احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۶ مهر ۹۷، ۲۰:۵۳ - خاتمی فر
    چه عجب

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شبکه های اجتماعی» ثبت شده است


شاید شما با این سؤال که تعداد زنان چادری بیشتر است یا بدحجاب مواجه شده و پاسخ و تخمینی هم برای آن داشته باشید.

بنده میخواهم پاسخ را از دقت در خود سؤال شروع کنم:

۱. پرسش، از تعداد خانم‌های «چادری» (به عنوان یکی از اشکال و البته کامل‌ترین شکل حجاب) است، درحالی‌که پاسخ هرچه باشد، پای تمام خانم‌های «محجبه» نوشته می‌شود.

درحالی‌که یا باید سؤال از تعداد چادری‌ها (به عنوان منتهی‌الیه یک طیف) دربرابر بی‌حجاب‌ها (به عنوان منتهی‌الیه طیفی دیگر) باشد و یا اینکه از تعداد افراد معتقد به حجاب (شامل طیف وسیعی از پوشش) دربرابر افراد مصر به بدپوششی و بی‌حجابی باشد.

در غیر این صورت هرکسی که تاری از مویش نمایان باشد، خودبه‌خود و بلاوجه در طیف «بی‌‌حجاب» فرض می‌گردد!

۲. و اما بعد از اصلاح سؤال در یکی از دو صورت مذکور، پاسخ نگارنده به آن در فقدان جامعه‌ی آماری متقن و دقیق، «نمی‌دانم» است!

بله! من هم مانند شما نمی‌دانم تعداد زنان «چادری و بی‌حجاب» یا «محجبه و غیرمحجبه» چقدر است، اما یک چیز مهم را می‌دانم و آن اینکه تخمین‌های مبتنی بر مشاهدات ما، زمین تا آسمان با واقعیت تفاوت دارد، چرا؟

زیرا یک خانم بی‌حاشیه و باحجاب (کامل یا نسبی) اگر خانه‌دار است که عموما در خانه و دور از مشاهدات قرار دارد، و اگر هم شاغل یا محصل و دانشجو است، گریزان از نگاه دیگران و دارای تردد حداقلی در سطح شهر است.

درحالی‌که افراد بی‌حجاب، خصوصا از نوع ولنگار آن، شبانه روز در خیابان پرسه می‌زنند و خود را در «کانون توجه» و «مرکز نگاه» قرار می‌دهند و نتیجه آن می‌شود که زنان بی‌حجاب هر تعداد که باشند، خصوصا به مدد دوپینگ رسانه‌ایِ بعد از هر کشف حجاب و هنجارشکنی در شبکه‌های اجتماعی، چندین برابر بیش از آنچه هستند به «چشم» می‌آیند که خود مهمترین عامل در ترویج توهم «خود بی‌شمار پنداری» است.


خبر را همه شنیده و فیلم را دیده‌ایم. دختری به تنهایی و ظاهرا برای هوس‌بازی، از تهران راهی خانه‌باغی در حاشیه سیرجان می‌شود تا به قرار مجازی‌اش با پسری برسد.

از آن سو نیز آن جوان جانی سیرجانی که ظاهرا از جانب دختر در لایو مورد اهانت قرار گرفته، با رسیدن به طعمه، او را به انواع ضرب‌وشتم و شکنجه می‌نوازد.

تا اینجای ماجرا، اتفاق اگرچه تلخ است، اما عجیب و بی‌سابقه نیست و صفحات حوادث پر است از ضرب و قتل و تجاوز.

اما آنچه من آن را زنگ خطر می‌دانم #زیست_گلخانه‌ای مجازی‌نشینان شبکه‌های‌اجتماعی، علی‌الخصوص اینستاگرام است که آنان را از محیط حقیقی به کلی کنده.

عجیب است که برای دختری، شناخت اکانت اینستاگرامی یک فرد، آنچنان اطمینان‌بخش و اعتمادآفرین است که از شهری به شهری دیگر می‌رود؛ و عجیب‌تر آنکه برای پسری، شکستن شاخ اکانت دیگر در اینستاگرام، آنقدر موضوعیت پیدا می‌کند که فیلم شکنجه کردن دختر را با افتخار و بدون توجه به تبعات قضایی آن در استوری خود قرار می‌دهد، فارغ از آنکه چه تبعاتی در انتظار او است!

چه چیز مخاطب شبکه‌های‌اجتماعی را تا این حد متوهم و غرق در مرداب و گرداب فضای مجازی کرده است؟ آنچنانکه براندازان فیک توییتری که حتی از گردوخاک در فضای حقیقی عاجزاند، به طوفان توییتری گاه‌وبی‌گاه خود می‌بالند و بر طبل توهم خودبی‌شمارپنداری می‌کوبند!

البته پاسخ واضح است، جذابیت‌های متعدد این شبکه‌ها و ایجاد بستر زندگی‌دوم و نمایش هویت و شخصیت دلخواه از خود در شبکه‌های‌اجتماعی، وقتی قرار می‌گیرد در کنار ناکامی‌های اجتماعی، حکم افیون را پیدا می‌کند.

این اثر مخدرگون را خصوصا وقتی قرار می‌دهیم در کنار وقت گذرانی افراطی تقریبا تمام اعضای هیأت دولت در شبکه‌های‌اجتماعی و دست‌آوردسازی و قهرمان‌بازی در حوزه فضای‌مجازی، نتیجه می‌شود آنچه می‌بینیم؛ از معضل امنیتی تلگرام تا بحران اجتماعی اینستاگرام.


farsnews.com/news/13971017000762

عملیات فریب

فایل PDF مجموعه مطالب اینجانب با عنوان «عملیات فریب» در حوزه سواد رسانه

bayanbox.ir/info/1305243302062959881

خز و خرس

۱. حکایت معروفی است که فردی به امید گرفتن خزی شناور بر آب به رودخانه زد اما بیرون نیامد. همراهش که دید رفیقش نمی تواند از آب خارج شود از او ‌پرسید چرا از رود بیرون نمی آیی؟ که غریق پاسخ داد من خواستم خز را بگیرم، خرس من را گرفته!

۲. بسیاری از چهره های سرشناس صفحاتی را برای عرضه عقاید و احیانا «اندیشه»های خود در شبکه های اجتماعی ایجاد کرده اند تا مخاطب را نیز همراه و همنظر خویش گردانند اما در عمل اسیر بازخوردهایی می شوند که از واکنش «مخاطب» به مطالب خود می گیرند و اینجاست که باید گفت به جای گرفتن خز، اسیر خرس شده اند.

۳. حال این مخاطبِ بیش‌فعال و همیشه در صحنه کیست که با نظرات بی پروای خود، چهره ها را به سمت و سوی مطلوب سوق داده و بعضا وادار به اتخاذ مواضع ضد حاکمیتی می کند؟

این طیف از دو گروه تشکیل شده است؛ جمعیتی از فعالان خودجوش فضای مجازی و جماعتی سازمان یافته با ID های فارسی و IP های عموما سعودی (ارتش سایبری عربستان) و در مرتبه بعد اروپایی (اعضای سازمان مجاهدین).

تکلیف جماعت اخیر مشخص است؛ افرادی با اکانت های عموما جعلی و اسامی مستعار و دارای تصاویری نامربوط و بعضا متعلق به مشاهیر غربی.

دسته اول که از طبقه متوسط به بالای شهری با سلایق فرهنگی سیاسی خاص هستند نیز متولیان صفحات اجتماعی پربازدید را به نوبه خود به بیراهه می برند، زیرا نفرات و سروصدای شان در فضای مجازی به مراتب بیشتر است از جمعیت و وزن شان در عرصه حقیقی.

۴. اما آنچه به چشم چهره های هنری، ورزشی و سیاسیونی که به واسطه زندگی های اشرافی، ارتباط مستقیم خود با توده های مردم را قطع کرده اند می آید، نه زندگی حقیقی عموم جامعه که لایک، ریشیر و کامنت افرادی است که مسئولان «مردم»شان می پندارند و رسم «مردم داری» را نیز در هم جهت شدن با نظر و سلیقه آنان و اتخاذ مواضع همسو در توییتر، تلگرام و اینستاگرام می یابند.

۵. باید توجه داشت که فرق است میان «آنچه نظر مردم است» و «آنچه که مردم گمان می کنند نظر مردم است».

ممکن است عموم جامعه بر عقیده ای باشند و در عین حال نیز گمان کنند اکثریت مردم خلاف آن را معتقدند و اینگونه است که «تصویر»ها مغلوب «تصور»ها می گردد؛ زیرا اقلیتی به مدد ذره‌بین فضای مجازی، اکثریت و بزرگتر از آنچه هستند جلوه می کنند؛ موضوعی که در حال حاضر به جد با آن مواجهیم و به معضلی فرهنگی-سیاسی و حتی امنیتی برای کشور بدل گشته است.


در حاشیه!

در حاشیه ضبط گفتگوی رادیویی امروز با موضوع «شبکه های اجتماعی و زیست گلخانه ای»، با اجرای فرهاد اسماعیلی و حضور خانم زهرا طباخی.

پخش: شنبه، ۱۵ اردیبهشت، ساعت ۱۳:۳۰، رادیو گفتگو.

در اولین فرصت ان شاء الله در خصوص ترفندهای مورد استفاده در شبکه های اجتماعی و شیوه های ضریب دادن به کمیت و کیفیت کنش های کاریکاتوری انقلاب و انقلاب کاریکاتوری، مطلب مبسوطی خواهم نوشت، اما تا زمان نگارش، این موارد را علی الحساب و مستند به مصداق پیش رو داشته باشید.

آنچه در فیلم اتفاق افتاده: ۴ زن که با هماهنگی دوربین و پشت به آن، تنها ۵ ثانیه روسری از سر می گشایند و دوباره سر می کنند و از معرکه خود ساخته می گریزند.

آنچه با عملیات روانی دشمن (عنصر روانی) و به واسطه شبکه های اجتماعی (عنصر نرم افزاری) و دستگاه های موبایل و رایانه (عنصر سخت افزاری) القا می گردد: تصویری پایدار (طول پایان ناپذیر عمل در قاب ثابت تصویر) همراه با تکثیر آن در تعداد موبایل های موجود (جایگزینی تعداد کنشگران یک موضوع با تعداد بینندگان یک کنش) و نهایتا استفاده از تعابیر تند و مهیجی چون «انقلاب» و «جنگ» (تیترها و هشتک ها)؛ که عموما نیز توسط جریان رسانه ای و سازماندهی شده بیگانه (اکانت های فیک و اسامی مستعار) تولید و منتشر می شود.

از دل گفتگویی پیرامون حجاب با یکی از دوستان: «من مسئله حجاب رو بیش از اینکه اجتماعی بدونم، امنیتی می دونم. دو جین کد و استدلال مبتنی بر اطلاعات آشکار و نهان هم دارم براش.

نمونه بارز و اخیرش: چند نفر همین دیروز در آستانه دهه فجر و ایام فاطمیه به صورت اتفاقی(!) به یک شکل خاص کشف حجاب میکنن تا ضمن تابو شکتی از حجاب و اقتدار زدایی از نظام، جبهه جدیدی پیش روی جمهوری اسلامی باز کنن.

همونطور که نوشتم، منکر اجتماعی بودن مسئله حجاب نیستم، اما رد مسائل امنیتی رو درش پررنگ تر می دونم.

نه به این معنا که عموم بی حجاب ها سر سپرده مراکز امنیتی اند، بلکه به این معنا که دشمن همیشه خط دهی، تابوشکنی و جریان سازی کرده و میکنه در خصوص حجاب و جامعه هم ناخواسته درگیر میشه».

خواستم برای این تصویر با توجه به سن و سال طرف هشتک بزنم #پیرزن_خیابان_انقلاب، شک کردم که اساسا زن باشد!

این هشتک تقدیم به همه آزادی خواهان سرزمینم: #پیرمرد_خیابان_انقلاب

در اقتدار نظام همین بس که با گذشت چهل سال از انقلاب، جریان ضد ارزشی با چند کشف حجاب در پهنای کشور، مارش پیروزی می نوازند! ترحم برانگیز نیست؟ 

تصویر: تظاهرات علیه حجاب در تهران، مورخ ۱۷ اسفند ۵۷

روسری ها برای که به اهتزاز در می آید؟

جناب آقای روحانی، رئیس جمهور محترم، جناب آقای آشنا، مشاور عملیات روانی رئیس جمهور محترم!

فرض کنید با جریان سازی رسانه های حامی و نیابتی تان، اصلا از فردا قانون لزوم حجاب لغو شود و حتی فراتر از آن، قانون الزام به بی حجابی تصویب گردد.

حال لطف کرده و بدون حاشیه سازی و رد گم کنی، در خصوص تخلف ۸۰ درصدی از بودجه و عدم واریز ۲۴ هزار میلیارد تومان به خزانه توضیح فرمایید. با تشکر

پایه های سیاست عمومی (جنبه درون مرزی دیپلماسی عمومی) در ایران و ظرفیت فعلیت یافته شان نسبت به اهداف انقلاب:

مقام معظم رهبری (فعال و اثر بخش)

نمایندگان مجلس (غیر فعال و یا مخرب)

تشکل های دانشجویی (غیر فعال و کم اثر)

ائمه جمعه و مراجع (غیر فعال و کم اثر)

سازمان های مردم نهاد (غیر فعال و بی اثر)

خبرگزاری ها و مطبوعات (فعال در دو سو)

شبکه های اجتماعی (فعال در دو سو)

تعصب و توحش

مراتب اصرار یک عنصر سبز یا بنفش بر جهل خویش، بعد از بیان حقیقتی تلخ در تضاد با باورهایش:

۱- دعوت به ادب، تقوا و پرهیز از اتهام زنی.

۲- همزمان با مورد اول، درخواست ارائه سند.

۳- انکار بی درنگ سند ارائه شده، بدون مطالعه آن.

۴- همزمان با مورد سوم، استفاده از جمله کلیشه ای «از احمدی نژادتون که بهتره» بدون فهم این مسئله بدیهی که هر کس مخالف روحانی است، الزاما موافق احمدی نژاد نیست.

۵- همزمان با مورد چهارم، و خلاف موارد اول و دوم، فحاشی و تهمت به طرف مقابل و احمدی نژاد، هر کدام به صورت مستقل.

۶- رفتن سراغ نفر و مطلب بعدی، خوشحال از مغلوب کردن طرف مقابل در بحث!

دیگران

این روزها که بحث ضبط جلسات هسته ای توسط دری اصفهانی، بخشی از اخبار را به خود اختصاص داده، خوب است یادآوری نماییم حضور و مکاتبات ان شا الله از سر بی احتیاطی آقایان ظریف، عراقچی و تخت روانچی را در گروهی در نرم افزار اسرائیلی وایبر، که عملا منجر به تقدیم آنلاین تمام گفتگوها به دشمن می شد.
لازم به ذکر است با وجود آمریکایی بودن سرویس های خدمات ایمیلی چون جیمیل، یاهو و هاتمیل، هیلاری کلینتون چندین مرتبه در خصوص استفاده اداری از این سرویس مورد بازجویی اف.بی.آی و ملامت مردم و سیاسیون قرار گرفت.
عراقچی در این خصوص می گوید «برخی اخباری که ویژه هست و لازم است آن دو نفر دیگر هم بدانند، هر کسی در گروه قرار می‌دهد تا دیگران هم در جریان قرار بگیرند»!
tasnimnews.com/fa/news/1393/12/26/689518