی؛ صدور نظریه هیئت مشورتی؛ و بررسی این نظریه در کمیسیون مشترک و در نهایت حل نشدن موضوع. لطفا چنان چه نظریه هیئت مشورتی را دراختیار دارید به اشتراک بگذارید.

‌عبداللهی: مطالعه دقیق فرآیند نشان می‌دهد که تشکیل هیئت مشورتی، موازی یا بجای نشست وزرای خارجه دولتهای عضو است. بعلاوه وقتی ۳ بار پس از خروج آمریکا نشست وزرای خارجه برای بررسی همین موضوع و شکایتهای ایران تشکیل شده دیگر نیازی به تشکیل کمیسیون برجام در سطحی پایین‌تر نیست!

حبیبی: ‌‎اگر هیئت مشورتی سه نفره تشکیل نشده و نظریه‌ای صادر نکرده، شاید درست‌تر باشد بگوییم ایران نیازی به تشکیل آن ندیده است. البته با کمال احترام، خروج را غیرقانونی نمی‌دانم هرچند بی‌نزاکتی و نقض عهد سیاسی است.

نظر اینجانب:

۱. به دلیل تعریفی که کنوانسیون عرفی شده‌ی ۱۹۶۹ حقوق معاهدات وین در بند ۱ ماده ۲ از معاهده ارائه داده، برجام معاهده است.
۲. در برجام که به تأیید قطعنامه ۲۲۳۱ نیز رسیده، خروج هر طرف منطقا ممنوع و ناممکن است؛ زیرا اگرچه منع خروج تصریح نگشته، اما الزام طرفین به انجام تعهدات، دلالت بر عدم خروج دارد.
۳. عبارت پردازی بند ۳۷ به گونه‌ای است که اولا ناظر به اعمال مجدد تحریم‌های تعلیق شده‌ی "شورای امنیت" است؛ و ثانیا تصریحی بر حق بر توقف یا کاهش تعهدات از جانب ایران ندارد، اگرچه درج همان گزاره‌ی "ایران گفته است" نیز اکتفا می‌کند در استفاده‌ی ما از ظرفیت آن. به تعبیر دقیق‌تر اختلافی بودن موضوع، مانع از بهره‌برداری ایران از تفسیر خود نیست.
۴. وزارت خارجه بند ۳۶ را مستند خود قرار داده اما بدون طی کردن مقدمات و مسیر مذکور در توافق؛ و ارجاع به کمیسیون برجام در راستای استفاده از ظرفیت دیپلماتیک توافق است تا ظرفیت حقوقی آن.

نتیجه آنکه به دلیل ساختار ضعیف حقوقی برجام که با تغافل تیم ایرانی، آشکارا به سود طرف مقابل طراحی شده است،
الف. ممنوعیت خروج اطراف معاهده، در متن تصریح نگشته.
ب. کاهش تعهدات برجامی ایران به شیوه کنونی مستند حقوقی ندارد.
ج. هرگونه طرح دعوای ایران از طرف مقابل (۵+۱) و یا برعکس، به دلیل منتهی شدن به مکانیسم ماشه، به زیان کشور است و از این جهت بوده که طرف ایرانی، نقض تعهدات آمریکا را در چارچوب نظام حقوقی حل و فصل برجام پیش نبرده است.
 

پی نوشت:

 

نظرات تکمیلی دکتر حبیبی مجنده و پاسخ اینجانب:

 

- سلام جناب آقای قدیری ابیانه
متشکرم از توجه شما
در اواخر مذاکرات برجام بحث شکل آن مطرح بود و بنده در یادداشتی، قالب معاهده با نظام حل اختلاف (داوری، دیوان بین‌المللی دادگستری) را پیشنهاد داده بودم. پس از پذیرش متن برجام، طرفها به صراحت، معاهده بودن آن را نفی کرده و هیچکدام فرایند تصویب داخلی نداشتند.

 

+ عرض سلام خدمت استاد گرامی
۱. کاش به پیشنهادات شما و دیگران دلسوزان عمل می‌شد.
۲. اگرچه آمریکا از ابتدا و ایران در اوایل نافی معاهده بودن برجام بوده‌اند، اما به دلیل چندجانبه، مکتوب و مطابق حقوق بین‌الملل بودن توافق، مشمول عنوان معاهده هست و عنوان تأثری در ماهیت ندارد.
‌۳. فرآیند داخلی تصویب و اجرا، موضوعی داخلی است که تأثیری در الزام بین المللی آن ندارد، ضمن آنکه رئیس جمهور آمریکا قانونا اختیار توافق دارد و در ایران نیز اگرچه برجام تصویب نشد، اما جواز آن همچون توافق الجزایر در نهاد قانون گذاری اخذ گردید.

 

- قطعنامه در ۳۰ بند خود هیچ تعهدی بر طرفهای برجام ایجاد نکرده. بندهای الزامی قطعنامه متوجه خود شورا است و بقیه در قالب درخواست و تشویق است. بنابراین با قطعنامه نمی‌توان وجهی الزامی به برجام داد.

 

+ طبیعتا تأیید می‌فرمایید که الزام آوری برجام، ناشی از خود برجام است، فارغ از آنکه برای ضمیمه A شدنش در قطعنامه ۲۲۳۱ چه کادکردی قائل باشیم.
همچنین اگرچه در ۳۰ بند نخست قطعنامه تکلیفی بر طرفین بار نشده اما ضمیمه B تکالیف مجزایی صریحا مشخص گردیده.

 

- بند ۳۶ را در مورد بازگرداندن تحریم‌های آمریکا قابل استناد نمی‌دانم چون آمریکا، دیگر کشور مشارکت کننده در برجام نیست. در مورد بقیه طرفهای برجام مراحل این بند می‌تواند طی شود و اتفاقا معتقدم ایران با برداشتن گام‌های کاهش پای‌بندی به برجام خود را در تله این بند و بند ۳۷ گرفتار می‌کند.

 

+ موافقم؛ با این نکته تکمیلی که در وضعیت کیش و مات قرار گرفته‌ایم، چنانچه عدم پاسخ ایران یعنی نقض یکجانبه طرف غربی، و پاسخ ایران یعنی نزدیک شدن به مکانیسم ماشه.


۱. همراه شدن تاکتیکی با اعتراضات به نیت هدایت مطالبات و آرام کردن شرایط، غلط و بی‌ثمر است و از همان ابتدا باید تمام گروه‌های سیاسی و مراجع دینی صف خود را جدا و با آشوب مخالفت و مقابله کنند.
۲. کنترل سران اغتشاشات مانع فتنه نمی‌شود چراکه در دوره کنونی و در مدل جدید براندازی، اساسا آشوب‌ها بدون رهبر ظاهری صورت می‌گیرد.
۳. آغاز اغتشاشات الزاما موکول به رویداد سیاسی اقتصادی خاصی نیست و در هر زمان و به هر دلیلی امکان شعله‌ور شدن اعتراضات هست.
۴. ترورهای هدفمند در دل آشوب‌های بی‌هدف طراحی و اجرا می‌شود.
۵. با اوج گرفتن ناامنی و هرج‌ومرج هیچ فرد و جناحی در نهایت مصون از تعرض نخواهد بود.
۶. توقف موقت آشوب‌ها را نباید پایان آن تصور کرد.
۷. مقدسات و غیرت دینی، همیشه مانع و دافع آشوب نخواهد بود.
۸. مطالبات به‌حق، همواره امکان انحراف و انفجار را دارد.
۹. علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد و اصلاحات اداری سیاسی پس از آغاز درگیری‌ها فایده چندانی ندارد.
۱۰. آنچه امکان نجات کشور و جامعه را دارد، ولی فقیهِ در رأس ساختار حاکمیت و دارای قاطعیت است، نه مرجعیت دور از سیاستی که ضمانت اجرایی برای تحقق فتاوی و نصایح او وجود ندارد.


فارغ از همه تحلیل‌های ضدونقیض موجود در خصوص پرونده سعید امامی، دقت در چند مطلب مسلم، راه‌گشای موضوع و مشخص کننده هویت و ماهیت او خواهد بود:
۱. سعید امامی، بهایی تبار بود.
۲. پیش از انقلاب و در نوجوانی، نزد دایی خود، سلطان محمد اعتماد، که رئیس هیأت وابستگان نظامی ایران در آمریکا و عامل سیا بود، در آن کشور زندگی می‌کرد.
۳. پس از انقلاب توسط سعید حجاریان گزینش و جذب وزارت اطلاعات می‌شود. و این درحالی است که پیش از آن و پس از کشف اسناد ارتباط اعتماد با سیا در رکن دوم (ضد جاسوسی) ارتش، حجاریان کارشناس پرونده و بازجوی اعتماد بود.
۴. با دستور و تأکید رهبر انقلاب از معاونت امنیت وزارت اطلاعات عزل می‌گردد.

استادیوم

 

/ به بهانه بازی آرام و موفق در حضور زنان: آیا ممنوعیت حضور زنان در ورزشگا‌ها هزینه سازی بی‌جهت بود؟
هنوز عرق فوتبالیست‌ها خشک نشده، فاز جدید عملیات روانی کلید خورده که «چرا در ورزشگاه حفاظ قرارداده شده؟» بهانه جویی‌های خطرناکی که نشان می‌دهد درخواست اختلاط حد یقف ندارد.

‏۲/ جریان معاندی که لبخند را با تلاش برای تحریم ایران، از خانواده‌ها گرفته و اینک دلسوز شادی دخترکان فوتبالی شده، خوب می‌داند که برای اثبات درستی اصرارش، باید اولین حضور رسمی زنان در استادیوم هرچه آرام‌تر برگزار شود تا اسباب تخریب و تردید طرف مقابل فراهم گردد.

‏۳/ باور پذیر نیست که شبکه‌های معاند کشف حجاب که برای انجام مأموریت از حفره‌های زیرزمینی شهر (مترو) هم نمیگذرند، عنایتی به ورزشگاه نداشته باشند.
و اینکه رسانه‌های نیابتی‌ای که در هر بازی، شعار و دستورالعملی را منتشر می‌کنند، برای «حماسه» حضور زنان در ورزشگاه روزه سکوت گرفته باشند.

‏۴/ فعلا باید حضور زنان در ورزشگاه تثبیت، و راه برای اقدامات مشابه باز شود. آنگاه نوبت آنچه هشدار می‌دادیم نیز می‌رسد: هنجارشکنی و عریانی سازماندهی شده در برابر میلیون‌ها تماشاگر و بیننده پس از برد یک طرف، و خشونت و ضرب‌وشتم در طرف دیگر و آب رفته‌ای که دیگر به جوی باز نمی‌گردد.

‏۵/ به موازات تحرکات ضدفرهنگی در استادیوم، و برخورد دستگاه‌های مسؤل با آن، پیوست رسانه‌ای-امنیتی آن نیز عملیاتی خواهد شد: هیاهو علیه نیروی انتظامی، هجمه به قوانین، مظلوم نمایی برای مجرمان، به خط کردن سلبریتی‌های فوتبال و هواداران، جنگ اعصاب و دوقطبی‌سازی‌های بی‌پایان. پایان

 

نگاشته شده در 18 مهر 98
 

فتنه اکبر

 

گزیده صحبت‌های اینجانب در جمع طلاب پردیسان قم مورخ ۱۲ مهر ۹۸

🔸 یکی از تصورات غلطی که حاکمیت نیز به آن دامن می‌زند این است که با وقوع انقلاب اسلامی، کشور دگرگون شد و همه چیز دست انقلاب افتاد. این درحالی است که ساواک، موساد، سیا و ام‌آی۶ از مدت‌ها قبل شبکه نفوذ را در میان انقلابیون ایجاد کردند برای مهار و انحراف انقلاب پس از پیروزی آن.

🔸 کودتای نوژه سال ۵۹ اگرچه کشف و خنثی شد اما اکثر عوامل آماده کودتا هرگز شناسایی نشدند. همچنانکه پرونده ۸ شهریور ۶۰ باوجود مشخص بودن عوامل دخیل، با فشار مسؤلان، توسط امام مختومه شد زیرا شرایط کشور اجازه نمی‌داد در وضعیتی که همزمان با عراق و منافقین در جنگ هستیم، با جبهه جدیدی متشکل از شبکه گسترده و پرنفوذ نفاق که تا عالی‌ترین سطوح مدیریتی را در سه قوه اشغال کرده بودند برخورد شود. زیرا نفاق وقتی به انتها برسد، انتحار می‌کند و تدبیر امام این بود فعلا شمشیر شبکه در غلاف بماند.

🔸 مظلومیت مضاعف امام جامعه چه در صدر اسلام‌ و چه در عصر کنونی این است که حتی نمی‌تواند بگوید توان برخورد با شبکه نفاق را ندارد زیرا همین اظهارات دشمن را تشجیع و نیروهای خودی را ناامید، هراسان و تضعیف می‌کند. اینجا کار جامعه خیلی سخت است و مردم خود باید بفهمند حکمت مسامحه امام جامعه با منافقان چیست و اینجاست که ولایت پذیری تنها راه فرار از مهلکه‌ی جهل و تردید است.

🔸 تصور من این است که زمستان داغی را خواهیم داشت به چند دلیل و قرینه. اول آنکه برنامه دشمنان معمولا برای کل خاورمیانه است و وقتی در عراق فتنه می‌شود، باید منتظر سرایت آن به ایران نیز بود. دیگر آنکه دشمن برنامه ریزی‌های ده ساله دارد برای کشور. ۱۸ تیر ۷۸، خرداد ۸۸ و اکنون زمستان ۹۸. قرینه دیگر نیز چند نوبت تلاش برای آشوب در کشور در دو سال اخیر است. دی‌ماه ۹۶، تابستان ۹۷ و اکنون پاییز و زمستان ۹۸.

🔸 اما اگر فتنه‌ای رخ دهد، این فتنه فراتر از تجربه‌های گذشته و از جمله ۸۸ خواهد بود زیرا فارغ از ضدانقلاب همیشه در صحنه که در سال ۸۸ رخ نمود، عموم مردم را نیز با تحت فشار گذاشتن از داخل و خارج به نقطه جوش خواهند رساند؛ بنابراین دامنه آشوب کل کشور و خصوصا تهران و خوزستان خواهد بود. دیگر آنکه در سال ۸۸ هم حاکمیت یکدست بود و هم جبهه انقلاب یکپارچه بود. اما الان دولت و مجلس تکلیفشان مشخص است و طیفی نیز با عنوان بهاری از جریان انقلابی و ولایی جدا شده و خود در وضعیت اپوزوسیون قرار گرفته است.

🔸 تهران و خوزستان کانون آشوب خواهد بود. تهران به دلیل پایتخت بودن و اکثریت بی‌تفاوت؛ و خوزستان به دلیل مرزی، قومی و نفتی بودن و اینکه رتبه نخست کشف سلاح متعلق به این استان است و سرمایه گذاری سنگینی که سعودی به واسطه عوامل وهابی بر این استان کرده‌اند.

🔸 تز انقلاب قم بود و آنتی‌تز آن نیز قم خواهد بود. پیش‌بینی می‌شود به زودی جمعی از معممین فاسد با خطاب قراردادن رهبری، مدیریت و درایت ایشان را زیر سؤال ببرند و خواهان عزل یا استعفای ایشان شوند. حوزه باید آماده باشد و نقش فعالی ایفا کند و این حوزه محدود به موضع‌گیری چند مرجع تقلید نیست. حوزه خود شما طلاب هستید که باید پیش از وقوع فتنه به جنگ آن روید.

هیولای فساد


یکی از اصطلاحات رایج و البته غلط در ادبیات سیاسی کشور، تشبیه فساد به «غده» و جامعه به «بیمار»ی است که باید توسط «جراح» درمان شود. نمایه‌ای غلط از آنچه ذهنیت جامعه است.
من اما فساد را نه «غده»‌ای منفعل و بی‌حرکت در جسمی نیمه جان، که «هیولا»یی می‌دانم که به محض نزدیکی به «قلمرو» آن، نعره‌کشان از خود دفاع و به مهاجمان حمله می‌کند.
بله! مبارزه با فساد، هزینه دارد. اگر علی(ع) وعده می‌دهد بیت‌المال را بازمی‌ستاند حتی اگر مهر زنان‌شان کرده باشند، هزینه‌اش جمل و صفین و نهروان است و خون‌هایی که از «دو طرف» ریخته می‌شود، تاجایی که «قاتل العرب» لقب می‌گیری و متهم می‌شوی به برادر کشی.
هراسناک‌تر از زر و زور، البته تزویر است. آنجا که عمار را می‌کشند و می‌گویند کسی او را کشته که به جنگ‌ش آورده‌! آنجا که اصحاب معاویه بزغاله کودکان کوفی را می‌دزدند و نفرین‌ش را علی(ع) و یاران‌ش می‌شنوند!
آری هم‌وطن! به اژدهای هفت‌سر فساد حمله شده است، و آن‌ها که به انتها رسیده‌اند، قصد انتحار دارند.
فتنه‌های فرعون و قارون و سامری یکجا سرازیر شده و از امروز، هر روز معرکه داریم.
یادمان نرود! حال که نامه نوشته و «مصلح» را فراخوانده‌ایم، در مواجهه با جبهه فساد تنهایش نگذاریم.

جنگ انگاره‌ها


می‌دانیم که خبر بد و خلاف انتظار، ذاتا قابلیت رسانه‌ای شدن بیشتری دارد.
همچنین می‌دانیم فارغ از اصل مذکور، صدها رسانه خبری معاند و هزاران اکانت فیک به طور ویژه بر سیاه‌نمایی اوضاع کشور مأموریت و تمرکز دارند؛ آنچنانکه این جماعت آنقدر در گوشمان دروغ بافته و نق زده‌اند که انگاره‌ی «حاکمیت فاسد» و «جامعه ناراضی» را در افکار عمومی نهادینه ساخته‌اند.
به این جهت پیشنهاد و درخواست می‌کنم در کنار مطالب و مشغله‌های سیاسی، گهگاهی مشاهدات مثبت خود را نیز بیان کنیم؛ اگرچه شاید خودمان نیز به ویروس ناامیدی و سیاه بینی مبتلا شده باشیم.
بیان روزمره‌های مثبت و کوچک، اگرچه در مقیاس فردی، ظاهرا ناچیز است، اما در مقیاس کلان و عمومی، جو کاذب روانی حاکم را به محاق می‌برد.
نمی‌گویم در برابر سیاه‌نمایی کاذب، سفید نمایی کاذب داشته باشیم. بلکه سخن از بیان واقعیات صادقی است که به دلیل عادت یا غفلت، عموما دیده یا محاسبه نمی‌شود.
 


در آستانه برگزاری اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل و سفر روحانی به نیویورک، به تحولات اخیر دقت کنید:

- اعلام تمایل چندباره ترامپ برای مذاکره با روحانی
- اعلام آمادگی متقابل روحانی
- اعلام وجود آثار اورانیوم در تورقوزآباد توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی
- افزایش حملات اسرائیل به مواضع محور مقاومت در منطقه
- افزایش لفاظی‌های نتانیاهو علیه ایران و ادعای وجود سایت مخفی هسته‌ای
- برکناری بولتون، مشاور امنیت ملی تندرو آمریکا

آنچه از مجموع این تحرکات استنتاج می‌شود، قراردادن مردم و مسؤلان در میانه‌ی «خوف» و «رجاء» و فراهم سازی مقدمات معامله موشکی و منطقه‌ای با نقطه آغازین دیدار ترامپ و روحانی است.

این دیدار الزاما دو جانبه و رسمی نیست، ممکن است غیررسمی و چند جانبه باشد و به واسطه‌ی مکرون و حتی با ورود ترامپ به محل حضور روحانی محقق گردد.
همچنین ضرورت و توجیهی ندارد که در این دیدار معامله و حتی مذاکره‌ای صورت گیرد.
فعلا صرف دیدار و شکستن قبح مذاکره مجدد -ولو با ژست تهاجمی روحانی- هدف است که حتما همراه خواهد شد با پایین آوردن قیمت‌ها در داخل، عربده‌های تصنعی نتانیاهو، رفت و آمد هیأت‌های اروپایی به ایران و در یک کلام چشاندن حلاوت مذاکره به مردم و بدنام کردن مخالفان با معامله جدید.

اما این پایان کار نیست. اگر پروژه‌ی خلع سلاح ایران از کانال مذاکرات موسوم به برجام۲ با تدبیر و مقاومت حکیم انقلاب ناکام بماند، آنگاه نوبت لشکرکشی خیابانی و تحقق «زمستان داغ» است.
پروژه‌ای که یکبار در دی‌ماه سال ۹۶ رخ نمود؛ چند ماهی است شدت یافته و با ابعادی گسترده‌تر بازتولید خواهد شد که شرح مختصات آن را به نگاشته‌ای مجزا موکول، و در اینجا به همین نکته بسنده می‌کنم که تمرکز بر موضوعاتی چون «حجاب»، «استادیوم»، «کنسرت»، «نظارت استصوابی» و امثال آن، با هدف یارکشی از طیف‌های مختلف جامعه برای رویارویی با نظام و افزودن بر شمار پیاده نظام فتنه است.

منتشره در 20 شهریور 98 در کانال تلگرام GadiriNetwork

 

پی نوشت:

 

روحانی نیویورک را ترک کرد، درحالیکه دیدار با ترامپ در نهایت محقق نشد.
سؤالی که مطرح می‌شود این است که آیا پیش‌بینی و هشدار نسبت به تحقق دیدار غلط بود؟
پاسخ به این سؤال اگرچه قدری پیچیده است، اما سعی می‌شود ساده و مختصر بیان گردد.
ابتدا در تفاوت پیش‌بینی با پیش‌گویی باید گفت، پیش‌گویی مبتنی بر وحی یا احساس است، درحالیکه پیش‌بینی محاسبه محور است.
به عبارت دیگر در پیش‌بینی یا تحلیل از آینده، مؤلفه‌های موجود در وضعیت حال بررسی و با اتصال وقایع دخیل به یکدیگر، ادامه مسیر تبیین می‌گردد.
حال اگر با رعایت اصول تحلیل، در نهایت امری محقق نگردد، چیزی از ارزش آن نمی‌کاهد.
به عنوان مثال اگر بر اساس نظرسنجی‌ها و مدنظر قرار دادن شیب رشد یک کاندیدا، پیروزی وی در انتخابات پیش‌بینی گردد اما در نهایت و شب انتخابات وی از رقابت‌ها انصراف دهد و یا به واسطه‌ی یک اتفاق، دچار ریزش ناگهانی آراء گردد، نمی‌توان گفت پیش‌بینی تحلیلگران در پیشتازی و پیروزی وی غلط بوده.
با این توضیح باید گفت اگر دیدار روحانی با ترامپ محقق نشده، دلیلش «نخواستن» نیست، بلکه به دلیل سطح بالای هشدار و فشار «نتوانستن» است.
روحانی پیش از انتخابات ۹۶ از معامله‌های بیشتر و بزرگتر تحت عنوان «برجام‌های دیگر» سخن می‌گفت و پیش از سفر به نیویورک نیز اعلام داشت آماده دیدار با «هر فردی» است.
ظریف با صراحت و آشنا به کنایه، روحانی را آماده مذاکره مجدد ذکر کردند و رهبر انقلاب آنقدر خطر را جدی دیدند که علی‌رغم نهی صریح و چندباره، بار دیگر ممنوعیت مطلق دیدار دو یا چندجانبه را صریحا و «از پشت بلندگو» گوشزد کردند.
البته نباید معامله را محدود به مذاکره با آمریکا و همان را نیز منحصر به نیویورک دانست. روحانی با عبارت «برجام حداقل بود، اگر بیشتر می‌خواهید باید بیشتر بپردازید» سرنخ را به آمریکایی‌ها داده و آن‌ها را به راهبرد «فشار-مذاکره-معامله» امیدوار ساخته.
اتفاقات پیش‌رو را باید در دو ساحت داخلی و خارجی با دقت رصد کرد و نسبت به خیانت‌های محتمل هشیار بود.

یادت باشد


‏فارغ از امربه‌معروف‌های همیشگی اینجانب نسبت به رفتار مسؤلان و مسائل اقتصادی-سیاسی، قرعه‌ی امروز بعد از مدت‌ها به نام حجاب افتاد.
خانم‌های مجرم با «آقا شما کارت دارید؟» واکنش نشان دادند و مردان مدافع جرم، با «چشمات رو ببند» و «برید جلوی اختلاس‌ها رو بگیرید» به من تاختند.

‏در این رابطه گفتنی‌هایی است:
۱. درخواست رعایت قانون و شرع -اعم از حق‌الله و حق‌الناس- از منظر شرعی «واجب» و از منظر قانونی «جایز» است. آنچه «کارت» می‌خواهد «اعمال قانون» است، نه «درخواست رعایت قانون».
مطالبه «کارتِ ضابط قضایی» از آمربه‌معروفِ حجاب همانقدر مضحک است که برای آمرِ به رعایت سایر قوانین.

‏۲. منِ شهروند موقعی چشمانم را می‌بندم که نمایش چیزی «مجاز» باشد، اما با سلیقه‌ی من همخوان نباشد که بی‌حجابی قطعا داخل این موضوع نیست.
آیا منطقی است که راننده‌ای در پاسخ تذکر به خاموش کردن سیگار، به مسافرش بگوید «بینی‌ات را بگیر»؟
اساسا قانون وضع شده تا «بگیر» و «ببند» نداشته باشیم!

‏۳. به وضعیت ولنگار خانواده‌های برخی مسؤلین نگاه کنید! سری به صفحه‌ی اینستاگرام‌ فرزندان‌شان بزنید! زندگی‌های «بی‌»بندوبار و «پر»زرق‌وبرق‌شان را ببینید!
«فقر و فحشا» به جای خود، اما بسیاری از عیاشی‌های جنون‌وار این طیف از جوانان نیز، اثر حرام‌خواری و اختلاس والدین‌شان است.

‏دو گانه‌ی ما رسیدگی به «بی‌حجابی» در برابر «اختلاس» نیست. بی‌حجابی یا به نام دیگرش «حجاب اختیاری» را مسؤلانی ترویج می‌کنند که هیچگاه نگفتند و نفهمیدیم از کجا آورده‌اند!
بی‌حجابی متعلق به آقازاده‌های حرام‌خواری است که از جیب من و شما، سوار بر خودروهای لوکس به تجارت فحشا مشغول‌اند.

‏دوگانه حقیقی، قانون دربرابر بی‌قانونی و رعایت حق‌الناس درمقابل نقض آن است.
مدافعان امنیت ملی و اخلاقی در یک سو و مبتلایان به وطن‌فروشی و تن‌فروشی در سویی دیگر قرار گرفته‌اند.
بریتانیا و کانادا همزمان پناهگاه دزدان اموال و عقاید ماست.
یادت باشد که من و تو در یک جبهه‌ایم علیه بی‌بی‌سی و من‌وتو.