احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۴۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حسن روحانی» ثبت شده است

تهدید شناور

 

دشمن همیشه آماده وارد کردن ضربه است و در این خصوص گاهی زمان و زمینه را خود تعیین و فراهم می‌کند و گاهی خارج از برنامه و به‌واسطه اشتباهات داخلی، زمینه‌ای فراهم می‌شود و طرف مقابل وارد عمل شده و از آن بهره‌برداری می‌کند. این بهره‌برداری گاهی از نوع طراحی یک واکنش مستقل و مبتنی‌بر کنشِ ایجاد شده است، و گاهی برنامه از پیش طراحی شده‌ای وجود دارد که با حوادث خارج از برنامه، تنها زمان اجرای آن جابجا می‌گردد.
همیشگی بودن برنامه برای ضربه زدن به کشور که با سلاح‌های کودتا، تجزیه، ترور، خرابکاری، آشوب و یا حمله نظامی ممکن است صورت پذیرد، به معنای یکسان و بی‌نوسان بودن خطر نیست.
این تهدید در مناسبات میان «انگیزه و توان ضربه زننده» و «قدرت و موقعیت ضربه خورنده» شناور است؛ گاهی افزایش می‌یابد و گاهی به اوج می‌رسد.
در این میان در صورت فراهم بودن زمینه ضربه، مهمترین مؤلفه تعیین زمان آن، ترور مناسبت‌ها و بهره‌برداری از تقویم وقایع است.
به این موارد توجه کنید: آشوب دی‌ ۹۶ در آستانه سالگرد ۹‌ دی ۸۸، حمله به نیروهای مسلح در اهواز در رژه ۳۱ شهریور ۹۷، تحریم آمریکا در سالروز تسخیر لانه جاسوسی در ۱۳ آبان ۹۷ و حمله به «کنسولگری» ایران در کربلا در ۱۳ آبان سال ۹۸ و در سالروز تسخیر به «سفارت» آمریکا در تهران.
اما اینکه چرا این مناسبت‌ها مهم، و زمان فتنه‌ها منطبق بر آن است، به دو موضوع بازمی‌گردد: یکی ترور مناسبت‌ها، جبران شکست‌های سیاسی و قدرت‌نمایی، و دیگری بهره‌برداری از ظرفیت‌های آشوب‌ساز این تاریخ‌ها.
با این توضیح باید گفت آبان‌ماهی که به خیر گذشت، بالاترین درجه حساسیت زمینه و زمان را داشت: از یک سو افزایش لجام گسیخته قیمت‌ها و از سویی دیگر انتخابات آمریکا و انگیزه ترامپ در ایجاد موقعیت برتر داخلی و همزمان انگیزه جریان‌های ضدانقلاب و سرویس‌های اسرائیل، سعودی و امارات در یکسره کردن کار جمهوری اسلامی ایران پیش از سقوط قطعی ترامپ یا افول آمریکا به واسطه آشوب‌های پساانتخاباتی.
و این درحالی است که تقویم آبان مملو از حوادث قابل بهره‌برداری است: سالگرد آشوب آبان ۹۸، تحریم‌های آبان ۹۷ آمریکا و تسخیر لانه جاسوسی.
با این اوصاف همه چیز برای وارد کردن ضربه‌کاری به کشور فراهم بود و مهمترین عاملی که مانع فرمان آتش شد، تدبیر رهبری در حفظ ثبات سیاسی، با مخالفت با استیضاح روحانی و متعاقبا انتقال بحران به کشور بود؛ انتخاب بد در مقابل بدتر، و مشابه تصمیمی که در ماجرای افزایش مشکوک و شوک‌آور قیمت بنزین در آبان ۹۸ اتخاذ شد: حمایت از «عمل انجام شده» و جلوگیری از فرافکنی و فرار روحانی و افتادن کشور در دام بحران بی‌دولتی.
گذر از گردنه آبان ۹۹ اگرچه میسر شد اما این پایان راه نیست؛ دی و در مرتبه بعد بهمن نیز سقف خطر باوجود کاهش نسبت به آبان، کماکان بسیار بالا است.
سالگرد قیام ۹ دی ۸۸، ترور سردار سلیمانی، حمله موشکی به پایگاه نظامی آمریکا و آشوب‌های دی‌ماه ۹۶ و ۹۸، بستری است که موقعیت مناسب«تری» برای ضربه تا پایان دی‌ماه را فراهم می‌کند و این همه درحالی است که اشرار جهان در این زمان برگ برنده‌ای می‌خواهند تا نظر هیأت انتخابی آمریکا را به سوی رئیس‌جمهور کنونی جلب، و او را ابقاء کنند.
در چنین موازنه‌هایی است که «تهدید شناور» به سطح می‌آید و قربانی می‌گیرد.
ترور شهید محسن فخری‌زاده بیش از آنکه خروجی جلسه مشترک نتانیاهو، کوهن، پمپئو و بن‌سلمان در عربستان، پنج روز پیش از انجام عملیات باشد، حاصل تلاش مجدانه و شبانه روزی دولت در ایجاد بحران اقتصادی و ارسال مکرر پیام ضعف و ترس روحانی و ظریف در التماس برای معامله موشکی-منطقه‌ای است.
آشوب و ترور دو روی یک سکه و هر دو معلول تبانی جریان نفوذ با سرویس‌های غربی جهت بی‌ثبات سازی اقتصادی، سیاسی و امنیتی است؛ همچنانکه ترور سردار سلیمانی در میانه آشوب‌های آبان و دی ۹۸ رقم خورد.
در بحبوحه جابجایی جهانی قدرت با افول غرب و جریان‌های غربگرا، جنگ ترکیبی در سال ۹۹ به اوج خود رسیده است: دیروز آتش‌افروزی‌های سریالی مراتع و جنگل‌ها و خرابکاری‌های صنعتی در پارچین، نطنز و پالایشگاه‌ها؛ امروز حلقه اول ترورهای زنجیره‌ای با هدف قرار دادن مغز متفکر هسته‌ای-دفاعی؛ و فردا آشوبی که دود آن از آتش دوقطبی امنیت-معیشت و اصرار به معامله‌ای دیگر برخواهد خاست.
در این پیچ خطیر تاریخی باید بیش از همیشه آماده و گوش به فرمان حکیم انقلاب بود تا کشتی انقلاب به سلامت به ساحل ظهور و پایان مأموریت نخست خود برسد.

آب و سراب

 

تصور کنید تشنه وسط بیابان هستید و بازتابی می‌بینید که نمی‌دانید آب است یا سراب.
چه می‌کنید؟ به سمتش نمی‌دوید؟
آیا با این استدلال که موارد پیشین سراب بود، می‌ایستید و منتظر یک آب زلال و مطمئن می‌مانید یا در هر کورسویی دنبال «چیزی» برای رفع عطش می‌گردید؟
اساسا در شرایطی که مجال استدلال نیست، گوش تشنه‌ی در حال هلاکت، بدهکار کسی هست؟
آیا جز این است که هر که به او سراب نشان دهد را دوست و هرکه او را از بیراهه بازدارد، دشمن می‌پندارد؟
این حکایت امروز مردم ما است.
آنقدر با کارشکنی منتخبان امروزشان، در حداقل‌های زندگی و حتی سیر کردن خود درمانده شده‌اند که فرار به ناکجاآباد و رهایی از وضع موجود تنها هدف‌شان است.
این مردم حتی اگر سارق آب و عامل عطش خود را بشناسند، چاره‌ای ندارند جز کرنش در برابر او برای جرعه‌ای؛ چه رسد به آنکه بسیاری دوست و دشمن را اشتباه گرفته‌اند.
گوش تشنه بدهکار نخواهد بود تا تشنگی‌اش رفع نشود، و تشنگی‌اش رفع نمی‌شود اگر از دویدن به سوی سراب دست نکشد.
این دور باطل و گره ناگشوده چگونه باز می‌شود؟
خدمت صادقانه، جهش تولید، رزمایش همدلی و نهضت روشنگری.
بار سنگینی بر دوش داریم...

بد و بدتر

روحانی می‌داند، من و شما هم بدانیم که موافقت‌ها و مخالفت‌های سیاسی مطلق نیست و تابعی از هزینه-فایده (مصلحت) است.
مخالفت رهبری با استیضاح، به منزله ‎#چک_سفید به رئیس‌جمهور نیست، بلکه دادن ‎#فرصت و انتخاب گزینه ‎#بد در مقابل بدتر است.
امام(ره) هم تمام تلاش خود را کردند تا بنی‌صدر و منتظری را در چارچوب نظام حفظ کنند اما ‎#در_نهایت و به عنوان ‎#آخرین_گزینه موافق استیضاح و استعفای آن دو شدند.
تصور من این است که چه در بود روحانی و چه در نبود او به واسطه استیضاح یا استعفا، درهرحال جهش قیمت و آشوب را خواهیم داشت.
‏در نبودش به دلیل شوک سیاسی، التهاب جامعه و خلاء قدرت، با شتاب بیشتر، و در بودش با شدت کمتر.
در این میان، گریختن متهم، تنها باعث می‌شود او و حامیان داخلی و خارجی‌اش، به مدد اعجاز رسانه، به جای پاسخگویی، طلبکار کشور شوند و جبهه گسترده‌تری علیه انقلاب باز شود.
‏اینکه ضدانقلاب توأمان به دولت و نظام بتازند به مراتب خطرش کمتر است از آنکه ضدانقلاب، روحانی، مدیران دولت، عناصر اصلاح‌طلب و سلبریتی‌های حامی‌شان علیه نقطه‌ای به نام انقلاب و رهبر انقلاب همصدا و متمرکز شوند.
‏ایراد دوستان موافق استیضاح در تحلیل‌شان این نیست که مضرات چند ماه بیشتر ماندن روحانی را می‌بینند، ایراد، درک نکردن مضرات جاخالی دادن مسبب اوضاع کنونی کشور است.

 

نگاشته شده در تاریخ ۹۹/۷/۳۰

استراتژیست‌های نظامی پیش از آغاز هر جنگی، آن را «شبیه‌سازی» می‌کنند تا هزینه-فایده جنگ را ترسیم و راهبرد مناسب را اتخاذ نمایند.

اکنون نیز در فضای سیاسی کشور و مطالبه روزافزون استیضاح روحانی، تلاش این قلم، شبیه‌سازی استیضاح و عزل روحانی است:

۱. رسانه‌های معاند داخلی و خارجی از کودتا علیه رئیس‌جمهور می‌گویند و با ملتهب کردن فضای کشور قیمت‌ها را بالاتر می‌برند.

۲. با فراخوان ضدانقلاب و خط‌شکنی شبکه پرتعداد اوباش مسلح و براندازان، آشوب‌های گسترده خیابانی آغاز و شعارهای ساختار شکن طرح می‌شود و مردم ناراضی از اوضاع اقتصادی نیز اعتراض خود را فریاد می‌زنند.

۳. روحانی در فرار به جلو، با ادعای کارشکنی رهبری و سپاه، طرف مقابل را عامل عدم توفیق خود ذکر می‌کند و همراه و همصدای معترضان می‌شود.

۴. مدیران عالی و دانی، و ملی و استانی دولت برای مشروعیت‌زدایی از نظام استعفا می‌دهند و دیپلمات‌ها به کشورهای محل مأموریت پناهنده می‌شوند.

۵. نیروهای امنیتی برای مدیریت و کاهش درگیری‌ها ایفای نقش می‌کنند. با افزایش شمار کشته‌های فتنه، سلبریتی‌های ورزش و هنر به هشتگ پراکنی برای آشوب‌گران می‌پردازند و زنجیره برائت از نظام با مدیریت سرویس‌های خارجی ادامه می‌یابد تا نوبت به ایفای نقش معممین فاسد برسد. امنیتی‌های آلوده نیز تقسیم کار می‌کنند و برخی به کارشکنی در خلوت مأمور می‌شوند و برخی به برائت از نظام در جلوت.

۶. جریان آلوده حوزه و سران اصلاحات و جنبش بهار با نامه و بیانیه خطاب به رهبری و درخواست استعفای ایشان، همصدا با ضدانقلاب، به معطوف کردن مشکلات کشور به رهبر انقلاب و دادن آدرس غلط به جامعه مبادرت می‌ورزند.

۷. در استان‌های مرزی گروه‌های تجزیه طلب به کمک مزدوران تکفیری وارداتی، فرصت را برای جدایی مناسب می‌بینند و فاز مسلحانه را علیه مرکز آغاز می‌کنند.

۸. روحانی با انتشار اسرار نظامی و هسته‌ای گرو گرفته از نظام، بهانه حمله به ایران و یکسره کردن کار نظام و انتقال قدرت را به دشمن می‌دهد.

۹. گروه‌های محارب آتش‌افروزی و خرابکاری‌های غیر رسمی کنونی را شدت می‌بخشند و توأمان ترورهای کور و هدفمند را در دستورکار قرار می‌دهند.

۱۰. با افزایش گسترده تلفات و ناامنی‌ها، و ضرب‌وشتم و کشتار نیروهای ارزشی در کوچه و خیابان و حمله به مساجد و اهانت به مقدسات، انقلابی‌های سست نیز خواهان پایان اوضاع به هر نحو ممکن می‌شوند و با مطالبه پایان «چرخه خشونت» عملا در زمین مقابل بازی می‌کنند. بسیاری از چهره‌های موسوم به اصولگرا و عدالتخواه و فعالان مجازی نیز با وسط بازی کردن و انتقاد به تصمیمات و منصوبین رهبری، لباس عافیت بر تن می‌کنند.

۱۱. اصلاح‌طلبان و بسیاری از مردم انتخابات را تحریم می‌کنند و ۱۴۰۰ را سال تعیین تکلیف با جمهوری اسلامی از مجرای رفراندوم اعلام می‌دارند.

۱۲. به واسطه کشته‌ها و ویرانی‌های بسیار، قطحی، غارت و افزایش چند ده برابری قیمت‌ها

الف. کشور به وضعیتی مشابه سوریه دچار می‌شود، با این تفاوت که دیگر ایرانی به کمک ایران نخواهد آمد؛ آنچنانکه با تلفات و خسارات بسیار، روحانی یا دیگر مهره دلخواه غرب، با اقتدار کامل وارث ویرانی خود ساخته شده و به قدرت بلامنازع این کشور فروپاشیده بدل می‌گردد.

ب. و یا همچون مدل لیبی به باتلاق حمله نظامی خارجی، چندپارگی و جنگ بی‌انتهای داخلی فرو می‌رویم.

پاورقی:

۱. آنچه ترسیم شده، آینده‌پژوهی مبتنی‌بر واقعه‌نگاری از تحولات جاری منطقه و فتنه‌های تجربه شده علیه محور مقاومت، کشورهای سوریه، عراق، لبنان و ایرانِ ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۷ و ۹۸ است.

۲. ترسیم تبعات منفی ورود نابهنگام به عزل و استیضاح، مستند به شرایط فعلی کشور است که صدالبته قابلیت تغییر دارد و با افزایش درگیری‌های داخلی و خارجی بلوک غرب و خصوصا آمریکا، و افزایش توان اقتصادی، امنیتی و دفاعی ایران و مهمتر از همه رشد بینش مردم و پیروی از رهبری، امکان حصول آن و یا خلع سلاح کردن روحانی و واداشتن او به فرود آرام در ماه‌های پایانی دولتش وجود دارد.

۳. کلید زدن فتنه مذکور از روزنه استعفا یا استیضاح روحانی اگرچه مطلوب شبکه نفوذ و سرویس‌های پشتیبان است، اما محدود به آن نیست. این آتش در بقای روحانی نیز امکان اشتعال دارد که در آن صورت تکلیف دیگری داریم.

والعاقبة للمتقین

 

نگاشته شده در تاریخ ۹۹/۷/۲۹

بچه زرنگ

«بچه زرنگ» فقط اصلاح‌طلبایی که از ته چپ‌گرایی و وحشی‌گری و افراط زدن تو فاز لیبرال بازی؛
با تندروی و رانت و اختلاس، بسیاری رو از انقلاب متنفر کردن و حالا با روشنفکر بازی از همون رانده‌شدگان سواری میگیرن؛
قبل انتخابات احمقانه‌ترین وعده‌ها رو میدن اما بعدش یادشون میفته اختیار ندارن؛
همیشه در قدرت بودن، همیشه هم ژست اوپوز میگیرن؛
با دستاوردهای سپاه عکس میگیرن، خرشون که از پل گذشت لگد میزنن؛
اگه انتخاباتی رو ببرن، بردن، اگه ببازن، تقلب شده؛
همیشه گرای تحریم میدن و با شعار رفع تحریم میان سر کار؛
بجای شرمندگی از مفاسد اخلاقی و اقتصادی‌شون، طلبکار شورای نگهبانن.

اخیرا دیدم سایت توقیف شده جهان نیوز لیست مبسوط و مستندی از مفاسد اصلاحات و کارگزاران منتشر کرده بود[۱] که اگر آن را به موارد زیر اضافه کنیم فهرست نسبتا کاملی از مفاسد کلان اقتصادی در معرض قضاوت عموم قرار خواهد گرفت.
نکته قابل توجه آنکه در این میان رد پای خانواده هاشمی کم‌وبیش در تقریبا تمام این مفاسد مشهود است:

میرحسین موسوی اکنون در ویلایی ۱۰۱۱ متری زندگی می‌کند. وی این منزل را زمان نخست وزیری در اختیار داشت و پس از آن به درخواست او و با موافقت رئیس جمهور وقت (هاشمی) این خانه به یک هفتادم قیمت روز به وی واگذار می‌شود!

در موضوع موسوم به «دکل نفتی گم شده» نام فرزند یکی از وزرای دولت خاتمی در میان بود.

ماجرای فیش‌های نجومی ۳۷۹ مدیر این دولت و توجیه روحانی در ابتدا و دفاع جهانگیری که گفته بود «بانک‌ها مظلوم اند» و نوبخت که گفت «این‌ها ذخیره‌های نظام‌اند» قابل توجه است.
جالب آنکه در فاصله سال‌های ۸۹ تا ۹۳ اسحاق جهانگیری، معاون اول روحانی و مسئول برخورد با مفاسد اقتصادی و حقوق‌های نجومی، به همراه دیگر اعضای هیئت مدیره شرکت سیمان تهران، جمعا ۸۶۵ میلیون تومان پاداش دریافت نموده‌اند.

تاسیس صرافی بدون مجوز در زمان اوج نوسانات ارزی توسط حسین فریدون و شریکش (علی صدقی، رئیس نجومی خوار بانک رفاه) موضوع ناپیدایی نیست.

اختلاس ۸۰۰ میلیارد تومانی باند سرخه در دولت کنونی و ارتباطش به فریدون نیز جالب است.

وقف دانشگاه آزاد به ارزش ۲۵۰ هزار میلیارد تومان (با احتساب دلار هزار تومانی در سال ۸۸ معادل ۲۵۰ میلیارد دلار) توسط هیات امنای دانشگاه (هاشمی، میرحسین موسوی، حسن مصطفوی و جاسبی) درحالی صورت گرفت که در دولت قبل دست این افراد از این دانشگاه متعلق به بیت المال کوتاه شد و درنتیجه تصمیم گرفتند در وقفی نامشروع خود را متولی وقف قرار داده و سهمی به ظاهر قانونی را به عنوان متولی از این بابت از درآمدهای کلان دانشگاه برداشت نمایند که با مانعیت مقام معظم رهبری، این طرح شوم خنثی گردید.

در آخرین نمونه از اختلاس‌های کلان دولت روحانی، ۸۰۰۰ میلیارد تومان از صندوق ذخیره‌ی فرهنگیان اختلاس شد که حدود نیمی از آن (۳۸۰۰ میلیارد تومان) تنها سهم شخص مدیر عامل بود.

در توضیح آنچه به دولت دهم منسوب می‌کنند باید گفت بابک زنجانی به اذعان خودش از رانندگی رئیس بانک مرکزی دولت هاشمی به مسئولیت خطیر توزیع ارز در کشور رسید و شد آنچه شد! جالب آنکه وی در انتخابات ۹۲ کمکی بلاعوض و ۵ میلیارد تومانی به ستاد روحانی نمود و دو نوبت مورد تقدیر اکبر هاشمی و حسن روحانی قرار گرفت. حال با توجه به امکانی که برای او در فروش نفت محیا بود، در دولت دهم فروش بخشی از نفت به کشورهای دیگر در زمان تحریم به وی واگذار شد که همین امر مستمسک نسبت دادن مفاسد وی به دولت دهم گشت.

فساد بانکی ۳۰۰۰ میلیارد تومانی که مربوط به شرکت امیر منصور آریا است، اختلاسی متعلق به بخش خصوصی بود که به برکت نظام اسلامی، عامل آن اعدام شد و ۵۰۰۰ میلیارد تومان از اموال وی (۲۰۰۰ میلیارد تومان بیش از آنچه برداشته بود) مصادره گردید. خاوری، رئیس وقت بانک ملی نیز که در این فساد مشارکت داشت، از مدیران بانکی بود که نسبت فکری‌اش با هاشمی و حمایت انتخاباتی از او در سال ۸۴ موضوع پنهانی نیست.

فساد رحیمی در پرونده بیمه مربوط به زمان قبل از معاون اولی وی بود، و البته وقتی احمدی نژاد در اقدامی سهل انگارانه او را به عنوان معاون اول برگزید، اصولگریان بسیاری انتقاد کردند که چرا یک مهره هاشمی (استاندار کردستان در زمان هاشمی) که متهم به فساد اقتصادی است را در دولت خود آن هم در این سمت منصوب کرده است. جالب آنکه احمدی نژاد تا روز آخر دولتش مانع برخورد قضایی با رحیمی شد و دست درازی به کابینه را خط قرمز خود نامید.

کمتر از ۷۰۰ میلیارد دلار (رقم دقیق ۶۲۳ میلیارد دلار) درآمد نفت ایران در ۸ سال احمدی نژاد، که عده‌ای آن را با سوال «این پول ها کجا رفت؟» طوری وانمود می‌کنند که انگار دزدیه شده است، صرف هزاران پروژه ملی و استانی و بودجه جاری و عمرانی کشور شد که شرح هزینه‌کرد این مبالغ به صورت تفکیکی قابل مشاهده است.


۱. jahannews.com/report/339206
۲. rajanews.com/news/250569

 

* نگاشته شده در ۹۵/۷/۱

پاسخ به شبهه موشکی

۱. در برجام محدودیت موشکی قید نشده و صرفا در قطعنامه ۲۲۳۱ ذکر گشته و همانطور که عراقچی و دیگران به درستی اذعان دارند، نقض قطعنامه، نقض برجام نیست.

۲. جالب آنکه آزمایش موشکی در قطعنامه هم منع نشده است.
آنچه که در قطعنامه ۲۲۳۱ ممنوع است، ساخت و آزمایش موشک‌های ساخته شده «برای» حمل کلاهک اتمی است.
فارغ از اینکه چرا با وجود آمادگی روسیه و چین برای رفع محدودیت تسلیحاتی و موشکی، آن موضوع مرتفع نشد و ظریف با چه مجوزی حاتم بخشی کرد، و فارغ از اینکه کدام یک از معیارهای عینی (objective) یا ذهنی (subjective) در خصوص مفهوم «برای» ملاک است، دیدگاه تصریح شده تیم ایرانی همواره این بوده که ملاک، معیار ذهنی است و وقتی ایران قصد و امکان تولید تسلیحات اتمی را ندارد، به طریق اولی بحث آزمایش و ساخت موشک‌های بالستیک «برای» حمل سلاح اتمی نیز منتفی است.
با این تفاسیر ادعای روحانی در خصوص «موشک هوا کردن برای برهم زدن برجام» از سه حال نیست؛ یا آن شیخ از محتوای توافق سفارشی بی‌خبر است؛ یا مثل همیشه دروغ گفته؛ و یا توافق مخفی و خیانت‌باری در جریان است که مستند روحانی قرار گرفته.

۳. نیروهای مسلح ایران از ابتدای انقلاب تاکنون همواره مشغول تست موشکی و ارتقای توان آن بوده‌اند. خدعه روحانی این بود که با تمرکز بر آزمایش‌های پس از امضای برجام، آن را به توافق رابط داد و طبق معمول در فرار به جلو، مقصری برای خبط و خیانت خود یافت.

۴. پیوند زدن بحث آزمایش موشک با شکست برجام، یک طرح انتخاباتی بود که نه در سالهای پس از برجام، بلکه در مناظره انتخاباتی ۹۶ از جانب روحانی رونمایی شد. موضوعی که اگرچه از سوی رئیس‌جمهور رها شده است، اما پادوهای رسانه‌ای دولت همچنان درگیر ماجرا هستند.

۵. نکته ناگفته آنکه وقتی جنگ حقوقی در خصوص ملاک دانستن معیار عینی و ذهنی میان ایران و آمریکا برقرار است، تست موشک در بازه امضا تا اجرا بزرگترین کمک به ادعای ایران است؛ زیرا ایران در اقدامی عملی، آمریکا را در دو راهی اعتراض یا پذیرش قرار داد که با سکوت سابق این کشور در آن زمان، دیگر اعتراض لاحق محلی از اعتبار ندارد.

۶. مطلب آخر در خصوص شعار «مرگ بر اسرائیل» روی برخی موشک‌هاست.
آیا این اقدام مصداق دشمن تراشی است یا فایده و هدفی بر آن مترتب است؟
پاسخ دو وجه ایجابی و سلبی دارد.
در خصوص وجه ایجابی باید گفت تهدید رژیم اتمی اسرائیل که در نهایت خصم با ایران به سر می‌برد و از تهدید علنی کشور به حمله نظامی در مجامع بین‌المللی هم ابایی ندارد، مقابله به مثل، عین عزت و در راستای توازن وحشت است.
اما نکته مهمتر وجه سلبی آن است. آمریکا، اسرائیل و ضدانقلاب اصرار دارند توان نظامی و موشکی ایران را تهدیدی برای کل جهان نشان دهند و به همین دلیل «مرگ بر اسرائیل» تأکید صریح، صادقانه و هوشمندانه ایران است مبنی‌بر اینکه جز با رژیم اسرائیل با کشور دیگری نزاع ندارد.

 

* نگاشته شده در 18 تیر 99

علت عصبانیت

‏۱. زنگ خطر کرونا در جهان به صدا در می‌آید اما روحانی آنچنان در لغو پروازهای چین تعلل می‌کند که وزیر بهداشت ناچار به انتشار نامه هشدارآمیز خود به رئیس‌جمهور می‌گردد.
با بی‌خیالی مفرط دولت، ماسک، دستکش، الکل و مواد ضدعفونی کننده نایاب می‌شود.
روحانی مشابه تصمیم ابتدایی همتای انگلیسی خود ‏نه تنها از قرنطینه و حتی فاصله گذاری اجتماعی پرهیز می‌کند، بلکه با عادی جلوه دادن بحران، انذار دلسوزان را نیز بی‌اثر می‌نماید.
در این میان حتی به طور شگفت‌آوری آزاد راه افتتاح، و مسافرت مردم و شیوع ویروس را تسهیل می‌کند: قطعه یک آزادراه تهران-شمال و قطعه دو و سه آزادراه همت.

‏۲. «رزمایش همدلی» و «ستاد ملی مقابله با کرونا» با سکانداری دولت، دو تدبیر حکیم انقلاب برای مقابله با بحران کرونا و تبعات اقتصادی-امنیتی آن و به کار واداشتن روحانی بود.
به مدد ورود نهادهای تحت نظر رهبری نظیر ستاد اجرایی فرمان امام، کمیته امداد، سپاه، بسیج، آستان قدس رضوی و نیروهای جهادی، ‏بحران در ایران کنترل و به مردم کمک شد و همزمان با بروز درماندگی و درندگی دولت‌های غربی، مدیریت ممتاز جمهوری اسلامی، به افتخاری جهانی برای نظام بدل گشت.

۳. روحانی با کارنامه سیاه و دستان خالی و علی‌رغم اقدامات مشکوک نخستین، فرصت را برای مصادره دست‌آوردها فراهم دید و ‏به گرفتن عکس‌های یادگاری مشغول شد.
هر موقع که اخبار را روشن می‌کنید، روحانی از «باید» و «نباید»ی در خصوص کرونا صحبت می‌کند؛ و خود را قهرمان مبارزه با آن جا می‌زند؛ همان فردی که در نهایت بی‌خیالی گفته بود صبح جمعه از قیمت بنزین مطلع شده!

‏۴. اما این عکس‌های یادگاری برای روحانی دوام نداشت. وزیر بهداشت به عنوان متولی اصلی مقابله با کرونا، به صراحت رهبر انقلاب و درایت و حمایت ایشان را عامل اصلی توفیق در مدیریت بحران و کنترل کرونا دانسته و با این اظهارات آلبوم عکس روحانی را پاره کرده.
روحانی عصبانی و درصدد انتقام است؛‏ و چه بسا کار به برکناری نمکی نیز بیانجامد.
برکناری اما بهانه می‌خواهد. خدا کند قحطی دارو یا افزایش قیمت آن و یا جهش تعداد مبتلایان به کرونا در دستور کار شبکه نفوذ نباشد.
ناظران هوشیارتر از همیشه اوضاع را رصد می‌کنند و خیانتی دیگر را بر نمی‌تابند.
دوران «بزن و در رو» تمام شده است.

نگاشته شده در 5 خرداد 99

گزیده صحبت‌های اینجانب در پخش زنده اینستاگرامی، مورخ ۲۱ اردیبهشت ۹۹

 

🔹از ابتدای قرن ۲۱ آمریکا استراتژی براندازی نرم را که مبتنی بر بحث تقلب در انتخابات بود در کشورهای آسیای میانه، شرق اروپا و خاورمیانه در پیش گرفت.

🔹با جنگ سوریه براندازی نرم به براندازی سخت بدل شد و با فتنه دی‌ماه ۹۶ ایران، حد اعلای جنگ ترکیبی به کار گرفته و در سال‌های ۹۷ و ۹۸ تکرار شد.

🔹به دلیل فشار اقتصادی تحمیلی به مردم که حاصل تحریم خارجی و کارشکنی جریان نفوذی داخلی است، قشر مستضعف که همیشه حامی نظام در برابر تهدیدها بوده، دارد تبدیل می‌شود به جریان برانداز و در بهترین حالت بی‌تفاوت.

🔹اگرچه بعد شناختی و اقتصادی از پایه‌های جنگ ترکیبی است، اما محدود به آن نیست و جنگ سایبری، بیولوژیک، ماورایی و تمام آنچه بتواند کشور هدف را تضعیف نماید نیز در جنگ ترکیبی کاربرد دارد.

🔹جنگ تمدن‌ها به طرفیت اردوگاه اسلام و استکبار به اوج رسیده و آمریکا تمام توان خود را به میدان آورده تا پیش از فروپاشی، ایران را متلاشی کند.

🔹پیش‌بینی می‌شود حاصل جمع تمام فتنه‌های چهل ساله انقلاب را در نیمه اول سال ۹۹ داشته، و با ترور، خرابکاری، تورم، آشوب، شعارنویسی و کشف حجاب گسترده مواجه باشیم.

🔹اینبار دیگر قطع اینترنت کارایی نخواهد داشت، و با جنگ شهری سلولی و محله محور مواجه خواهیم بود.

🔹جریان‌های تجزیه طلب، یکی از اهرم‌های فشار دشمن علیه کشور است که به طور گسترده فعال خواهند شد.

🔹حضور گسترده مردم در بورس از دو جهت می‌تواند نگران کننده باشد. یکی اینکه با افت شاخص، شوک و شورش ایجاد می‌شود و دیگر آنکه مردم شرطی شده و هرچه شاخص را بالا ببرد مطلوب، و هرچه باعث افت شاخص شود، مطرود خواهد بود.

🔹اگر روحانی بحث مذاکره را پیش بکشد و رهبری مخالفت کند، اینجا بورس اهرم فشار روحانی خواهد بود و مردم را علیه رهبر انقلاب خواهد شوراند.

🔹اینجا زمان موضوعیت دارد. تا پیش از پایان ریاست جمهوری روحانی و قبل از اینکه مجلس جدید وضع را سامان دهد و به واسطه بحران در اردوگاه غرب فشارها علیه ایران کم شود، باید کار نظام را یکسره کنند.

🔹فتنه آبان ۹۸ زمانی واقع شد که پیش از آن جبهه مخالف آمریکا نظیر هنگ‌کنگ، ونزوئلا، بولیوی، عراق و لبنان به نوعی درگیر آشوب بودند و در انتها نوبت به ایران رسید. اکنون هم که شاهد تلاش برای کودتا در ونزوئلا و آغاز آشوب در عراق هستیم، باید سرایت فتنه به ایران را قطعی بدانیم.

🔹با آغاز فاز مسلحانه ضدانقلاب، نیروهای امنیتی نیز گروهک‌ها را قلع و قمع می‌کنند و اینجاست که رسانه‌های معاند به بهانه نقض حقوق بشر، نظام و رهبری را مسؤل کشتارها معرفی کرده و در این میان هم بسیار محتمل است عده‌ای نفوذی داخل دستگاه‌های امنیتی همانند قتل‌های زنجیره‌ای کار‌هایی کنند که سبب سوء استفاده دشمن شود.

🔹قدرت نرم نظام متکی به حوزه علمیه و قدرت سخت آن متکی به نیروهای نظامی است. حال اگر در آشوب پیش‌رو نفوذی‌های این دو صنف از رهبری برائت کنند، هدفی ندارند جز القاء به پایان رسیدن عمر جمهوری اسلامی.

🔹آخوندهای فاسدی هستند که با بالاگرفتن درگیری‌ها، مأموریت خود را مبنی بر نامه و بیانیه به رهبری و درخواست استعفا مطرح خواهند کرد؛ به این بهانه که سیره پبامبر و امام علی این نبوده. کسانی که تاکنون در خصوص تحریف آشکار سیره پیامبر و امیرالمؤمنین و درس مذاکره گرفتن از عاشورا سکوت کرده بودند، خواهید دید که چگونه سیره شناس خواهند شد و با بیان گزینشی تاریخ، آن را تحریف و علیه انقلاب استفاده خواهند کرد.

🔹مأموریت روحانیون و نظامیان فاسد و نفوذی، دفعی و در بدو امر نخواهد بود بلکه اقدام آنان در حکم آخرین ضربه است. دشمن برای بالا بردن اثر جنگ اعصاب، لایه‌های مختلف وابستگان، نظیر هنرمندان، ورزشکاران و سیاسیون فاسد را تدریجا به مخالفت با نظام و برائت از رهبری مأمور می‌کند تا مردم احساس کنند همه چیز دارد از دست می‌رود و دیگر کسی پای انقلاب نخواهد ماند.

🔹حذف جریان نفوذ بسیار سخت و پرتلفات است. آنچه فعلا می‌بینید نوک کوه یخ است. تدبیر رهبری مدیریت صحنه و خریدن زمان است تا با افزایش بحران در جهان و جبهه دشمنان، خودبه‌خود شرایط برای کشور سهل شود و کشتی انقلاب به ساحل ظهور برسد.
 

آشوب نیابتی

 

چطور می‌شود باور کرد در کابینه‌ای که بسیاری از عناصر کلیدی آن سوابق امنیتی-رسانه‌ای دارند، طرح سهمیه بندی و افزایش قیمت بنزین تا این حد پراشکال و هزینه‌زا اجرایی شود؟ آن‌هم با وجود تجربه اجرای موفق همان طرح در دولت قبل.

چگونه است که این دولت، ناگهان منویات رهبری را نصب‌العین قرارداده و با انتشار هماهنگ و گسترده یک توصیه آرشیوی از رهبری در خصوص لزوم جلوگیری از مصرف مسرفانه بنزین، همه چیز را گردن ایشان می‌اندازد؟

چطور می‌توان پذیرفت که گروه‌های تجزیه‌طلب مسلح که در شرایط آرام و عادی کشور، ناامنی می‌آفرینند، در فتنه آبان‌ماه دست از پا خطا نکنند؟ آیا از جانب شبکه نفوذ با برخی دولت‌های طرف مذاکره نظیر انگلیس، توافقی بوده که صرفا گروه‌های مشخصی وارد عمل شوند و باقی جریان‌های ضدانقلاب اقدامی نکنند؟

چگونه باید سخنرانی فتنه‌انگیز و تفرقه افکن روحانی در یزد را تنها چهار روز پیش از اجرای فتنه بنزینی هضم کرد؟ و چرا شهر همیشه آرام یزد در این اغتشاشات به یکی از مراکز اصلی خشونت تبدیل شد؟

چرا طرح بنزینی پیوست رسانه‌ای امنیتی نداشت و نه افکار عمومی اقناع شد و نه هیچ حفاظتی از پمپ‌بنزین‌ها به عمل آمد؟ و...

 

فارغ از حمایت صریح رئیس وقت سیا از یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری و ابراز امیدواری برای پیروزی وی، پیش از این حمایت گسترده رسانه نیابتی و آشوب‌ساز آمدنیوز را از روحانی شاهد بودیم و اینک آشوب نیابتی را در سطح کشور مشاهده نمودیم.

آشوبی هوشمند و هدفمند که برای امتیازگیری از رهبری و در مضیقه‌ی مذاکره و معامله گذاشتن کشور طراحی و عملیاتی شد تا این گزاره را در افکار عمومی تثبیت کند که «اگر معیشت نباشد امنیت هم نخواهد بود و برای حفظ و اتقای این دو چاره‌ای جز مذاکره و معامله مجدد با آمریکا برای رفع تحریم‌ها نیست» و به همین جهت است که می‌بینیم حکیم انقلاب بدون اشاره به شیوه خائنانه «اجرای دولت» و با حمایت از کلیت «تصمیم سران» درخصوص اصل هدفمندی، ابتدا آشوب را کنترل و سرکوب کردند، و سپس در اولین سخنرانی بعد از فتنه، در جمع تولیدکنندگان، با خط بطلان کشیدن بر ادعای گشایش اقتصادی از قِبل مذاکره، و تأکید بر پابرجایی تحریم‌ها و لزوم تکیه بر توان داخلی، تزویر شبکه نفاق را منکوب نمودند.