احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۴۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حسن روحانی» ثبت شده است

اخیرا دیدم سایت توقیف شده جهان نیوز لیست مبسوط و مستندی از مفاسد اصلاحات و کارگزاران منتشر کرده بود[۱] که اگر آن را به موارد زیر اضافه کنیم فهرست نسبتا کاملی از مفاسد کلان اقتصادی در معرض قضاوت عموم قرار خواهد گرفت.
نکته قابل توجه آنکه در این میان رد پای خانواده هاشمی کم‌وبیش در تقریبا تمام این مفاسد مشهود است:

میرحسین موسوی اکنون در ویلایی ۱۰۱۱ متری زندگی می‌کند. وی این منزل را زمان نخست وزیری در اختیار داشت و پس از آن به درخواست او و با موافقت رئیس جمهور وقت (هاشمی) این خانه به یک هفتادم قیمت روز به وی واگذار می‌شود!

در موضوع موسوم به «دکل نفتی گم شده» نام فرزند یکی از وزرای دولت خاتمی در میان بود.

ماجرای فیش‌های نجومی ۳۷۹ مدیر این دولت و توجیه روحانی در ابتدا و دفاع جهانگیری که گفته بود «بانک‌ها مظلوم اند» و نوبخت که گفت «این‌ها ذخیره‌های نظام‌اند» قابل توجه است.
جالب آنکه در فاصله سال‌های ۸۹ تا ۹۳ اسحاق جهانگیری، معاون اول روحانی و مسئول برخورد با مفاسد اقتصادی و حقوق‌های نجومی، به همراه دیگر اعضای هیئت مدیره شرکت سیمان تهران، جمعا ۸۶۵ میلیون تومان پاداش دریافت نموده‌اند.

تاسیس صرافی بدون مجوز در زمان اوج نوسانات ارزی توسط حسین فریدون و شریکش (علی صدقی، رئیس نجومی خوار بانک رفاه) موضوع ناپیدایی نیست.

اختلاس ۸۰۰ میلیارد تومانی باند سرخه در دولت کنونی و ارتباطش به فریدون نیز جالب است.

وقف دانشگاه آزاد به ارزش ۲۵۰ هزار میلیارد تومان (با احتساب دلار هزار تومانی در سال ۸۸ معادل ۲۵۰ میلیارد دلار) توسط هیات امنای دانشگاه (هاشمی، میرحسین موسوی، حسن مصطفوی و جاسبی) درحالی صورت گرفت که در دولت قبل دست این افراد از این دانشگاه متعلق به بیت المال کوتاه شد و درنتیجه تصمیم گرفتند در وقفی نامشروع خود را متولی وقف قرار داده و سهمی به ظاهر قانونی را به عنوان متولی از این بابت از درآمدهای کلان دانشگاه برداشت نمایند که با مانعیت مقام معظم رهبری، این طرح شوم خنثی گردید.

در آخرین نمونه از اختلاس‌های کلان دولت روحانی، ۸۰۰۰ میلیارد تومان از صندوق ذخیره‌ی فرهنگیان اختلاس شد که حدود نیمی از آن (۳۸۰۰ میلیارد تومان) تنها سهم شخص مدیر عامل بود.

در توضیح آنچه به دولت دهم منسوب می‌کنند باید گفت بابک زنجانی به اذعان خودش از رانندگی رئیس بانک مرکزی دولت هاشمی به مسئولیت خطیر توزیع ارز در کشور رسید و شد آنچه شد! جالب آنکه وی در انتخابات ۹۲ کمکی بلاعوض و ۵ میلیارد تومانی به ستاد روحانی نمود و دو نوبت مورد تقدیر اکبر هاشمی و حسن روحانی قرار گرفت. حال با توجه به امکانی که برای او در فروش نفت محیا بود، در دولت دهم فروش بخشی از نفت به کشورهای دیگر در زمان تحریم به وی واگذار شد که همین امر مستمسک نسبت دادن مفاسد وی به دولت دهم گشت.

فساد بانکی ۳۰۰۰ میلیارد تومانی که مربوط به شرکت امیر منصور آریا است، اختلاسی متعلق به بخش خصوصی بود که به برکت نظام اسلامی، عامل آن اعدام شد و ۵۰۰۰ میلیارد تومان از اموال وی (۲۰۰۰ میلیارد تومان بیش از آنچه برداشته بود) مصادره گردید. خاوری، رئیس وقت بانک ملی نیز که در این فساد مشارکت داشت، از مدیران بانکی بود که نسبت فکری‌اش با هاشمی و حمایت انتخاباتی از او در سال ۸۴ موضوع پنهانی نیست.

فساد رحیمی در پرونده بیمه مربوط به زمان قبل از معاون اولی وی بود، و البته وقتی احمدی نژاد در اقدامی سهل انگارانه او را به عنوان معاون اول برگزید، اصولگریان بسیاری انتقاد کردند که چرا یک مهره هاشمی (استاندار کردستان در زمان هاشمی) که متهم به فساد اقتصادی است را در دولت خود آن هم در این سمت منصوب کرده است. جالب آنکه احمدی نژاد تا روز آخر دولتش مانع برخورد قضایی با رحیمی شد و دست درازی به کابینه را خط قرمز خود نامید.

کمتر از ۷۰۰ میلیارد دلار (رقم دقیق ۶۲۳ میلیارد دلار) درآمد نفت ایران در ۸ سال احمدی نژاد، که عده‌ای آن را با سوال «این پول ها کجا رفت؟» طوری وانمود می‌کنند که انگار دزدیه شده است، صرف هزاران پروژه ملی و استانی و بودجه جاری و عمرانی کشور شد که شرح هزینه‌کرد این مبالغ به صورت تفکیکی قابل مشاهده است.


۱. jahannews.com/report/339206
۲. rajanews.com/news/250569

 

* نگاشته شده در ۹۵/۷/۱

پاسخ به شبهه موشکی

۱. در برجام محدودیت موشکی قید نشده و صرفا در قطعنامه ۲۲۳۱ ذکر گشته و همانطور که عراقچی و دیگران به درستی اذعان دارند، نقض قطعنامه، نقض برجام نیست.

۲. جالب آنکه آزمایش موشکی در قطعنامه هم منع نشده است.
آنچه که در قطعنامه ۲۲۳۱ ممنوع است، ساخت و آزمایش موشک‌های ساخته شده «برای» حمل کلاهک اتمی است.
فارغ از اینکه چرا با وجود آمادگی روسیه و چین برای رفع محدودیت تسلیحاتی و موشکی، آن موضوع مرتفع نشد و ظریف با چه مجوزی حاتم بخشی کرد، و فارغ از اینکه کدام یک از معیارهای عینی (objective) یا ذهنی (subjective) در خصوص مفهوم «برای» ملاک است، دیدگاه تصریح شده تیم ایرانی همواره این بوده که ملاک، معیار ذهنی است و وقتی ایران قصد و امکان تولید تسلیحات اتمی را ندارد، به طریق اولی بحث آزمایش و ساخت موشک‌های بالستیک «برای» حمل سلاح اتمی نیز منتفی است.
با این تفاسیر ادعای روحانی در خصوص «موشک هوا کردن برای برهم زدن برجام» از سه حال نیست؛ یا آن شیخ از محتوای توافق سفارشی بی‌خبر است؛ یا مثل همیشه دروغ گفته؛ و یا توافق مخفی و خیانت‌باری در جریان است که مستند روحانی قرار گرفته.

۳. نیروهای مسلح ایران از ابتدای انقلاب تاکنون همواره مشغول تست موشکی و ارتقای توان آن بوده‌اند. خدعه روحانی این بود که با تمرکز بر آزمایش‌های پس از امضای برجام، آن را به توافق رابط داد و طبق معمول در فرار به جلو، مقصری برای خبط و خیانت خود یافت.

۴. پیوند زدن بحث آزمایش موشک با شکست برجام، یک طرح انتخاباتی بود که نه در سالهای پس از برجام، بلکه در مناظره انتخاباتی ۹۶ از جانب روحانی رونمایی شد. موضوعی که اگرچه از سوی رئیس‌جمهور رها شده است، اما پادوهای رسانه‌ای دولت همچنان درگیر ماجرا هستند.

۵. نکته ناگفته آنکه وقتی جنگ حقوقی در خصوص ملاک دانستن معیار عینی و ذهنی میان ایران و آمریکا برقرار است، تست موشک در بازه امضا تا اجرا بزرگترین کمک به ادعای ایران است؛ زیرا ایران در اقدامی عملی، آمریکا را در دو راهی اعتراض یا پذیرش قرار داد که با سکوت سابق این کشور در آن زمان، دیگر اعتراض لاحق محلی از اعتبار ندارد.

۶. مطلب آخر در خصوص شعار «مرگ بر اسرائیل» روی برخی موشک‌هاست.
آیا این اقدام مصداق دشمن تراشی است یا فایده و هدفی بر آن مترتب است؟
پاسخ دو وجه ایجابی و سلبی دارد.
در خصوص وجه ایجابی باید گفت تهدید رژیم اتمی اسرائیل که در نهایت خصم با ایران به سر می‌برد و از تهدید علنی کشور به حمله نظامی در مجامع بین‌المللی هم ابایی ندارد، مقابله به مثل، عین عزت و در راستای توازن وحشت است.
اما نکته مهمتر وجه سلبی آن است. آمریکا، اسرائیل و ضدانقلاب اصرار دارند توان نظامی و موشکی ایران را تهدیدی برای کل جهان نشان دهند و به همین دلیل «مرگ بر اسرائیل» تأکید صریح، صادقانه و هوشمندانه ایران است مبنی‌بر اینکه جز با رژیم اسرائیل با کشور دیگری نزاع ندارد.

 

* نگاشته شده در 18 تیر 99

علت عصبانیت

‏۱. زنگ خطر کرونا در جهان به صدا در می‌آید اما روحانی آنچنان در لغو پروازهای چین تعلل می‌کند که وزیر بهداشت ناچار به انتشار نامه هشدارآمیز خود به رئیس‌جمهور می‌گردد.
با بی‌خیالی مفرط دولت، ماسک، دستکش، الکل و مواد ضدعفونی کننده نایاب می‌شود.
روحانی مشابه تصمیم ابتدایی همتای انگلیسی خود ‏نه تنها از قرنطینه و حتی فاصله گذاری اجتماعی پرهیز می‌کند، بلکه با عادی جلوه دادن بحران، انذار دلسوزان را نیز بی‌اثر می‌نماید.
در این میان حتی به طور شگفت‌آوری آزاد راه افتتاح، و مسافرت مردم و شیوع ویروس را تسهیل می‌کند: قطعه یک آزادراه تهران-شمال و قطعه دو و سه آزادراه همت.

‏۲. «رزمایش همدلی» و «ستاد ملی مقابله با کرونا» با سکانداری دولت، دو تدبیر حکیم انقلاب برای مقابله با بحران کرونا و تبعات اقتصادی-امنیتی آن و به کار واداشتن روحانی بود.
به مدد ورود نهادهای تحت نظر رهبری نظیر ستاد اجرایی فرمان امام، کمیته امداد، سپاه، بسیج، آستان قدس رضوی و نیروهای جهادی، ‏بحران در ایران کنترل و به مردم کمک شد و همزمان با بروز درماندگی و درندگی دولت‌های غربی، مدیریت ممتاز جمهوری اسلامی، به افتخاری جهانی برای نظام بدل گشت.

۳. روحانی با کارنامه سیاه و دستان خالی و علی‌رغم اقدامات مشکوک نخستین، فرصت را برای مصادره دست‌آوردها فراهم دید و ‏به گرفتن عکس‌های یادگاری مشغول شد.
هر موقع که اخبار را روشن می‌کنید، روحانی از «باید» و «نباید»ی در خصوص کرونا صحبت می‌کند؛ و خود را قهرمان مبارزه با آن جا می‌زند؛ همان فردی که در نهایت بی‌خیالی گفته بود صبح جمعه از قیمت بنزین مطلع شده!

‏۴. اما این عکس‌های یادگاری برای روحانی دوام نداشت. وزیر بهداشت به عنوان متولی اصلی مقابله با کرونا، به صراحت رهبر انقلاب و درایت و حمایت ایشان را عامل اصلی توفیق در مدیریت بحران و کنترل کرونا دانسته و با این اظهارات آلبوم عکس روحانی را پاره کرده.
روحانی عصبانی و درصدد انتقام است؛‏ و چه بسا کار به برکناری نمکی نیز بیانجامد.
برکناری اما بهانه می‌خواهد. خدا کند قحطی دارو یا افزایش قیمت آن و یا جهش تعداد مبتلایان به کرونا در دستور کار شبکه نفوذ نباشد.
ناظران هوشیارتر از همیشه اوضاع را رصد می‌کنند و خیانتی دیگر را بر نمی‌تابند.
دوران «بزن و در رو» تمام شده است.

نگاشته شده در 5 خرداد 99

گزیده صحبت‌های اینجانب در پخش زنده اینستاگرامی، مورخ ۲۱ اردیبهشت ۹۹

 

🔹از ابتدای قرن ۲۱ آمریکا استراتژی براندازی نرم را که مبتنی بر بحث تقلب در انتخابات بود در کشورهای آسیای میانه، شرق اروپا و خاورمیانه در پیش گرفت.

🔹با جنگ سوریه براندازی نرم به براندازی سخت بدل شد و با فتنه دی‌ماه ۹۶ ایران، حد اعلای جنگ ترکیبی به کار گرفته و در سال‌های ۹۷ و ۹۸ تکرار شد.

🔹به دلیل فشار اقتصادی تحمیلی به مردم که حاصل تحریم خارجی و کارشکنی جریان نفوذی داخلی است، قشر مستضعف که همیشه حامی نظام در برابر تهدیدها بوده، دارد تبدیل می‌شود به جریان برانداز و در بهترین حالت بی‌تفاوت.

🔹اگرچه بعد شناختی و اقتصادی از پایه‌های جنگ ترکیبی است، اما محدود به آن نیست و جنگ سایبری، بیولوژیک، ماورایی و تمام آنچه بتواند کشور هدف را تضعیف نماید نیز در جنگ ترکیبی کاربرد دارد.

🔹جنگ تمدن‌ها به طرفیت اردوگاه اسلام و استکبار به اوج رسیده و آمریکا تمام توان خود را به میدان آورده تا پیش از فروپاشی، ایران را متلاشی کند.

🔹پیش‌بینی می‌شود حاصل جمع تمام فتنه‌های چهل ساله انقلاب را در نیمه اول سال ۹۹ داشته، و با ترور، خرابکاری، تورم، آشوب، شعارنویسی و کشف حجاب گسترده مواجه باشیم.

🔹اینبار دیگر قطع اینترنت کارایی نخواهد داشت، و با جنگ شهری سلولی و محله محور مواجه خواهیم بود.

🔹جریان‌های تجزیه طلب، یکی از اهرم‌های فشار دشمن علیه کشور است که به طور گسترده فعال خواهند شد.

🔹حضور گسترده مردم در بورس از دو جهت می‌تواند نگران کننده باشد. یکی اینکه با افت شاخص، شوک و شورش ایجاد می‌شود و دیگر آنکه مردم شرطی شده و هرچه شاخص را بالا ببرد مطلوب، و هرچه باعث افت شاخص شود، مطرود خواهد بود.

🔹اگر روحانی بحث مذاکره را پیش بکشد و رهبری مخالفت کند، اینجا بورس اهرم فشار روحانی خواهد بود و مردم را علیه رهبر انقلاب خواهد شوراند.

🔹اینجا زمان موضوعیت دارد. تا پیش از پایان ریاست جمهوری روحانی و قبل از اینکه مجلس جدید وضع را سامان دهد و به واسطه بحران در اردوگاه غرب فشارها علیه ایران کم شود، باید کار نظام را یکسره کنند.

🔹فتنه آبان ۹۸ زمانی واقع شد که پیش از آن جبهه مخالف آمریکا نظیر هنگ‌کنگ، ونزوئلا، بولیوی، عراق و لبنان به نوعی درگیر آشوب بودند و در انتها نوبت به ایران رسید. اکنون هم که شاهد تلاش برای کودتا در ونزوئلا و آغاز آشوب در عراق هستیم، باید سرایت فتنه به ایران را قطعی بدانیم.

🔹با آغاز فاز مسلحانه ضدانقلاب، نیروهای امنیتی نیز گروهک‌ها را قلع و قمع می‌کنند و اینجاست که رسانه‌های معاند به بهانه نقض حقوق بشر، نظام و رهبری را مسؤل کشتارها معرفی کرده و در این میان هم بسیار محتمل است عده‌ای نفوذی داخل دستگاه‌های امنیتی همانند قتل‌های زنجیره‌ای کار‌هایی کنند که سبب سوء استفاده دشمن شود.

🔹قدرت نرم نظام متکی به حوزه علمیه و قدرت سخت آن متکی به نیروهای نظامی است. حال اگر در آشوب پیش‌رو نفوذی‌های این دو صنف از رهبری برائت کنند، هدفی ندارند جز القاء به پایان رسیدن عمر جمهوری اسلامی.

🔹آخوندهای فاسدی هستند که با بالاگرفتن درگیری‌ها، مأموریت خود را مبنی بر نامه و بیانیه به رهبری و درخواست استعفا مطرح خواهند کرد؛ به این بهانه که سیره پبامبر و امام علی این نبوده. کسانی که تاکنون در خصوص تحریف آشکار سیره پیامبر و امیرالمؤمنین و درس مذاکره گرفتن از عاشورا سکوت کرده بودند، خواهید دید که چگونه سیره شناس خواهند شد و با بیان گزینشی تاریخ، آن را تحریف و علیه انقلاب استفاده خواهند کرد.

🔹مأموریت روحانیون و نظامیان فاسد و نفوذی، دفعی و در بدو امر نخواهد بود بلکه اقدام آنان در حکم آخرین ضربه است. دشمن برای بالا بردن اثر جنگ اعصاب، لایه‌های مختلف وابستگان، نظیر هنرمندان، ورزشکاران و سیاسیون فاسد را تدریجا به مخالفت با نظام و برائت از رهبری مأمور می‌کند تا مردم احساس کنند همه چیز دارد از دست می‌رود و دیگر کسی پای انقلاب نخواهد ماند.

🔹حذف جریان نفوذ بسیار سخت و پرتلفات است. آنچه فعلا می‌بینید نوک کوه یخ است. تدبیر رهبری مدیریت صحنه و خریدن زمان است تا با افزایش بحران در جهان و جبهه دشمنان، خودبه‌خود شرایط برای کشور سهل شود و کشتی انقلاب به ساحل ظهور برسد.
 

آشوب نیابتی

 

چطور می‌شود باور کرد در کابینه‌ای که بسیاری از عناصر کلیدی آن سوابق امنیتی-رسانه‌ای دارند، طرح سهمیه بندی و افزایش قیمت بنزین تا این حد پراشکال و هزینه‌زا اجرایی شود؟ آن‌هم با وجود تجربه اجرای موفق همان طرح در دولت قبل.

چگونه است که این دولت، ناگهان منویات رهبری را نصب‌العین قرارداده و با انتشار هماهنگ و گسترده یک توصیه آرشیوی از رهبری در خصوص لزوم جلوگیری از مصرف مسرفانه بنزین، همه چیز را گردن ایشان می‌اندازد؟

چطور می‌توان پذیرفت که گروه‌های تجزیه‌طلب مسلح که در شرایط آرام و عادی کشور، ناامنی می‌آفرینند، در فتنه آبان‌ماه دست از پا خطا نکنند؟ آیا از جانب شبکه نفوذ با برخی دولت‌های طرف مذاکره نظیر انگلیس، توافقی بوده که صرفا گروه‌های مشخصی وارد عمل شوند و باقی جریان‌های ضدانقلاب اقدامی نکنند؟

چگونه باید سخنرانی فتنه‌انگیز و تفرقه افکن روحانی در یزد را تنها چهار روز پیش از اجرای فتنه بنزینی هضم کرد؟ و چرا شهر همیشه آرام یزد در این اغتشاشات به یکی از مراکز اصلی خشونت تبدیل شد؟

چرا طرح بنزینی پیوست رسانه‌ای امنیتی نداشت و نه افکار عمومی اقناع شد و نه هیچ حفاظتی از پمپ‌بنزین‌ها به عمل آمد؟ و...

 

فارغ از حمایت صریح رئیس وقت سیا از یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری و ابراز امیدواری برای پیروزی وی، پیش از این حمایت گسترده رسانه نیابتی و آشوب‌ساز آمدنیوز را از روحانی شاهد بودیم و اینک آشوب نیابتی را در سطح کشور مشاهده نمودیم.

آشوبی هوشمند و هدفمند که برای امتیازگیری از رهبری و در مضیقه‌ی مذاکره و معامله گذاشتن کشور طراحی و عملیاتی شد تا این گزاره را در افکار عمومی تثبیت کند که «اگر معیشت نباشد امنیت هم نخواهد بود و برای حفظ و اتقای این دو چاره‌ای جز مذاکره و معامله مجدد با آمریکا برای رفع تحریم‌ها نیست» و به همین جهت است که می‌بینیم حکیم انقلاب بدون اشاره به شیوه خائنانه «اجرای دولت» و با حمایت از کلیت «تصمیم سران» درخصوص اصل هدفمندی، ابتدا آشوب را کنترل و سرکوب کردند، و سپس در اولین سخنرانی بعد از فتنه، در جمع تولیدکنندگان، با خط بطلان کشیدن بر ادعای گشایش اقتصادی از قِبل مذاکره، و تأکید بر پابرجایی تحریم‌ها و لزوم تکیه بر توان داخلی، تزویر شبکه نفاق را منکوب نمودند.

 

پاسخ مختصر به رایج‌ترین شبهه این روزها:

چرا رهبری از طرح سهمیه بندی بنزین حمایت کردند:

اگرچه هدفمندی یارانه‌ها یک ضرورت اقتصادی است اما حمایت از طرح دولت که به تأیید دیگر سران قوا نیز رسیده، الزاما حمایت از آن سهمیه و قیمت نیست، چه رسد به آنکه تأیید و حمایت از نحوه‌ی اجرای پراشکال آن باشد.

اقدام رهبری صرفا حمایت از یک فرآیند است، فرآیندی مشورتی به پشتوانه بدنه کارشناسی کشور. همانند حمایت همیشگی ایشان از همه رؤسای جمهور کشور که برآمده از فرآیند انتخابات و آراء عموم مردم است.

رهبر انقلاب با حمایت خود از آن فرآیند، ضمن آنکه به بدنه دولت جسارت جراحی اقتصادی را داد، از دامنه اعتراضات کاست، صف مردم و نیروهای انقلاب را از آشوبگران جدا نمود، و اقدام شبهه ناک دولت را مصادره و مدیریت نمود تا مبادا از موج ناامنی و فشار مضاعف اقتصادی بر مردم، میوه مسموم مذاکره مجدد برای حراج امنیت ملی چیده شود.


در آستانه برگزاری اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل و سفر روحانی به نیویورک، به تحولات اخیر دقت کنید:

- اعلام تمایل چندباره ترامپ برای مذاکره با روحانی
- اعلام آمادگی متقابل روحانی
- اعلام وجود آثار اورانیوم در تورقوزآباد توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی
- افزایش حملات اسرائیل به مواضع محور مقاومت در منطقه
- افزایش لفاظی‌های نتانیاهو علیه ایران و ادعای وجود سایت مخفی هسته‌ای
- برکناری بولتون، مشاور امنیت ملی تندرو آمریکا

آنچه از مجموع این تحرکات استنتاج می‌شود، قراردادن مردم و مسؤلان در میانه‌ی «خوف» و «رجاء» و فراهم سازی مقدمات معامله موشکی و منطقه‌ای با نقطه آغازین دیدار ترامپ و روحانی است.

این دیدار الزاما دو جانبه و رسمی نیست، ممکن است غیررسمی و چند جانبه باشد و به واسطه‌ی مکرون و حتی با ورود ترامپ به محل حضور روحانی محقق گردد.
همچنین ضرورت و توجیهی ندارد که در این دیدار معامله و حتی مذاکره‌ای صورت گیرد.
فعلا صرف دیدار و شکستن قبح مذاکره مجدد -ولو با ژست تهاجمی روحانی- هدف است که حتما همراه خواهد شد با پایین آوردن قیمت‌ها در داخل، عربده‌های تصنعی نتانیاهو، رفت و آمد هیأت‌های اروپایی به ایران و در یک کلام چشاندن حلاوت مذاکره به مردم و بدنام کردن مخالفان با معامله جدید.

اما این پایان کار نیست. اگر پروژه‌ی خلع سلاح ایران از کانال مذاکرات موسوم به برجام۲ با تدبیر و مقاومت حکیم انقلاب ناکام بماند، آنگاه نوبت لشکرکشی خیابانی و تحقق «زمستان داغ» است.
پروژه‌ای که یکبار در دی‌ماه سال ۹۶ رخ نمود؛ چند ماهی است شدت یافته و با ابعادی گسترده‌تر بازتولید خواهد شد که شرح مختصات آن را به نگاشته‌ای مجزا موکول، و در اینجا به همین نکته بسنده می‌کنم که تمرکز بر موضوعاتی چون «حجاب»، «استادیوم»، «کنسرت»، «نظارت استصوابی» و امثال آن، با هدف یارکشی از طیف‌های مختلف جامعه برای رویارویی با نظام و افزودن بر شمار پیاده نظام فتنه است.

منتشره در ۲۰ شهریور ۹۸ در کانال تلگرام GhadiriNetwork

 

پی نوشت:

 

روحانی نیویورک را ترک کرد، درحالیکه دیدار با ترامپ در نهایت محقق نشد.
سؤالی که مطرح می‌شود این است که آیا پیش‌بینی و هشدار نسبت به تحقق دیدار غلط بود؟
پاسخ به این سؤال اگرچه قدری پیچیده است، اما سعی می‌شود ساده و مختصر بیان گردد.
ابتدا در تفاوت پیش‌بینی با پیش‌گویی باید گفت، پیش‌گویی مبتنی بر وحی یا احساس است، درحالیکه پیش‌بینی محاسبه محور است.
به عبارت دیگر در پیش‌بینی یا تحلیل از آینده، مؤلفه‌های موجود در وضعیت حال بررسی و با اتصال وقایع دخیل به یکدیگر، ادامه مسیر تبیین می‌گردد.
حال اگر با رعایت اصول تحلیل، در نهایت امری محقق نگردد، چیزی از ارزش آن نمی‌کاهد.
به عنوان مثال اگر بر اساس نظرسنجی‌ها و مدنظر قرار دادن شیب رشد یک کاندیدا، پیروزی وی در انتخابات پیش‌بینی گردد اما در نهایت و شب انتخابات وی از رقابت‌ها انصراف دهد و یا به واسطه‌ی یک اتفاق، دچار ریزش ناگهانی آراء گردد، نمی‌توان گفت پیش‌بینی تحلیلگران در پیشتازی و پیروزی وی غلط بوده.
با این توضیح باید گفت اگر دیدار روحانی با ترامپ محقق نشده، دلیلش «نخواستن» نیست، بلکه به دلیل سطح بالای هشدار و فشار «نتوانستن» است.
روحانی پیش از انتخابات ۹۶ از معامله‌های بیشتر و بزرگتر تحت عنوان «برجام‌های دیگر» سخن می‌گفت و پیش از سفر به نیویورک نیز اعلام داشت آماده دیدار با «هر فردی» است.
ظریف با صراحت و آشنا به کنایه، روحانی را آماده مذاکره مجدد ذکر کردند و رهبر انقلاب آنقدر خطر را جدی دیدند که علی‌رغم نهی صریح و چندباره، بار دیگر ممنوعیت مطلق دیدار دو یا چندجانبه را صریحا و «از پشت بلندگو» گوشزد کردند.
البته نباید معامله را محدود به مذاکره با آمریکا و همان را نیز منحصر به نیویورک دانست. روحانی با عبارت «برجام حداقل بود، اگر بیشتر می‌خواهید باید بیشتر بپردازید» سرنخ را به آمریکایی‌ها داده و آن‌ها را به راهبرد «فشار-مذاکره-معامله» امیدوار ساخته.
اتفاقات پیش‌رو را باید در دو ساحت داخلی و خارجی با دقت رصد کرد و نسبت به خیانت‌های محتمل هشیار بود.

وکیل پایه یک

 

جناب آقای دکتر شهبازی

ریاست محترم کانون وکلای دادگستری

با سلام

احتراما به استحضار می‌رساند آقای حجت‌الاسلام روحانی در سوابق‌شان مدعی شده‌اند که «وکیل پایه یک دادگستری» هستند.

به عنوان یک دانش‌آموخته حقوق و به نمایندگی از خیل جوانان منتظر در صف ورود به کسوت وکالت، از شما به عنوان متولی کنونی کانون درخواست دارم راجع به پرونده‌ی ایشان شفاف سازی نموده و جزئیات قبولی وی در آزمون کانون و گذراندن دوره کارآموزی و ارتقاء به پایه یک را برای افکار عمومی حیرت زده تشریح فرمایید.

در تکمله از ریاست محترم قوه قضاییه نیز تقاضا دارم بررسی پرونده وکالت آقای حاج شیخ حسن روحانی، موسوم به «دکتر روحانی» به عاقبت پرونده تحصیلی ایشان دچار، و بی‌نتیجه رها نشود.

با سپاس فراوان، احمد قدیری

 

🔹متولد ۹ دی ۱۳۲۷ (شناسنامه ۲۱ آبان ۱۳۲۷) سرخه است.

🔹هفت فرزند بودند که خواهر و برادر بزرگتر وی در کودکی مرده و حسین، طوبی، فاطمه و طاهره، برادر و خواهران او هستند.

🔹پنج فرزند دارد:
زهرا و سپس منصوره که ساکن اتریش و عروس محمدحسین بهشتی، وارد کننده بزرگ میوه است.
محمد، کشته شده در جوانی، در دهه هفتاد به دست فردی که نگران افشای اسرارش بود. جالب آنکه روحانی در کتاب خاطراتش هیچ اشاره‌ای به این فرزند خود نمی‌کند.
مجید، با فامیلی «عمرانی»!
و فرزند آخر، مریم، که همسر کامبیز مهدی‌زاده است.

🔹قبل از انقلاب توسط ساواک دستگیر، و برای آنچه «رهایی از فشار دستگاه» نام نهاده، اردیبهشت ۵۷ راهی انگلستان می‌شود.
هرچند ادعای روحانی این است که این خروج از کشور به توصیه‌ی شهیدان بهشتی و مطهری بوده، اما هیچ مؤیدی بر گفته‌ی وی موجود نیست.

🔹درحالیکه مدعی است از ۱۴ سالگی تحت تعقیب بوده و سال‌های ۴۳ و ۴۴ توسط شهربانی و ساواک بازداشت و ممنوع المنبر شده اما در سال ۴۸ بدون هیچ منعی پذیرفته‌ی حقوق دانشگاه تهران می‌شود و در اوج به اصطلاح مبارزات و مشغله‌های حوزوی، ۳ ساله به او لیسانس می‌دهند!

🔹«وکیل پایه یک از سال ۸۶» از سوابق مذکور برای او است، درحالیکه هیچگاه نه در آزمون وکالت شرکت کرد و نه مراحل ارتقاء به مرتبه پایه یک (از جمله کارآموزی) را طی نمود.

🔹تا سال ۷۹ پنج دوره نماینده مجلس بود و در تمام این مدت خود را دکترای حقوق از انگلستان معرفی می‌کرد، درحالیکه وی در شرایطی که عالی‌ترین مقام امنیتی کشور بود، به نام تحصیل در مقاطع ارشد و دکترا در بازه‌ی ۷۳ تا ۷۷ (اخذ ارشد و دکتری تنها در ۴ سال!) مکررا به انگلستان رفت و آمد داشت.

🔹جالب آنکه با بررسی رساله ارشد و دکتری وی از طریق نرم‌افزارهای سرقت یاب، مشخص می‌گردد اکثر قریب به اتفاق آن کپی‌کاریِ بدون ذکر منبع و سرقت بوده است.

🔹درحالی عضو خبرگان رهبری و مدعی اجتهاد است که هیچ‌گاه آزمون اجتهاد نداده و «تسلط»ی بر زبان عربی ندارد؛ همچنین درحالی ادعای داشتن دکترای حقوق از انگلستان را دارد که از بیان ساده‌ترین جملات انگلیسی نیز عاجز است و با این حال مدتی مدیرمسؤل فصلنامه پژوهشی «Iranian Review of Foreign» بود!

🔹پیشنهاد به دار آویختن ضدانقلاب در نمازجمعه را در مجلس اول می‌دهد و آشوبگران ۱۸ تیر را در نمازجمعه پست‌تر از اوباش می‌خواند. عضو همیشگی نهاد راستگرای جامعه روحانیت مبارز، مخالف سرسخت اکران فیلم «مارمولک»، عامل اجباری شدن حجاب در کشور و معتقد به لزوم «بریدن دست معتقدان به حجاب اختیاری» بوده اما در انتخابات ۹۲ با چهره‌ای جدید از جامعه و جوانان رأی می‌گیرد!

🔹یکماه قبل از حمله صدام، با وجود تحرکات مرزی عراق، در مجلس اول پیشنهاد انحلال تیپ ویژه ارتش را می‌دهد که با واکنش تند شهید چمران مواجه می‌شود.

🔹در اواسط جنگ همراه با هاشمی، مجمع موسوم به «عقلا» را تشکیل می‌دهند که با تمرکز بر بحث توقف جنگ، موجب کاهش انگیزه مسؤلان و رزمندگان شد که با عتاب امام، جلسات مذکور تعطیل می‌گردد.

🔹سال ۶۰ رسما نام «روحانی» را ثبت می‌کند اما در مدرک اهدایی دکترایش توسط انگلستان در سال ۷۷، نام «فریدون» اعلام و درج می‌شود!

🔹مطابق اعلام کمیته تحقیق و تفحص مجلس از دوتابعیتی‌ها، مشخص می‌گردد یک مقام عالی اجرایی دارای تابعیت اسکاتلندی (انگلیسی) است که بسیاری از سفرهای مخفی خارجی خود را با پاسپورت دوم و نام اصلی انجام می‌داده.

🔹حداقل دو مرتبه ارتباط مخفی روحانی با آمریکایی‌ها ثبت و مسجل شده: اولی به عنوان یکی از سه نماینده هاشمی در دیدار با نماینده مشاور امنیت ملی آمریکا (مک فارلین) طی سال‌های ۶۴-۶۵ که موضوع آن آینده رهبری در ایران بود؛ و دومی سفر روحانی به پاریس در سال ۶۵ و دیدار با نمایندگان اسرائیلی که خود را آمریکایی معرفی کرده بودند و روحانی در آن دیدار خواهان فشار بیشتر بر امام برای پایان جنگ می‌شود.
موضوع اخیر توسط حسن عباسی افشا و با شکایت دولت مواجه گشت که با تبرئه‌ی عباسی، صحت ادعای وی مسجل شد.
موضوعی که عینا با تبرئه حمید رسایی از شکایت دولت در خصوص اتهام تقلب تحصیلی روحانی، تکرار و اثبات می‌گردد.

🔹مجید جعفری‌تبار، جن‌گیر محکوم به اعدام، حامی روحانی و از نزدیکترین افراد به وی بوده و جالب آنکه حسین فریدون نیز از مرتبطین با عباس غفاری، دیگر جن‌گیر محکوم به اعدام است و اخبار مراجعه مکرر این خانواده به جن‌گیرهای مختلف تاکنون چندین مرتبه افشا شده.
جالب آنکه رؤیت اجنه در نوجوانی و مسلوب‌الاختیار شدن در برابر آنان، در خاطرات روحانی صریحا ذکر گشته.

🔹درحالی ویلای ۲۰۰ میلیاردی در ولنجک یکی از اموال او است که طبق خاطراتش، پیش از انقلاب مستأجر اتاقی محقر در قم بود.

🔹دختر بزرگ او، زهرا، اکنون در عقد یکی از اعضای کابینه است.

🔹پدافند هوایی کشور با فرماندهی روحانی، هواپیمای مسافربری حامل شهید جهان‌آرا و جنگنده شهید عباس بابایی را منهدم می‌کند.

🔹در مذاکرات ۵۹۸ پیشنهاد واگذاری کامل اروند به عراق را می‌دهد که با مخالفت ولایتی ناکام می‌ماند.

🔺بیشترین رأی یک رئیس جمهور به نسبت واجدین شرایط شرکت کننده در انتخابات: آیت‌الله خامنه‌ای با ۷۰٪ در سال ۶۰

🔻کمترین: هاشمی با ۳۱٪ در سال ۷۲

 

🔺بیشترین رأی یک رئیس جمهور به نسبت شرکت کنندگان در انتخابات: مشترکا هاشمی و آیت‌الله خامنه‌ای با ۹۴٪ در سال‌های ۶۸ و ۶۰

🔻کمترین: روحانی با ۵۰٪ در سال ۹۲

 

🔺بیشترین مشارکت در انتخابات: ۸۵٪ در سال ۸۸ (در دولت احمدی‌نژاد و با پیروزی وی)

🔻کمترین: ۵۰٪ در سال ۷۲ (در دولت هاشمی و با پیروزی وی)

 

🔺بیشترین تعداد نامزدهای تأیید صلاحیت شده: ۱۲۴ نفر در سال ۵۸ (با پیروزی بنی‌صدر)

🔻کمترین: ۲ نفر در سال ۶۸ (با پیروزی هاشمی)

 

🔺بیشترین تعداد ثبت نام کنندگان: ۱۶۳۶ نفر در سال ۹۶

🔻کمترین: ۴۶ نفر در سال ۶۰

 

🔺بیشترین ردصلاحیت‌ها: ۱۶۳۰ نفر در سال ۹۶ (در دولت روحانی و با پیروزی وی)

🔻کمترین: ۴۲ نفر در سال ۶۰ (در دولت موقت آیت‌الله مهدوی‌کنی و با پیروزی آیت‌الله خامنه‌ای)

 

🔺بیشترین رأی مطلق یک رئیس جمهور: احمدی‌نژاد با ۲۴.۵۹ میلیون رأی در سال ۸۸

🔻کمترین: هاشمی با ۱۰.۵۶ میلیون رأی در سال ۷۲

 

🔺بیشترین رأی نفر دوم انتخابات: رئیسی با ۳۶٪ در رقابت با روحانی در سال ۹۶

🔻کمترین: پرورش با ۲٪ در رقابت با آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۶۰

 

🔺بیشترین رأی مطلق نفر دوم انتخابات: رئیسی با ۱۵.۷۸ میلیون رأی در رقابت با روحانی در سال ۹۶

🔻کمترین: کاشانی با ۱۴۰ هزار رأی در رقابت با آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۶۴

 

🔹اعشارِ درصدها لحاظ نشده

🔹اعداد از ویکی‌پدیا استخراج شده