احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۶ مهر ۹۷، ۲۰:۵۳ - خاتمی فر
    چه عجب


هشت ماه بعد از ساقط شدن جنگنده ۲۵ میلیون دلاری ‎#روسیه در مرز ‎#ترکیه، اردوغان ضمن پرداخت غرامت و دیدار با پوتین در مسکو، از وی دلجویی نمود.

امروز ‎#ایران پهپاد ۲۰۰ میلیون دلاری ‎#آمریکا را ساقط کرد و با وجود ادعای هدفگیری آن بر فراز آب‌های بین‌المللی، آمریکا هیچ غلطی نتوانسته بکند.


در شرایط بهت جهانی از توان سامانه سوم خرداد، اعلام به کشورها مبنی بر آمادگی فروش آن، دو برد اساسی نصیب ایران خواهد کرد:

یک. مذاکره برای خرید، سیلی به آمریکا است در ۱- بی‌اعتنایی به تحریم ۲- مقبولیت سرنگونی پهپاد ۳- تجهیز در برابر آمریکا

دو. اقدام به خرید، جبران کسری مالی است.


در عالم احتمالات این را هم مد نظر قرار دهید:

بعد از انفجار نفتکش‌‌ها در ‎#دریای_عمان و انتساب آن به ایران، تله‌ MQ-4C گذاشته شد، به نحوی که پهپادی غیرمسلح و غیرقابل شناسی را نزدیک مرز سرزمینی ‎#دریای_عمان اما در آبهای بین‌المللی به صورت قابل رهگیری درآوردند تا ساقط کنیم و...


نقد و نظر سه مخاطب گرامی بر مطلب «عالم احتمالات» در صفحه اینستاگرام نگارنده و پاسخ تجمیعی اینجانب:

حیدری | نمی‌تونستن این کار رو با پهپادی ارزون‌تر انجام بدن؟!

میثم | البته اونا میدونن که توان جنگ الکترونیک ما بالاست و تا حالا چندین پهپاد شکار کردیم. پس مطمئنا دوست نداشتن اینم شکار کنیم که البته قطعا احتمال داشت که شکارم بشه و اگر این اتفاق میفتاد بازم قدرت پهپادی ایران افزایش پیدا میکرد.

رو بازی کردن نظامی ایران هم که به وضوح دیده شد توی این حرکت.

ایمان | زدن پهپاد به نوعی ایران رو تبرئه میکنه از زدن نفتکشها. طبق گفته سرلشکر باقری، ما اگه چیزی رو بزنیم مقتدرانه اعلام میکنیم.

زدن پهپاد و مانور رسانه‌ای روی اون به نظرم در راستای مواضع ما هست نه تله برای ما، اگه بنا بر تله گذاری بود قطعا RQ4 نمی‌فرستادن.

پاسخ | سلام، چند نکته:

۱. قیمت کنونی، نرخی است که آمریکا برای فروش گذاشته و البته بازار و خریدار هم دارد زیرا کالای انحصاری است، وگرنه برای سازنده که تکنولوژی و تجهیزات آن را دارد، هزینه‌ی تمام شده این نیست. ضمن اینکه همین قیمت بالا باعث این همه جلب توجه و هیاهو راجع به موضوع شده است.

۲. همه‌ی اقدامات نظامی و اطلاعاتی‌مان را قطعا نگفتیم و نخواهیم گفت، به عنوان مثال حمله اول به نفتکش‌ها که گمان داریم کار ایران بود اما آن را نیز تکذیب کردیم یا موارد فراوان دیگری چون کمک به انصارالله و غیره.

۳. این پهپاد پیشرفته‌تر از RQ-170 است که شکارش کرده بودیم، بنابراین نمی‌توان از توان ایران در شکار آن، الزاما نتیجه گرفت که امکان رؤیت و رهگیری این را نیز داشتیم، خصوصا که پیشرفته‌ترین سامانه پدافندی S-500 روسیه است، که ادعای توان رهگیری چنین پهپادی را ندارد و این درحالی است که ایران درحال حاضر از متقاضیان خرید S-400 است و این یعنی نباید راجع به سامانه سوم خرداد اسطوره سازی و افسانه سرایی کرد.

۴. پهپاد کنونی در آب ساقط شده و احتمال دسترسی به آن در کف دریا خیلی بعید است.

۵. راجع به نام پهپاد هم اگرچه RQ-4 را نیز شنیده‌ام، اما اسامی مختلف و دنباله داری ذکر شده که یکی نیز MQ-4C است.

۶. در هر حال نکات شما قابل ملاحظه است و من نیز گمانم همین است و آنچه عرض شد صرفا بیان و ارائه‌ی فرضیه‌ای دیگر به مسؤلان، آن هم در عالم احتمالات بود که البته چندان هم محال نیست.

۷. در هر حال چه تله بوده باشد یا نه، باید می‌زدیم که الحمد لله زدیم.


بنابر اعلام آمریکا در بررسی حمله، و کنار نهادن آن، ثابت شد نه فقط سامانه پدافندی سوم خرداد، که موشک‌های آفندی شهاب و سجیل نیز به دلیل ایجاد توازن وحشت و بازدارندگی، عملا در حوزه پدافندی تعریف میشود و هرگونه فکر مذاکره موشکی یا ایجاد زیرساخت حقوقی بازرسی در FATF، آشکارا جنایت است.


ترامپ: ایران بسیار هوشمند بود که هواپیمای سرنشین‌دار ما را ساقط نکرد، ما از این اقدام آنها* تشکر می‌کنیم.

* آنها: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که چندی پیش در لیست تروریسم آمریکا قرار گرفت.

وکیل پایه یک


جناب آقای دکتر شهبازی

ریاست محترم کانون وکلای دادگستری

با سلام

احتراما به استحضار می‌رساند آقای حجت‌الاسلام روحانی در سوابق‌شان مدعی شده‌اند که «وکیل پایه یک دادگستری» هستند.

به عنوان یک دانش‌آموخته حقوق و به نمایندگی از خیل جوانان منتظر در صف ورود به کسوت وکالت، از شما به عنوان متولی کنونی کانون درخواست دارم راجع به پرونده‌ی ایشان شفاف سازی نموده و جزئیات قبولی وی در آزمون کانون و گذراندن دوره کارآموزی و ارتقاء به پایه یک را برای افکار عمومی حیرت زده تشریح فرمایید.

در تکمله از ریاست محترم قوه قضاییه نیز تقاضا دارم بررسی پرونده وکالت آقای حاج شیخ حسن روحانی، موسوم به «دکتر روحانی» به عاقبت پرونده تحصیلی ایشان دچار، و بی‌نتیجه رها نشود.

با سپاس فراوان، احمد قدیری


🔹متولد ۹ دی ۱۳۲۷ (شناسنامه ۲۱ آبان ۱۳۲۷) سرخه است.


🔹هفت خواهر و برادر بودند که خواهر و برادر بزرگتر وی در کودکی مرده و حسین، طوبی، فاطمه و طاهره، برادر و خواهران او هستند.


🔹پنج فرزند دارد:

زهرا و سپس منصوره، که یکی از این دو ساکن اتریش و عروس محمدحسین بهشتی، وارد کننده بزرگ میوه است؛ از دیگری هیچ اطلاعاتی در دست نیست.

محمد، کشته شده در جوانی، در دهه هفتاد به دست فردی که نگران افشای اسرارش بود. جالب آنکه روحانی در کتاب خاطراتش هیچ اشاره‌ای به این فرزند خود نمی‌کند.

مجید، با فامیلی «عمرانی»!

و فرزند آخر که همسر کامبیز مهدی‌زاده است.


🔹قبل از انقلاب توسط ساواک دستگیر، و برای آنچه «رهایی از فشار دستگاه» نام نهاده، اردیبهشت ۵۷ راهی انگلستان می‌شود.

هرچند ادعای روحانی این است که این خروج از کشور به توصیه‌ی شهیدان بهشتی و مطهری بوده، اما هیچ مؤیدی بر گفته‌ی وی موجود نیست.


🔹درحالیکه مدعی است از ۱۴ سالگی تحت تعقیب بوده و سال‌های ۴۳ و ۴۴ توسط شهربانی و ساواک بازداشت و ممنوع المنبر شده اما در سال ۴۸ بدون هیچ منعی پذیرفته‌ی حقوق دانشگاه تهران می‌شود و در اوج به اصطلاح مبارزات و مشغله‌های حوزوی، ۳ ساله به او لیسانس می‌دهند!


🔹«وکیل پایه یک از سال ۸۶» از سوابق مذکور برای او است، درحالیکه هیچگاه نه در آزمون وکالت شرکت کرد و نه مراحل ارتقاء به مرتبه پایه یک (از جمله کارآموزی) را طی نمود.


🔹تا سال ۷۹ پنج دوره نماینده مجلس بود و در تمام این مدت خود را دکترای حقوق از انگلستان معرفی می‌کرد، درحالیکه وی در شرایطی که عالی‌ترین مقام امنیتی کشور بود، به نام تحصیل در مقاطع ارشد و دکترا در بازه‌ی ۷۳ تا ۷۷ (اخذ ارشد و دکتری تنها در ۴ سال!) مکررا به انگلستان رفت و آمد داشت.


🔹جالب آنکه با بررسی رساله ارشد و دکتری وی از طریق نرم‌افزارهای سرقت یاب، مشخص می‌گردد اکثر قریب به اتفاق آن کپی‌کاریِ بدون ذکر منبع و سرقت بوده است.


🔹درحالی عضو خبرگان رهبری و مدعی اجتهاد است که هیچ‌گاه آزمون اجتهاد نداده و «تسلط»ی بر زبان عربی ندارد؛ همچنین درحالی ادعای داشتن دکترای حقوق از انگلستان را دارد که از بیان ساده‌ترین جملات انگلیسی نیز عاجز است و با این حال مدتی مدیرمسؤل فصلنامه پژوهشی «Iranian Review of Foreign» بود!


🔹پیشنهاد به دار آویختن ضدانقلاب در نمازجمعه را در مجلس اول می‌دهد و آشوبگران ۱۸ تیر را در نمازجمعه پست‌تر از اوباش می‌خواند. عضو همیشگی نهاد راستگرای جامعه روحانیت مبارز، مخالف سرسخت اکران فیلم «مارمولک»، عامل اجباری شدن حجاب در کشور و معتقد به لزوم «بریدن دست معتقدان به حجاب اختیاری» بوده اما در انتخابات ۹۲ با چهره‌ای جدید از جامعه و جوانان رأی می‌گیرد!


🔹یکماه قبل از حمله صدام، با وجود تحرکات مرزی عراق، در مجلس اول پیشنهاد انحلال تیپ ویژه ارتش را می‌دهد که با واکنش تند شهید چمران مواجه می‌شود.


🔹در اواسط جنگ همراه با هاشمی، مجمع موسوم به «عقلا» را تشکیل می‌دهند که با تمرکز بر بحث توقف جنگ، موجب کاهش انگیزه مسؤلان و رزمندگان شد که با عتاب امام، جلسات مذکور تعطیل می‌گردد.


🔹سال ۶۰ رسما نام «روحانی» را ثبت می‌کند اما در مدرک اهدایی دکترایش توسط انگلستان در سال ۷۷، نام «فریدون» اعلام و درج می‌شود!


🔹مطابق اعلام کمیته تحقیق و تفحص مجلس از دوتابعیتی‌ها، مشخص می‌گردد یک مقام عالی اجرایی دارای تابعیت اسکاتلندی (انگلیسی) است که بسیاری از سفرهای مخفی خارجی خود را با پاسپورت دوم و نام اصلی انجام می‌داده.


🔹حداقل دو مرتبه ارتباط مخفی روحانی با آمریکایی‌ها ثبت و مسجل شده: اولی به عنوان یکی از سه نماینده هاشمی در دیدار با نماینده مشاور امنیت ملی آمریکا (مک فارلین) طی سال‌های ۶۴-۶۵ که موضوع آن آینده رهبری در ایران بود؛ و دومی سفر روحانی به پاریس در سال ۶۵ و دیدار با نمایندگان اسرائیلی که خود را آمریکایی معرفی کرده بودند و روحانی در آن دیدار خواهان فشار بیشتر بر امام برای پایان جنگ می‌شود.

موضوع اخیر توسط حسن عباسی افشا و با شکایت دولت مواجه گشت که با تبرئه‌ی عباسی، صحت ادعای وی مسجل شد.

موضوعی که عینا با تبرئه حمید رسایی از شکایت دولت در خصوص اتهام تقلب تحصیلی روحانی، تکرار و اثبات می‌گردد.


🔹مجید جعفری‌تبار، جن‌گیر محکوم به اعدام، حامی روحانی و از نزدیکترین افراد به وی بوده و جالب آنکه حسین فریدون نیز از مرتبطین با عباس غفاری، دیگر جن‌گیر محکوم به اعدام است و اخبار مراجعه مکرر این خانواده به جن‌گیرهای مختلف تاکنون چندین مرتبه افشا شده.

جالب آنکه رؤیت اجنه در نوجوانی و مسلوب‌الاختیار شدن در برابر آنان، در خاطرات روحانی صریحا ذکر گشته.


🔹درحالی ویلای ۲۰۰ میلیاردی در ولنجک یکی از اموال او است که طبق خاطراتش، پیش از انقلاب مستأجر اتاقی محقر در قم بود.


چندی پیش در یک گروه تلگرامی، متأسفانه طبق رسم مألوف جبهه انقلاب، علی‌اکبر رائفی‌پور موضوع بحث بود و طبیعتا نظرات موافق و مخالف تندی رد و بدل شد که در آن میان نگارنده نکاتی را مرقوم کرد که اینک به دلیل حواشی پیش آمده راجع به وی، عینا به بازنشر همان مطلب اکتفا می‌نمایم:

دنباله‌ی ریپلای‌ها رو گرفتم دیدم مثل همیشه رائفی‌پور محل بحث بوده، چند نکته...

حدود نیمی از افرادی که رائفی‌پور رو بی‌سواد مینامند -فارغ از درست یا غلط بودن ادعا- خودشون کمترین تحصیلات و مطالعه‌ای ندارند!

عمده‌ی مخالفت‌ها به دلیل حسادت است، افرادی که خودشون در توییت هاشون راجع به همه چی نظر میدن و کسی محل نمیده، گلایه میکنن از اینکه چرا رائفی‌پور راجع به همه چی نظر میده و با استقبال مخاطب مواجه میشه.

ایرادات رفتاری و ادعاهای گزاف رائفی را یکبار به خودش گفتم و جالب آنکه نپذیرفت!

بماند که اکنون در عمل به نسبت اوایل، عمده اشکالات را رفع کرده.

بنده برای این سرباز موفق جبهه انقلاب دعا می‌کنم. هم برای حفظش و افزونی توفیقاتش و هم برای اصلاح برخی کارهایش که کاش نبود.

کسانی که خودی را میزنند، گویا هنوز درک نکرده‌اند شرایط دشوار کنونی و بحران مخاطب را.

و اما اگر رائفی را مولد علم بدانید، حق دارید عصبانی شوید که مگر تحصیلات و سابقه‌ی او چیست؟!

کافی است نگاه‌تان را عوض کنید و او را ناشر بدانید. کسی که مطالب عادی را روخوانی و در قالب مخاطب پسند ارائه و بازنشر می‌کند.

با این دید، خدمت وی در نشر معارف اسلام و انقلاب در میان لایه‌های مختلف جامعه بی‌بدیل و ستودنی است.


شاید شما با این سؤال که تعداد زنان چادری بیشتر است یا بدحجاب مواجه شده و پاسخ و تخمینی هم برای آن داشته باشید.

بنده میخواهم پاسخ را از دقت در خود سؤال شروع کنم:

۱. پرسش، از تعداد خانم‌های «چادری» (به عنوان یکی از اشکال و البته کامل‌ترین شکل حجاب) است، درحالی‌که پاسخ هرچه باشد، پای تمام خانم‌های «محجبه» نوشته می‌شود.

درحالی‌که یا باید سؤال از تعداد چادری‌ها (به عنوان منتهی‌الیه یک طیف) دربرابر بی‌حجاب‌ها (به عنوان منتهی‌الیه طیفی دیگر) باشد و یا اینکه از تعداد افراد معتقد به حجاب (شامل طیف وسیعی از پوشش) دربرابر افراد مصر به بدپوششی و بی‌حجابی باشد.

در غیر این صورت هرکسی که تاری از مویش نمایان باشد، خودبه‌خود و بلاوجه در طیف «بی‌‌حجاب» فرض می‌گردد!

۲. و اما بعد از اصلاح سؤال در یکی از دو صورت مذکور، پاسخ نگارنده به آن در فقدان جامعه‌ی آماری متقن و دقیق، «نمی‌دانم» است!

بله! من هم مانند شما نمی‌دانم تعداد زنان «چادری و بی‌حجاب» یا «محجبه و غیرمحجبه» چقدر است، اما یک چیز مهم را می‌دانم و آن اینکه تخمین‌های مبتنی بر مشاهدات ما، زمین تا آسمان با واقعیت تفاوت دارد، چرا؟

زیرا یک خانم بی‌حاشیه و باحجاب (کامل یا نسبی) اگر خانه‌دار است که عموما در خانه و دور از مشاهدات قرار دارد، و اگر هم شاغل یا محصل و دانشجو است، گریزان از نگاه دیگران و دارای تردد حداقلی در سطح شهر است.

درحالی‌که افراد بی‌حجاب، خصوصا از نوع ولنگار آن، شبانه روز در خیابان پرسه می‌زنند و خود را در «کانون توجه» و «مرکز نگاه» قرار می‌دهند و نتیجه آن می‌شود که زنان بی‌حجاب هر تعداد که باشند، خصوصا به مدد دوپینگ رسانه‌ایِ بعد از هر کشف حجاب و هنجارشکنی در شبکه‌های اجتماعی، چندین برابر بیش از آنچه هستند به «چشم» می‌آیند که خود مهمترین عامل در ترویج توهم «خود بی‌شمار پنداری» است.

 

🎞 جیمز کامرون (تایتانیک، نابودگر، آواتار)

🎞 استیون اسپیلبرگ (فهرست شیندلر، آرواره‌ها، نجات سرباز رایان، پارک ژوراسیک)

🎞 فرانسیس فورد کاپولا (پدر خوانده)

🎞 فرانک دارابونت (فرار از شائوشانک، مسیرسبز)

🎞 پیتر جکسون (ارباب حلقه‌ها)

🎞 دیوید فینچر (هفت، باشگاه مشتزنی، بازی)

🎞 رونالد امریچ (روز استقلال، ۲۰۱۲)

🎞 برایان سینگر (مظنونین همیشگی، ایکس‌من)

🎞 جرج لوکاس (جنگ ستارگان)

🎞 مارتین اسکورسیز (راننده تاکسی، رفقای خوب، رفتگان، دارودسته‌های نیویورکی)

🎞 جیمز ون (سریع و خشن، آکوامن)

🎞 دیوید یاتس (هری پاتر)

🎞 کولین تروورو (دنیای ژوراسیک)

🎞 رابرت زِمِکیست (فلایت، دورافتاده، فارست گامپ، بازگشت به آینده)

🎞 مل گیپسون (مصائب مسیح، شجاع دل)

🎞 ریدلی اسکات (گلادیاتور، مارتین)

🎞 زاک اسنایدر (۳۰۰، سوپرمن)

🎞 کریستوفر نولان (بتمن، اینسپشن)

🎞 برادران واچفسکی (ماتریکس)

🎞 برادران روسو (اونجرز، کپتن امریکا)


در سال ۷۶ و در فقدان رسانه‌های اجتماعی، محمد، فرزند ۲۰ ساله حسن روحانی، به ضرب گلوله کشته می‌شود و هیج اتفاقی هم نمی‌افتد.

وقت رسیدگی به آن پرونده امنیتی نرسیده است؟


شما را نمی‌دانم،

ولی من خیلی دلم برای قاتل و مقتول سوخت،

خدا برای هیچکس نیاورد،

زن نگون بخت، چندماه قبل خوشحال بود از اینکه عروس فردی صاحب ثروت و قدرت شده و عکس‌های عاشقانه‌اش را در فضای مجازی منتشر می‌کرد،

و مرد نگون بخت، شهردار پایتخت این کشور بود که همه چیزش را از دست داده.


طبق معمول آمدنیوز در بزنگاه‌ها به کمک شتافت تا با ادعای دروغ «پرستوی اطلاعات بودنِ میترا استاد» و به قاعده‌ی «بهترین دفاع حمله است» اذهان را از بازگشایی پرونده قتل فرزند حسن روحانی دور نماید.

درهر حال سؤال اصلی باقی است:

ترس از افشای کدام اسرار است که چنین جنایاتی را تجویز میکند؟


نحوه مواجه‌ی ‎#سرطان_اصلاحات با اقدام نجفی:

۱. تأکید بر همسر «دوم» بودن مقتول

۲. خبر کذب متواری نبودن نجفی

۳. خبر کذب سکته نجفی

۴. حمله به صداوسیما

۵. اتهام بی‌مبنا و خلاف واقع به رقیب در سوء استفاده از موضوع

۶. اتهام زنای محصنه به مقتول

۷. اتهام امنیتی بودن مقتول و پاپوش بودن قتل


صداوسیما بنابر ارزش خبری واقعه، که مستند به پرشدن شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های خبری بود، به موضوع ورود کرد و با توجه به سابقه تکذیب‌وتحریف اصلاحات-ضدانقلاب، گزارش خود را مستند به نمایش آلت قتاله کرد و اینبار با تیترهایی چون «اعتراف تلویزیونی» و «بی‌شرافتی سیما» وحشیانه نواخته شد!


به این خبر BBC به عنوان مشتی از خروار دقت کنید:


۱. قرار دادن کلمه «اعتراف» در تیتر به عنوان عبارتی عجیب داخل گیومه.

۲. انتخاب تیتر کنونی به جای «اعتراف نجفی به قتل» و القاء نقش‌آفرینی سیما در روند اعتراف.

۳. یافتن یک تصویر از میترا استاد با «چادر» و انتخاب آن برای خبر قتل.

۴. نشاندن خبر «پخش اعتراف» به جای «اعتراف» به عنوان خبر اصلی و مهم.

۵. استفاده از «صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران» به جای الفاظ جاری در خود بی‌بی‌سی (تلویزیون ایران، صداوسیما و صداوسیمای ایران) برای حکومتی و حاکمیتی جلوه دادن روایت ماجرا.

۶. اکتفا به «وزیر سابق دولت» در مقام بیان سابقه، بدون ذکر تصدی وزارت در کدام دولت‌ها.

۷. ادعای «عدم حضور وکیل» و القای ممانعت از آن، در شرایطی که نجفی شخصا خود را معرفی و تسلیم کرده است.

۸. استفاده از قید «به وضوح مشخص است» برخلاف رویه.

۹. ادعای «تقطیع گزارش» و القاء تحریف آن از سوی سیما.

۱۰. انتخاب ادعای غیرعامدانه بودن قتل توسط نجفی، در میان تمام صحبت‌های او.

* به دلیل محدویت تصویر، صرفا به چند خط اول خبر BBC اکتفا شده!


ببینید افسادطلبانی را که برای نجات حیثیت خود -و نه حتی همقطار قاتل‌شان- اینچنین دروغ و دغل سرهم می‌کنند و از هیچ حیله‌ای نمی‌گذرند.

اینها همان‌هایی بودند که در ۸۸ به خاطر هوس قدرت، مردم را به جان هم انداختند و کشته‌ها ساختند و بدتر آنکه همین جانوران برای ۹۸ و ۱۴۰۰ قصد بردن دارند!


حال که نجفی با شلیک ۵ گلوله دخل همسرش را آورده و حمام خون راه انداخته، قاتل مظلوم است و مقتول مقصر و نظام مسبب!

تصور کنید اگر نجفی موفق به خودکشی می‌شد چه می‌شد؟

یا بدتر از آن، در این نزاع خانوادگی، زن به شوهر شلیک می‌نمود!

خدا به خباثت اصلاح‌طلبان علم داشت که اتفاق دیگری نیفتاد!


از خدمات جریان لیبرال به زنان اینکه دستگاه پروپاگاندای اصلاحات، در ماجرای ارتباط نجفی با میترا استاد و ارتکاب به قتل وی، آنچنان بر طبل پرستوگری مقتول کوبید که تا سال‌ها افکار عمومی نسبت به هر ماجرای ارتباط و ارتکابی، پیش‌داورانه و کورکورانه جنس مؤنث را مجرم و مقصر خواهد پنداشت.


به گزارش خبرنگار تشکل‌های دانشگاهی خبرگزاری فارس، نشست «دهه پنجم انقلاب، فرصت‌ها و چالش‌ها» با حضور صادق زیباکلام استاد دانشگاه تهران و احمد قدیری  کارشناس مسائل سیاسی و دکترای حقوق بین‌الملل دانشگاه علامه برگزار شد.


احمد قدیری در این مناظره با خطاب قرار دادن صادق زیباکلام گفت: گرفتن ژست اپوزیسیون ممنوع! شما باید پاسخگوی عملکرد دولت‌تان باشید.


وی ادامه داد: هر جا مدیریت جهادی و انقلابی حاکم بوده کشور پیشرفت داشته و هرجا مدیران لیبرال و غربگرا برسرکار بوده‌اند کشور یا درجا زده و یا پسرفت داشته است.


قدیری در پاسخ زیباکلام در خصوص تفاوت وضعیت کره جنوبی نسبت به ایران بیان داشت: وقتی در کره خبر سوء استفاده یکی از نزدیکان رئیس جمهور منتشر می شود، مردم و نخبگان خواهان استعفای وی می‌شوند، اما اینجا متاسفانه برخی اساتید و هواداران مسؤلین در هر شرایطی از دولت و تخلفات آن سرسختانه دفاع می‌کنند.


وی در پاسخ به ادعای عدم اختیار دولت و رئیس جمهور برای تحقق اهدافش گفت: این رسم دیرینه رؤسای جمهور است که وقتی می‌خواهند وعده دهند، اختیاراتی در حد خدایی برای خود فرض می‌کنند و افکار عمومی را فریب می‌دهند اما پس از انتخاب، کم کاری و بی‌کفایتی خود را پشت ادعای دروغ نداشتن اختیار مخفی می‌کنند.


قدیری در پاسخ به زیباکلام درباره تحقق اهداف انقلاب گفت: تحقق اهداف نسبی است و باید از نگاه صفر و صدی پرهیز کرد.


زیباکلام هم در این نشست با بیان اینکه اهداف انقلاب محقق نشده، گفت: شورای نگهبان اختیار انتخاب را از مردم می‌گیرد.


قدیری در پاسخ به این موضوع گفت: اولا در کدام یک از کشورهای اروپایی یا آمریکا هرکس می‌تواند بدون ضابطه وارد رقابت‌های انتخاباتی شود؟ ثانیا چه کسی مدنظر شما است که بخواهید نام ببرید و ادعا کنید که اگر او می‌آمد و تأیید می‌شد امروز عمل کرد خوبی از خود نشان می‌داد؟


farsnews.com/news/13980226000603

ایران مال


«بازار بزرگ ایران» مجموعه‌ای است بسیار عظیم و مدرن با طرح سنتی و معماری اسلامی در برخی طبقات که وجود آن را باید به فال نیک گرفت و به عنوان یک قطب گردشگری در شهر تهران همچون مجموعه برج میلاد و یا خیابان ۱۵ خرداد، به حسابش آورد. مجموعه‌ای که مراکز بزرگ تجاری، فرهنگی، تفریحی، ورزشی و اقامتی را در خود جای داده است.

اما این سکه، فارغ از ایجاد مرکزی فرهنگی و قطبی گردشگری، روی دیگری نیز دارد.

ابرمال ایران، اولا و قاعدتا سکوی ترویج و توزیع انواع کالای لوکس و وارداتی و قاتل تولید ملی خواهد بود و ثانیا به دلیل کارکرد و موقعیت جغرافیایی‌اش و قرارگیری در منتهی‌الیه غرب تهران، میعادگاه بزرگ عیاشان تهران و کرج خواهد شد که اگر از هم‌اکنون تمهیداتی برای آن اندیشیده نشود، چه‌بسا این امپراطوری بزرگ بیش از آنکه به محل تبادل کالا معطوف شود، به مرکز تجارت فحشا بدل گردد.


عرض سلام و ادب

جناب اقای قدیری، تشکر از مطالب مفید جلسه آن روز.

نقدی به فرمایشات شما دارم که مرتبط با اتهام معروف «توهم توطئه» است که گاهی خیلی هم اتهام نیست!

اینکه دشمن خیلی دقیق و زیر پوستی عمل میکنه رو قبول دارم، ولی گاهی در تحلیلهای منتقدین مذهبی سینما از جمله استاد شاه حسینی تعابیر و تحلیل‌هایی دیده می‌شود که منِ به ظاهر مذهبیِ ضد صهیونیسمِ انقلابی هم نمی‌توانم هضم کنم، چه برسه به قشر روشنفکر!

تحلیل‌های نشانه شناسی که شما ارائه دادید برخی منطقی بود و برخی غیر قابل پذیرش.

فرض کنید همه با برنامه و با منظور باشه؛ خب باشه؛ چه تاثیری بر مخاطب می‌تونه داشته باشه؟

وقتی پیام به مخاطب منتقل نمی‌شه، وقتی مخاطب نماد رو نمیشناسه، هرچی میخواد باشه باشه.

فلان، نماد عصای موسی باشه، خب باشه، چه انحرافی ممکنه ایجاد بکنه؟ چه محبوبیتی از صهیونیسم یا غیره در دل مخاطب به وجود میاره؟

شاید جهتگیری‌ام را عوامانه و غیر هوشمندانه تلقی بفرمایید ولی دوست ندارم هر گزاره‌ای را بدون تامل بپذیرم. خوشحال میشم پاسخها و تحلیلتان را بشنوم.

مؤید باشید


سلام و تشکر از لطف شما

توضیح مختصر آنکه القائاتِ مبتنی بر نمادها، تحقق‌ش منوط به دو مرحله است: کدگذاری و کدگشایی.

فعلا و عموما مرحله کدگذاری و شرطی سازی مخاطب است. به این صورت که یا نمادهای ایرانی و اسلامی را به تروریست‌ها، اشرار و شیاطینِ شناخته شده منتسب می‌کنند، و یا با مهندسی معکوس، علائم آخرالزمانی و نشانه‌های حضرت مهدی را منفی جلوه می‌دهند (کدگذاری) تا پس از ظهور، خودبه‌خود در خودآگاه یا ناخودآگاهِ مخاطب، زدگی و وحشت ایجاد کند (کدگشایی).

به عنوان مثال در فیلم جن‌گیر، ابتدایش اذان پخش می‌گردد!

شاید کسی حین تماشا اصلا نداند اذان چیست، و اگر هم بداند، حواسش به پخش اذان در فیلم نباشد. اما ضمیر ناخودآگاه کارش را خوب بلد است.

بعدا حین شنیدن اذان، وحشت فیلم در ذهنش تداعی خواهد شد. و اذانی که قبلا شنیده نیز در ذهنش با تداعی و تبادر، معنای جدیدی خواهد یافت.


شرح جلسه مذکور:

farsnews.com/news/13971222000730


پی‌نوشت | در آرشیو شخصی، متن مصاحبه «شان استون» را داشتم که مربوط به سال مسلمان شدنش بود، اکنون لینک و منبع آن در نت موجود نیست، با این حال بخشی از صحبت‌های این کارگردان-بازیگر هالیوود را که مرتبط به موضوع است، عینا منتشر می‌نمایم:


به نظر من، کمپانی والت دیزنی مجری بخشی از سیاست‌های گروهی است که آمریکایی‌ها به آن «ایلومناتی» می‌گویند و در ایران به «فراماسونری» معروف است. والت دیزنی، از همه چیز سمبل سازی میکند. یعنی از پیغام‌های پنهان زیادی در فیلم‌ها و کارتون‌هایش استفاده می‌کند تا اهداف این گروه را برآورده کند.

شاید برای بعضی‌ها عجیب باشد اما مثلاً در کارتون دامبو که در آن نماد اهرام همواره جلوی چشم مخاطب است، بر بزرگترین نماد ایلومناتی یعنی چشمی که در یک هرم است، تاکید می‌شود؛ چشمی که همه را زیر نظر دارد. کسانی که خودشان جزو این گروه هستند حواسشان هست و خوب تشخیص می‌دهند اما مردم عادی نه؛ به این نکات توجهی ندارند و این نمادها، تنها در ضمیر ناخودآگاه آنها، به عنوان نمادهایی مطلوب ذخیره‌سازی می‌شود.

دیزنی دنیا را طوری به شما نشان می‌دهد که مردها و زن‌ها در آرزوها غرق هستند، زن‌های خوب همه پرنسس هستند و مردهای خوب پادشاه؛ زن‌ها منتظرند پادشاهان روزی بیاید و آنها را با خود به سرزمین رویاهای‌شان ببرند. با این کارها بچه‌ها را از دنیای واقعی دور می‌کنند و آنها را شستشوی مغزی می‌دهند و اینطور تلقین می‌کنند که تو اگر یک دختر هستی، بهترین وضعیت برای تو این است که یک پسر بیاید تو را ببوسد و با خود ببرد!

همه صنعت هالیوود دارای پیغام پنهان است و مثلاً همین اتفاق ۱۱ سپتامبر نیز با نمادهای ایلومناتی ارتباطات زیادی دارد. در حقیقت دو رقم ۱ موجود در ۱۱، ستون‌های کابالیسم هستند. همینطور ساختمان پنتاگون که همان نشانه پنج ضلعی و نماد را شیطان را دارد. اگر از من بپرسید که این همه تلاش دولت آمریکا برای استفاده از نمادها در شئون مختلف زندگی مردم چیست، می‌گویم که هالیوود از نمادگرایی برای شرطی کردن مخاطبانش استفاده می‌کند تا بعداً با استفاده از همین سیستم کدگذاری و نمادگرایی، به خیال خود بتواند از مخاطب استفاده خاص خودش را ببرد.