احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۶ مهر ۹۷، ۲۰:۵۳ - خاتمی فر
    چه عجب

۳۴ مطلب با موضوع «فرهنگ» ثبت شده است

دولت کریمه

الطاف خفیه الهی یعنی خدا امیدت را از همه جا قطع می کند تا به جای آنکه چهار سال دل به دولت کار و کرامت ببندی، تنها برای ظهور صاحب دولت کریمه(عج) از عمق وجود دعا کنی، وقتی به حال کنونی خود نگاه می کنم، حاصلی جز این نمی یابم.

درد ما جز به ظهور تو مداوا نشود...

🔹 پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه ی اسلامی (وابسته به کانون اندیشه جوان)

🔹 مرکز تحقیقات استراتژیک (وابسته به مجمع تشخیص، کتب در مورد کشور ها و مسائل امنیتی و راهبردی)

🔹 دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها (وابسته به وزارت ارشاد، کتب ارتباطات)

🔹 آفتاب هشتم (معرفی کشور ها از منظر توریستی)

🔹 رشد (روان شناسی)

🔹 جنگل (زبان انگلیسی)

🔹 کتاب صبح (سیاسی)

🔹 قطره

🔹 افق (عمومی)

🔹 هلال (وابسته به مؤسسه ی موعود عصر، سیاسی)

🔹 موعود عصر (وابسته به مؤسسه ی موعود عصر، مهدوی)

🔹 آبی (سیاسی)

🔹 دفتر نشر معارف (وابسته به نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها)

🔹 وزارت امور خارجه (معرفی کشور ها از منظر سیاسی)

🔹 شرکت چاپ و نشر بین الملل (وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، کتاب "عصر ظهور" علی کورانی متعلق به این انتشارات است)

🔹 علم (عمومی)

🔹 علمی (عمومی)

🔹 لیله القدر (آثار علی صفائی حائری)

🔹 انقلاب اسلامی (وابسته به بیت و مرتبط با سایت khamenei.ir، ناشر آثار آقا)

🔹 صهبا (وابسته به بیت)

🔹 قدر ولایت (برترین کتب در مورد فتنه 88)

🔹 دار الکتب الاسلامیه (فقهی، حدیثی)

🔹 دار الفکر (فقهی، فلسفی)

🔹 سوره مهر (وابسته به حوزه هنری وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، خاطرات اصحاب انقلاب و ادبیات داستانی)

🔹 مرکز اسناد انقلاب اسلامی (کتب سیاسی، تاریخ انقلاب و خاطرات رجال سیاسی)

🔹 مرکز بررسی اسناد تاریخی

🔹 صدرا (ناشر آثار استاد مطهری)

🔹 مرکز آموزشی و پژوهشی شهید سپهبد صیاد شیرازی (وابسته به اطلاعات ارتش، کتب اطلاعاتی)

🔹 مؤسسه ی مطالعات اندیشه سازان نور (وابسته به سپاه قدس، کشورهای خاورمیانه)

🔹 مؤسسه ی مطالعات و پژوهش های سیاسی (وابسته به وزارت اطلاعات، ناشر کتاب گرانسنگ "زرسالاران یهود و پارسی" عبد الله شهبازی)

🔹 نی (عمومی)

🔹 بوستان کتاب (عمومی، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی)

🔹 پژوهشکده ی مطالعات راهبردی (وابسته به وزارت اطلاعات)

🔹 قومس (سیاسی)

🔹 زمزم هدایت (وابسته به سپاه، کتب سیاسی دفاعی)

🔹 مرکز (رمان)

🔹 میزان (حقوقی)

🔹 مجد (حقوقی)

🔹 شهر دانش (حقوقی)

🔹 گنج دانش (حقوقی)

🔹 دادگستر (حقوقی)

🔹 دراک (حقوقی)

🔹 شرکت سهامی انتشار (حقوقی، آثار کاتوزیان)

🔹 نگاه

🔹 سخن

🔹 ققنوس

🔹 سایان (دایره النعارف های سیاسی با چاپ گلاسه و رنگی)

🔹 گویا (کتب نفیس: ایران شناسی، اشعار، قرآن)

🔹 ساقی (وابسته به روایت فتح، رسانه، سینما و فیلمنامه ی فیلم های مطرح خارجی)

🔹 به آفرین (خاطرات نزدیکان پهلوی، ناشر کتاب "دخترم فرح")

🔹 طرح نو (عمومی)

🔹 سروش (وابسته به صدا و سیما)

🔹 شهر (وابسته به شهرداری تهران)

🔹 آستان قدس رضوی (وابسته به آستان قدس رضوی)

🔹 به نشر (وابسته به آستان قدس رضوی) 

🔹 شرکت تعاونی کار آفرینان فرهنگ و هنر (کتب راهنمای گردشگری ایران و جهان)

🔹 سمیر و دبیر (رمان)

🔹 فژکان (کتب جلال آل احمد)

🔹 رسا (عمومی)

🔹 نیستان (ادبیات و رمان)

🔹 هرمس (عمومی)

🔹 دیدار (مجموعه قوانین کشور)

🔹 مؤسسه ی تدوین و نشر آثار علامه جعفری

🔹 اطلاعات (وابسته به روزنامه ی اطلاعات)

🔹 کیهان (وابسته به روزنامه ی کیهان)

🔹 نیلوفر (ادبیات و سینما)

🔹 دفتر پژوهش های فرهنگی

🔹 امیرکبیر (وابسته با سازمان تبلیغات اسلامی)

🔹 سمت (کتب درسی دانشگاهی)

🔹 اسراء (آثار علامه جوادی آملی)

🔹 مؤسسه ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (وابسته به مؤسسه ی امام خمینی، ناشر آثار علامه مصباح)

🔹 صریر (دفاع مقدس)

🔹 مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس (وابسته به سپاه)

🔹 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ (وابسته به سپاه)

🔹 فرهنگ معاصر

🔹 مؤسسه ی فرهنگی حکمت نوین اسلامی

🔹 مرکز نشر علوم اسلامی (ناشر آثار فقهی و اصولی آیت الله محقق داماد)

🔹 مؤسسه ی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران (وابسته به وزارت اطلاعات، کتب جنگ نرم)

🔹 سازمان چاپ و نشر (وابسته به محمدی ری شهری، کتب حدیثی)

🔹 دانشگاه امام صادق (قدرت نرم)

🔹 دانشگاه ادیان و مذاهب (اندیشه و عقاید)

🔹 دانشگاه عالی دفاع ملی (امنیتی)

🔹 دانشگاه امام حسین (دفاعی و راهبردی)

🔹 تیسا (سیاسی، ناشر آثار سید حسین موسویان)

🎬 داستان فیلم فروشنده چنین است که زوجی به نام های عماد و رعنا (شهاب حسینی و ترانه علیدوستی) در پی ترَک برداشتن دیوارها و امکان خراب شدن منزلشان به دلیل گودبرداری زمین مجاور، ناچار به جابجایی می شوند و از این روی به اجاره‌ی منزلی فرسوده، چرک و کوچک بر بالای پشت بام یک آپارتمان می شوند. منزل جدید به همکار تئاتر آنان با نام بابک تعلق دارد که پیش از این زوج، به زنی بدکاره اجاره داده بود. از این روی بعد از استقرار زوج داستان، یکی از مشتری های مستاجر سابق وارد ساختمان شده و به زنِ خانه تجاوز می کند در حالی که زن نگون بخت خونین و زخمی می گردد و البته بعد از حادثه دقیقا به خاطر نمی آورد که چه اتفاقی افتاده است.

🎬 درام اصلی فیلم جایی شروع می شود که شهاب حسینی (عماد)، بی آنکه چندان عصبانی باشد، خیلی آرام و ضمن پرداختن به دیگر کارهای روزمره اش دنبال فرد متجاوز نیز می گردد تا نهایتا بعد از تعلیق بسیار داستان، فرد مذکور برای عماد و مخاطب آشکار می گردد: پیرمردی حدودا 65 ساله و با همسری مذهبی!

البته از توضیحات پیرمرد این است که وی نمی دانسته مستاجر قبلی جابجا شده و دیگر در آن خانه نیست و لذا تجاوزش اشتباهی بوده اما جالب آنکه نهایت واکنش شوهرِ به غایت بی غیرتِ زن، پس از قطعیت یافتن در احراز هویت متجاوز، آن است که بدون ضرب و شتم و حتی داد و قال، فقط او را بازخواست و تهدید به افشاکردن موضوع نزد خانواده اش می نماید! موضوعی که از قضا به دلیل عجز و لابه‌ی پیرمرد با مخالفت رعنا همراه می شود به نحوی که قهرمان داستان از اینجا به بعد به دلیل اصرارش بر رسوا کردن متجاوز، حکم یک آدم فروش (فروشنده) را پیدا می کند و اگرچه عاقبت از رسوایی پیرمرد نزد خانواده اش صرف نظر می نماید، اما به دلیل سیلی ای که به عنوان نهایت واکنش و تجلیِ خشم خود به پیرمرد می زند، عملا بالارفتن فشار، سکته و مرگ او را موجب می گردد!

🎬 اینکه تم یک داستان تجاوز باشد مهم نیست. اینکه چینش سناریو به بگونه ای باشد که برای تجاوز، جابجایی منزل طراحی گردد و این جابجایی نیز خود معلول خرابی خانه‌ی نخستین باشد نیز شاید چندان مهم و آزار دهنده نباشد. اما چیزی که بسیار آزار دهنده، وطن فروشانه و البته اسکار شناسانه است اینکه فضا و صحنه های مستقیم و غیر مستقیم فیلم، بسیار نکبت بار و تهوع آور است.

به این نمونه ها توجه کنید:

1- دیوارهای منزلِ نخست ترَک می خورد و در آستانه‌ی ویرانی است؛

2- هنگام خروج پر داد و فریاد سکنه از آپارتمان، پیرمردی لاغر، فلج و رقت آور بر روی ویلچر نشان داده می شود که تلاش می شود به بیرون از ساختمان منتقل گردد؛

3- منزل جدید آلونکی است که بر پشت بام قرار دارد، کوچک، کهنه، کثیف و فرسوده بوده و حتی آیفون آن عتیقه و نارنجی رنگ است؛

4- بر ماشین عماد آثار تصادف مشهود است؛

5- زندگی زوج داستان محقر و فقیرانه است؛

و از این دست موارد که در فیلم بسیار مشاهده می گردد.

🎬 اینجا باید از کارگردان پرسید که فارغ از ایدئولوژی غیرت ستیزانه اش، آیا لازم بود تا این حد فضایی تیره از ایران ترسیم نماید که بی اغراق شانه به شانه‌ی «پرسپولیس» و «بدون دخترم هرگز» می زند.

🎬 هنجارشکنیِ حقیقتا بی سابقه ای که کارگردان، متهورانه از خود نشان داده، نه روایت جرمی به نام تجاوز است، که موضوع به انفعال حادِ شوهر بر می گردد. تا آنجایی که می دانم شبکه هایی چون «فارسی وان» و «جم تی وی» عادی سازی «خیانت» که مبتنی بر رضایت طرفین است را در دستور داشته و دارند. اما اینکه کارگردانی در ایران، تلاشش بر عادی جلو دادن «تجاوز» باشد که با ضرب و زور ملازمه دارد، حقیقتا خارق العاده است!   

🎬 مسئله‌ی دیگر حفره هایی است که در فیلم نامه وجود دارد که نمونه هایی از آن در پیش می آید:

1- در تمام بیمارستان های شهر، برای جراحاتی که معلوم باشد معلول درگیری های انسانی است، توسط ماموران کلانتریِ مستقر در بیمارستان ها پرونده تشکیل می شود و اگر هم ماموری در بیمارستان حاضر نباشد، توسط کادر بیمارستان به آنان گزارش می گردد. اما در فیلم می بینیم که شهاب حسینی به دلیل چیزی که ترس از آبرو القاء می شود، موضوع را اساسا از ماموران انتظامی و قضایی پنهان می نماید!

2- پیرمرد متجاوز که خود فقیر و تهی دست است پول قابل توجه و نشمرده ای را پیش از هر عملی به عنوان دستمزد در خانه‌ی محل حادثه می گذارد. اشکال کار نیز اینجا، نه تعارض «تجاوز کردن» با «دستمزد دادن»، که تعارض نشمرده بودن پول و لارج بازی پیرمرد با آن وضعیت مالی است.

3- مستاجر سابق یا همان زن بدکاره، نیمی از اسباب و اثاث خود را رها کرده با گذشت هفته ها، مطلقا هیچ سراغی از آن نمی گیرد که چندان باور پذیر نیست.

🎬 در پایان متذکر می گردد که اگرچه سطح فیلمبرداری نازل است و اثری از جلوه های ویژه مطلقا نیست و موسیقی درخوری نیز وجود ندارد اما فیلم در دو نقطه دارای قوت است: بازیگری و فیلمنامه. فیلمنامه فارغ از محتوای ضد فرهنگی و اشکالات مذکورش، از لحاظ شکلی و از منظری کلی، قوی و منسجم است؛ همچنانکه حدس ناپذیر و دارای کشش، کشمکش و تعلیق های بسیار می باشد اما طبیعتا نه درحدی که عنوان برترین فیلمنامه‌ی کن را از آن خود کند که این میسر نمی شد مگر به مدد محتوای ساخته و پرداخته در متن (نفی غیرت) و حاشیه (فضای نکبت بار ایران) که از منظر صحنه گردانان فستیوال های سینمایی غرب، اصغر فرهادی و فیلم هایش را لایق نشان لیاقت می گرداند.


🔗 مطالب مرتبط در خصوص «فروشنده» از این قلم:


[1] شهردار لندن به ظاهر در حمایت از کارگردان ایرانی ممنوع الورود شده به اسکار، ایران نکبت گرفته در «فروشنده» را در مرکز شهر اکران عمومی می کند!


[2] به همان دلیلی که "آرگو" در اسکار (آمریکا) بهترین فیلم معرفی می شود و "پرسپولیس" در کن (فرانسه) جایزه ویژه ی هیأت داوران را می برد، "فروشنده" نیز نخل طلایی بهترین فیلمنامه را دریافت می کند.

فرانسه به عنوان کشوری که در طول مذاکرات وین در قامت پلیس بد بیشترین چالش و فرسایش را با ایران داشت، اکنون احساس می کند اگر عایدی اقتصادی از برجام نصیب دولت و ملت ایران نشده، بهتر است با یک نخل طلایی (رنگ!) آزادگی خود و پیروزی ایران را به طبقه ی متوسط شهری ثابت کند.

طبیعی است که فیلم کم خرج فرهادی در رقابت با فیلمسازان معتبر دنیا نتواند عرض اندام کند، از این روست که عنوان "بهترین" به فیلمنامه ی آن تعلق گیرد.

فضا سازی تلخ فرهادی از فضای ایران -که خود نیز به آن اذعان دارد- برای غرب یک فرصت است چرا که از یک سو این تلخی و نا به هنجاری های اجتماعی از زبان یک ایرانی بیان می شود و به این واسطه اعتبار و اثرش بر مخاطب جهانی بیشتر است و از سوی دیگر نیز آنچه انجام می شود با هزینه ی خودی صورت می گیرد و از این جهت کمپانی های فیلمسازی غرب را که کف هزینه ی فیلم های شان 10 میلیون دلار است، از آن مخارج هنگفت معاف می دارد. آنچه برای خرج کردن می ماند یک عدد نخل است به جهت ریل گذاری و دانه پاشی برای سینما و سینما گران کشور و نیز تریبون دادن به فیلمی که باید دیده شود!

تاکنون به کشورهای استرالیا (نزدیک دو سال)، مالزی (چند روز)، ونزوئلا (چند روز)، مکزیک (یک سال)، لبنان (چند روز)، سوریه (یک روز) و عراق (مجموعا دو ماه) سفر داشته ام. در این میان ماحصل سفر لبنان و سوریه، کتابی با عنوان «ملیتا؛ سفرنامه‌ی مصور لبنان» بوده (yon.ir/cuzV) و توصیه های سفر اربعینی عراق را نیز در مطلب مبسوطی با عنوان «اربعین نامه» در فضای مجازی در دسترس قرار داده ام (yon.ir/dMup). سفرنامه‌ی مکزیک اما حکایت دیگری دارد و اگرچه یکبار نگاشته‌ی خویش را برای بررسی و چاپ به دفتر سوره مهر دادم اما دیری نپایید که پشیمان گشته و کتاب را بازپس گرفتم. علت هم این بود که آنچه محتوای نگاشته را شکل می داد، متشکل از سیر آفاق و انفس و آغشته به محاسبه‌ی نفس و برخی مسائل خانوادگی بود که انتشار آن را به دلایلی از جمله توصیه‌ی برخی دوستان، منتفی نمود.

با این حال اکنون با گذشت 8 سال از آغاز نگارش شب نوشت های یک سال حضور و اقامت در مکزیک، فرصتی دست داد تا یادداشت های آن روزها را که آمیخته به فعالیت های خویش، مسائل و حوادث روز مکزیک و نیز منعکس کننده‌ی پاره ای از فعالیت های سفارت است به مرور منتشر کنم.

خاطرات پیش رو، عینا آن چیزی است که شب ها در دفتر خود می نگاشتم که سعی شده بدون کمترین دخل و تصرف و البته با حذف برخی حدیث نفس ها و امور خانوادگی به شما مخاطب عزیز عرضه گردد.

طبیعتا دریافت نکات و نظرات خوانندگان موجب امتنان و موهبتی برای بهتر آموختن است.


شب نوشت ها در تلگرام: www.telegram.me/ShabNeveshtha

شب نوشت ها در پلاس: plus.google.com/113072756350299669383/posts/eWL2dwtvq4v?sfc=true