احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۶ مهر ۹۷، ۲۰:۵۳ - خاتمی فر
    چه عجب

۳۳۲ مطلب با موضوع «سیاست» ثبت شده است

 

خلاصه عرایض اینجانب در همایش بزرگ گام دوم انقلاب

فرهنگسرای اندیشه، ۳۰ آبان ۹۸

 

🔹بیانیه گام دوم مهمترین گفته و نگاشته رهبر انقلاب در طول دوران رهبری و حیات سیاسی‌شان است؛ آنچنانکه باید گفت قانون اساسی، اساسنامه انقلاب است و بیانیه گام دوم مرامنامه انقلاب.

 

🔹بازه فراگیری این متن، نه چهل سال، بلکه حدود یک قرن است، زیرا علاوه بر چهل سال آینده و گذشته، مروری هم بر دوران تاریک خاندان پهلوی شده است.

 

🔹این متن دستورالعملی است در تمام شؤن و خطاب به تمام آحاد ملت خصوصا جوانان؛ جوانانی که با فراخوان پذیرش بار مسؤلیت از نسل اول انقلاب، باید ایفای نقش نمایند.

 

🔹به تعبیر بیانیه، ما همچنان درگیر با اردوگاه اسکتبار هستیم اما با کیلومترها تغییر خاکریز؛ آنچنانکه اگر ابتدای انقلاب آمریکایی‌ها هواپیمای مسافربری ایران را زدند و ما اقدام خاصی نکردیم، الان وضع به‌گونه‌ای شده است که ما پهپاد نظامی آن‌ها را می‌زنیم و رئیس‌جمهور آمریکا تشکر می‌کند از اینکه هواپیمای سرنشین‌دارشان را نزده‌ایم؛ و اگر آن زمان جلوی واردات ساده‌ترین تجهیزات دفاعی به ایران را می‌گرفتند، امروز حتی جلوی تجهیز مقاومت یمن به موشک‌هایی که قابلیت هدف قراردادن اسرائیل را دارد را نیز نمی‌توانند بگیرند.

 

🔹امید محور این نامه است؛ و اینکه برخی با توجه به پاره‌ای مشکلات کنونی، هضم مقوله امید برای‌شان آسان نیست، به این دلیل است که انسان توجه ویژه‌ای به مقولات منفی دارد و دشواری‌های حال را به طور ناروا به کل تعمیم می‌دهد. در طول چهل سال انقلاب نیز اگرچه بحران‌های متعددی به خود دیده‌ایم اما کارنامه دست‌آوردهای نظام به طور کلی همواره مثبت بوده.

 

🔸سلام علیکم

بنده طی یکی روزهای اخیر با کانال شما آشنا شدم.

در یکی از سخنرانی ها وظیفه ما را همگرایی با خویشاوندان و پخش مستندهای تبیین گر در جمع ایشان اعلام کردید.

لطفا لیست مستندهایی که برای چنین کاری مناسب میدانید در کانال اعلام بفرمایید.

متشکرم

 

🔹سلام

کلیپ‌های دینی فرهنگی: پناهیان (کانال بیان معنوی).

کلیپ‌های سیاسی: رهبری (خامنه‌ای.آی‌آر)، حسن عباسی (جدال احسن) و رائفی‌پور (مصاف).

مستندهای دینی فرهنگی: ادواردو، گفتگوی فرزادحسنی با خانم آرین در برنامه کوله پشتی.

مستندهای سیاسی: پرزیدنت آکتور سینما، تهران دمشق، آقای نخست وزیر، پرونده ناتمام، فروشنده۱و۲، قائم مقام، سازمان و خارج از دید که تماما قابل دریافت از سایت «سینمامارکت» است.

همچنین کلیپ‌های سیاسی کانال خانه طراحان انقلاب و کلیپ‌های فرهنگی کانال کبریت بسیار جذاب و غنی است؛ خصوصا دو نمونه در خصوص «سرانه ماهانه درآمد هر ایرانی از صادرات نفت» و «سرانه ماهانه هزینه هر ایرانی در هزینه‌های نظامی ایران در منطقه» که اصلاح کننده تصور عمومی غلط و آسیب‌زا است.

اگر در مسجد، مدرسه، محل کار و غیره نیز بتوانید با تلویزیون یا پرده، در روز(های) ثابتی در هفته این‌ها را به نمایش درآورید بسیار مفید و اثرگذار خواهد بود.

آشوب نیابتی

 

چطور می‌شود باور کرد در کابینه‌ای که بسیاری از عناصر کلیدی آن سوابق امنیتی-رسانه‌ای دارند، طرح سهمیه بندی و افزایش قیمت بنزین تا این حد پراشکال و هزینه‌زا اجرایی شود؟ آن‌هم با وجود تجربه اجرای موفق همان طرح در دولت قبل.

چگونه است که این دولت، ناگهان منویات رهبری را نصب‌العین قرارداده و با انتشار هماهنگ و گسترده یک توصیه آرشیوی از رهبری در خصوص لزوم جلوگیری از مصرف مسرفانه بنزین، همه چیز را گردن ایشان می‌اندازد؟

چطور می‌توان پذیرفت که گروه‌های تجزیه‌طلب مسلح که در شرایط آرام و عادی کشور، ناامنی می‌آفرینند، در فتنه آبان‌ماه دست از پا خطا نکنند؟ آیا از جانب شبکه نفوذ با برخی دولت‌های طرف مذاکره نظیر انگلیس، توافقی بوده که صرفا گروه‌های مشخصی وارد عمل شوند و باقی جریان‌های ضدانقلاب اقدامی نکنند؟

چگونه باید سخنرانی فتنه‌انگیز و تفرقه افکن روحانی در یزد را تنها چهار روز پیش از اجرای فتنه بنزینی هضم کرد؟ و چرا شهر همیشه آرام یزد در این اغتشاشات به یکی از مراکز اصلی خشونت تبدیل شد؟

چرا طرح بنزینی پیوست رسانه‌ای امنیتی نداشت و نه افکار عمومی اقناع شد و نه هیچ حفاظتی از پمپ‌بنزین‌ها به عمل آمد؟ و...

 

فارغ از حمایت صریح رئیس وقت سیا از یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری و ابراز امیدواری برای پیروزی وی، پیش از این حمایت گسترده رسانه نیابتی و آشوب‌ساز آمدنیوز را از روحانی شاهد بودیم و اینک آشوب نیابتی را در سطح کشور مشاهده نمودیم.

آشوبی هوشمند و هدفمند که برای امتیازگیری از رهبری و در مضیقه‌ی مذاکره و معامله گذاشتن کشور طراحی و عملیاتی شد تا این گزاره را در افکار عمومی تثبیت کند که «اگر معیشت نباشد امنیت هم نخواهد بود و برای حفظ و اتقای این دو چاره‌ای جز مذاکره و معامله مجدد با آمریکا برای رفع تحریم‌ها نیست» و به همین جهت است که می‌بینیم حکیم انقلاب بدون اشاره به شیوه خائنانه «اجرای دولت» و با حمایت از کلیت «تصمیم سران» درخصوص اصل هدفمندی، ابتدا آشوب را کنترل و سرکوب کردند، و سپس در اولین سخنرانی بعد از فتنه، در جمع تولیدکنندگان، با خط بطلان کشیدن بر ادعای گشایش اقتصادی از قِبل مذاکره، و تأکید بر پابرجایی تحریم‌ها و لزوم تکیه بر توان داخلی، تزویر شبکه نفاق را منکوب نمودند.

موج دوم فتنه

 

با فروکش کردن آشوب‌های آبان‌ماه، نباید تصور کنیم پروژه‌ی ناامن سازی کشور تمام و یا به سال بعد موکول شده. طبق آنچه در عراق شاهد بودیم، موج دوم فتنه، با وجود دو هفته وقفه‌ای که به‌واسطه‌ی اربعین در آن ایجاد شد، به مراتب مخرب‌تر از موج اول پیش از اربعین بود.

شبکه نفاق در کشور متأسفانه پرتعداد، چندلایه و مجزا است. آنچه در این آشوب وارد گود شد، تنها بخشی از بیرونی‌ترین لایه ضدانقلاب، یعنی عموما اراذل اوباش سازماندهی شده و وابسته بود.

به عبارت دیگر، در این جنگ شهری، همچون جنگ‌های کلاسیک نظامی، صرفا چند گردان به خط زدند و عقبه نظامی و سازمانی جریان‌های برانداز پابرجاست و طی روزهای آتی در هر زمان و به هر بهانه اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی امکان هجوم دارند، خصوصا در مواعدی چون ۱۶ آذر، ۹ دی، ۱۲ تا ۲۲ بهمن و انتخابات اسفند مجلس و چالش‌هایی چون اعتراض به ردصلاحیت شدگان یا نتایج اعلامی.

توییتر بازی

 

وقتی بخش عمده جریان نخبگانی جبهه انقلاب، صرفا در فضای مجازی، آن هم نوعا و صرفا در توییتر متمرکز و متورم شده‌اند، نتیجه این می‌شود که با انسداد کامل فیلترشکن‌ها و قطع دسترسی به توییتر، در شرایطی که بیش از همیشه به اعمال نقش و روشنگری این جریان نیاز هست، صدایی از کسی بلند نمی‌شود.

با قطع اینترنت و انسداد دسترسی به توییتر، گویی حباب حیات سلبریتی‌های جبهه انقلاب نیز ترکیده و مطلقا اثری از آنان نیست.

جلوه‌های خیانت متولیان فضای مجازی در عدم توجه به شبکه ملی اطلاعات و پیامرسان‌های بومی، و نیز به اسارت درآوردن نخبگان جبهه انقلاب در توییتر، آن‌هم با تمرکز بر اقدامات بی‌خاصیتی چون هشتگ سازی، به وضوح برملا شده است.

آیا به این همه کارشکنی و اختلال عمدی در موضوعی که به فرموده رهبر انقلاب به اندازه اصل انقلاب اهمیت دارد، یکبار برای همیشه رسیدگی می‌شود، یا همچون گذشته تا فتنه بعدی به فراموشی سپرده خواهد شد؟

 

برنامه «گفت‌وگوی سیاسی» با موضوع «بیانیه گام دوم، جوانان و الزامات تمدن سازی نوین اسلامی و ساخت ایران بزرگ اسلامی» با حضور احمد قدیری، فعال دانشجویی روانه آنتن شبکه رادیوگفت‌وگو شد.

 

احمد قدیری در مصاحبه با رادیوگفت‌وگو عنوان کرد: ابتدا باید قدری در حوزه تمدن نوین اسلامی واژه‌پردازی کنیم، تمدن اگرچه گاهی هم سنگ و در کنار واژه فرهنگ می‌آید، اما متفاوت از آن است. طبیعتا وقتی صحبت از فرهنگ می‌کنیم ناظر به آن بعد نرم‌افزاری است اما وقتی صحبت از تمدن می‌کنیم، حالت ارتقا یافته بحث فرهنگ است، یعنی آن بحث نرم‌افزای، یک پوسته سختی به نام حاکمیت و حکومت به خودش گرفته و نمودها و اِلمان‌های آن تمدن در عرصه سرزمینی و شهری شکل گرفته و یک ظهور و بروز سیاسی به خودش دیده است.

 

وی افزود: چرا تمدن اسلامی؟ به طور طبیعی وقتی انقلاب، حکومت و نرم‌افزار ما اسلامی است، تمدن هم باید اسلامی باشد. اما این تمدن نوین برای چیست؟ شاید قید نوین برای این است که رهبر انقلاب خواستند فاصله بگذارند میان تمدن‌های اسلامی که تا به حال بوده است. همان‌طور که می‌دانیم در فرهنگِ لغتِ سیاسی و تاریخی، تمدن امویان، عباسیان، تیموریان، صفوی و امپراطوری عثمانی را هم تمدن اسلامی می‌نامند؛ تمدنی با خاستگاه و ویژگی‌های فکری و نرم‌افزاری خاص خودشان.

 

این فعال سیاسی ادامه داد: لذا قید نوین اسلامی یعنی آنچه حتما متفاوت و ارتقا یافته نسبت به موارد قبلی بوده است و حتما خاستگاه اسلامی و شیعی دارد، اما این تمدن اسلامی چهار مرحله تکوین و بروز و ظهور دارد؛ نخست بحث انقلاب اسلامی است که آنرا پشت سر گذاشتیم، بعد از آن حکومت اسلامی است که می‌توانیم بگوییم در عرصه پیروزی انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی تا کنون موفق بودیم. در حکومت اسلامی نیز مراحل موفقی را پشت سر گذاشتیم اما هنوز نه دولت اسلامی نه جامعه اسلامی داریم.

 

احمد قدیری گفت: چرا اشاره کردم که حکومت اسلامی داریم اما دولت اسلامی نداریم؟ چون وقتی صحبت از حکومت می‌شود، بحث ساختارهای حکومتی، اصول قانون اساسی و خاستگاه مشروعیت یک نظام و حکومت مطرح است. طبق آنچه که در اصول قانون اساسی آمده و ساز و کارهای مختلف نظام در آن متجلی شده است، می‌توانیم ادعا کنیم که ظرف ما اسلامی است اما آیا مظروف ما که دولت و جامعه است نیز اسلامی است؟ خیر، اما نه به عرض بنده بلکه به فرمایش رهبری اسلامی نیست؛ و در دو مرحله دولت و جامعه، اسلامی نیستیم و نه تنها با آن آرمان‌ها بلکه با ویژگی استانداردی که لازم است بشناسیم و شاید بتوان گفت ویژگی‌های حداقلی است فاصله داریم.

 

وی افزود: تا وقتی که میزان جرم و جنایت در جامعه و اختلاس و فساد در دولت‌های مختلف بالا باشد، قطعا باید با صدای رسا اعتراف کنیم که هنوز دولت و جامعه اسلامی نداریم. اما در رابطه با بیانیه گام دوم خطاب به ملت ایران به ویژه جوانان است، اکنون وضعیت به گونه‌ای است که گاهی افراد احساس می‌کنند که فقط مخاطب بیانیه جوانان است. در حالی که هدف رهبری از بیانیه گام دوم این است که ملت به ویژه جوانان را به میدان بکشانند اما به گونه‌ای جا افتاده که برخی می‌گویند ما که جوان نیستیم پس ما از این دایره تکلیف جدا هستیم. اما این تاکید بر همه ملت است و صرفا قدری بر کنشگری بیشتر جوانان تاکید شده است.

 

فعال دانشجویی در مصاحبه با رادیوگفت‌وگو اظهار کرد: هر آنچه که برای یک حکومت اسلامی و تمدن اسلامی لازم است در آیات قرآن به صراحت اشاره شده و منبع اصلی ما قرآن و تمسک عترت است. به عبارتی هر آنچه که منبع فقهی برای ما (قرآن، سنت و عقل) باشد، در واقع محتوای حکومت و تمدن اسلامی است.

 

radiogoftogoo.ir/NewsDetails/?m=175104&n=418086

 

هیلاری ‏کلینتون در کتاب خود (انتخاب‌های سخت) نوشته بعد از انتخابات ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) ایران، بیش از ۵۰۰۰ نفر را در سراسر جهان علیه حکومت ایران آموزش دادیم.

برفرض که عدد مذکور، گزارشی از عملکرد تمام جامعه اطلاعاتی آمریکا، و نیز مربوط به سال چاپ کتاب (۲۰۱۴) باشد، یعنی آموزش حداقل ۱۰۰۰ برانداز جدید در سال فقط از جانب کشور آمریکا، و نه اروپا و اسرائیل و عربستان.

اگر این حداقل ۱۰ هزار برانداز جدید از ۸۸ تاکنون را بگذاریم در کنار تمام گروه‌های محارب، ضدانقلاب، فرقه‌ای و تجزیه طلب که بخشی از آن در فتنه ۸۸ سربرآورد، مقیاس وحشتناکی از زلزله امنیتی‌ای که درون گسل‌های فعلا فعال نشده وجود دارد، خواهیم یافت.

تذکر این مهم هم از این وجه است که بدانیم چه در پیش داریم و هم از این جهت که نه انبوه جمعیت خرابکار را «مردم» بنامیم و نه در فتنه پیش‌رو از تارومار شدن‌شان توسط حافظان امنیت، متزلزل و مردد شویم.

آسیاب به نوبت

 

قرن ۲۰م کودتا و حمله‌ی نظامی مهمترین مدل براندازی آمریکا در کشورهای آمریکای لاتین و آسیا بود.
دهه اول قرن ۲۱م انقلاب‌های رنگین به راهبرد اصلی براندازی آمریکایی، خصوصا در منطقه قفقاز و اروپای شرقی، بدل شد که ایران را نیز در سال ۸۸ هدف قرار داد. با این تفاوت که آتشی که ایالات متحده برافروخت و مدلی که با رسانه‌های خود ترویج کرد، این‌بار و یک سال بعد دامن متحدان آمریکا را نیز گرفت و حاکمان تونس، مصر و یمن را سرنگون کرد.
اکنون نیز مدل جدید براندازی آمریکا که قیام‌های بدون رهبری آشکار، با بهره‌گیری از نارضایتی‌های اقتصادی و مبتنی بر شبکه‌های اجتماعی است، اگرچه نخست در ایران (۹۶ و ۹۷) و عراق و لبنان (هم‌اکنون در ۹۸) به آزمایش گذاشته شده، اما بی‌شک همچون بهار عربی، موج تحول دیگری را در منطقه رقم می‌زند که سایر رژیم‌های همسو با آمریکا را از صفحه سیاسی خاورمیانه محو خواهد کرد.
تظاهرات اخیر در کویت را که به تأسی از اعتراضات منطقه آغاز شده، به چشم اولین جرقه‌های سرایت آتش به خارج از کشورهای هدف ببینید.
قیام علیه رژیم سراسر فساد سعودی و فروریزی کاخ‌های شیشه‌ای آل سعود، نتیجه حتمی سنگ‌پراکنی عربستان به همسایگان خود خواهد بود.


۱. همراه شدن تاکتیکی با اعتراضات به نیت هدایت مطالبات و آرام کردن شرایط، غلط و بی‌ثمر است و از همان ابتدا باید تمام گروه‌های سیاسی و مراجع دینی صف خود را جدا و با آشوب مخالفت و مقابله کنند.
۲. کنترل سران اغتشاشات مانع فتنه نمی‌شود چراکه در دوره کنونی و در مدل جدید براندازی، اساسا آشوب‌ها بدون رهبر ظاهری صورت می‌گیرد.
۳. آغاز اغتشاشات الزاما موکول به رویداد سیاسی اقتصادی خاصی نیست و در هر زمان و به هر دلیلی امکان شعله‌ور شدن اعتراضات هست.
۴. ترورهای هدفمند در دل آشوب‌های بی‌هدف طراحی و اجرا می‌شود.
۵. با اوج گرفتن ناامنی و هرج‌ومرج هیچ فرد و جناحی در نهایت مصون از تعرض نخواهد بود.
۶. توقف موقت آشوب‌ها را نباید پایان آن تصور کرد.
۷. مقدسات و غیرت دینی، همیشه مانع و دافع آشوب نخواهد بود.
۸. مطالبات به‌حق، همواره امکان انحراف و انفجار را دارد.
۹. علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد و اصلاحات اداری سیاسی پس از آغاز درگیری‌ها فایده چندانی ندارد.
۱۰. آنچه امکان نجات کشور و جامعه را دارد، ولی فقیهِ در رأس ساختار حاکمیت و دارای قاطعیت است، نه مرجعیت دور از سیاستی که ضمانت اجرایی برای تحقق فتاوی و نصایح او وجود ندارد.


فارغ از همه تحلیل‌های ضدونقیض موجود در خصوص پرونده سعید امامی، دقت در چند مطلب مسلم، راه‌گشای موضوع و مشخص کننده هویت و ماهیت او خواهد بود:
۱. سعید امامی، بهایی تبار بود.
۲. پیش از انقلاب و در نوجوانی، نزد دایی خود، سلطان محمد اعتماد، که رئیس هیأت وابستگان نظامی ایران در آمریکا و عامل سیا بود، در آن کشور زندگی می‌کرد.
۳. پس از انقلاب توسط سعید حجاریان گزینش و جذب وزارت اطلاعات می‌شود. و این درحالی است که پیش از آن و پس از کشف اسناد ارتباط اعتماد با سیا در رکن دوم (ضد جاسوسی) ارتش، حجاریان کارشناس پرونده و بازجوی اعتماد بود.
۴. با دستور و تأکید رهبر انقلاب از معاونت امنیت وزارت اطلاعات عزل می‌گردد.