احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۶ مهر ۹۷، ۲۰:۵۳ - خاتمی فر
    چه عجب

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قوه قضائیه» ثبت شده است

هیولای فساد


یکی از اصطلاحات رایج و البته غلط در ادبیات سیاسی کشور، تشبیه فساد به «غده» و جامعه به «بیمار»ی است که باید توسط «جراح» درمان شود. نمایه‌ای غلط از آنچه ذهنیت جامعه است.
من اما فساد را نه «غده»‌ای منفعل و بی‌حرکت در جسمی نیمه جان، که «هیولا»یی می‌دانم که به محض نزدیکی به «قلمرو» آن، نعره‌کشان از خود دفاع و به مهاجمان حمله می‌کند.
بله! مبارزه با فساد، هزینه دارد. اگر علی(ع) وعده می‌دهد بیت‌المال را بازمی‌ستاند حتی اگر مهر زنان‌شان کرده باشند، هزینه‌اش جمل و صفین و نهروان است و خون‌هایی که از «دو طرف» ریخته می‌شود، تاجایی که «قاتل العرب» لقب می‌گیری و متهم می‌شوی به برادر کشی.
هراسناک‌تر از زر و زور، البته تزویر است. آنجا که عمار را می‌کشند و می‌گویند کسی او را کشته که به جنگ‌ش آورده‌! آنجا که اصحاب معاویه بزغاله کودکان کوفی را می‌دزدند و نفرین‌ش را علی(ع) و یاران‌ش می‌شنوند!
آری هم‌وطن! به اژدهای هفت‌سر فساد حمله شده است، و آن‌ها که به انتها رسیده‌اند، قصد انتحار دارند.
فتنه‌های فرعون و قارون و سامری یکجا سرازیر شده و از امروز، هر روز معرکه داریم.
یادمان نرود! حال که نامه نوشته و «مصلح» را فراخوانده‌ایم، در مواجهه با جبهه فساد تنهایش نگذاریم.


خلاصه‌ای از گفتگوی مهم مرحوم احمد قدیریان، از نزدیکان شهید لاجوردی و معاون دادستان تهران، در مورد شبکه نفوذ و چگونگی دستور امام بر مختومه شدن پرونده انفجار نخست وزیری:

قرار شد فردای آن روز [تشخیص اجساد شهیدان رجایی و باهنر] برای تشییع جنازه آماده شوند.
از این مقطع نقش سازمان مجاهدین انقلاب پررنگ شد. آنها بودند که اعلام کردند کشمیری [عامل انفجار، عضو سازمان مجاهدین خلق و جانشین خسرو تهرانی در شورای امنیت ملی] شهید و کشته شده است و برای او جنازه درست کرده بودند.
روزی که پرونده آقای بهزاد نبوی [متهم به همدستی با مسعود کشمیری و عضو مرکزیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی] آماده و حکم جلب برای دستگیری ایشان صادر شد، آقای خوئینی‌ها دادستان کل بود. امام اصلاً آقای خوئینی‌ها را نمی‌شناختند. امام فرمودند: «من ایشان را نمی‌شناسم، ولی افرادی که مورد اعتماد من هستند به من گفتند، لذا من ایشان را به عنوان دادستان انقلاب معرفی می‌کنم».
آقای منتظری و بعضی از دیگر مسئولین نظام [وی را به امام معرفی کرده بودند]. آقای خوئینی‌ها متوجه شد که می‌خواهند آقای بهزاد نبوی را بگیرند. آن زمان [جانشین] دادستان [تهران] آقای رئیسی بودند. بنده هم معاون اجرایی بودم. آقای بهزاد نبوی شبی که قرار بود دستگیر شود به منزل آقای خوئینی‌ها رفت. آن شب منزل ایشان قرار گذاشتند.
نظر آقای خوئینی‌ها این بود که پرونده باید بسته شود. بچه‌ها [قضات دادستانی تهران] زیر بار نمی‌رفتند و گفتند: «برای یکی از این افراد [بهزاد نبوی، وزیر مشاور کابینه باهنر در زمان انفجار و وزیر صنایع سنگین کابینه موسوی در زمان رسیدگی قضایی] کیفرخواست صادر شده است. این پرونده نمی‌تواند بسته شود». وقتی پرونده‌ای کیفرخواست صادر می‌شود یعنی طرف متهم است. در واقع کار آن فرد تمام بود.
وقتی دیدند از این مسیر نشد، آنها برنامه‌ریزی بسیار پیچیده‌ای کردند. با بیت امام، مرحوم حاج احمدآقا تماس گرفتند. آنچه عرض می‌کنم نقل قول از آقایانی است که در صحنه بودند. از حاج احمدآقا خواستند که راجع به این پرونده با امام دیداری کنند. امام می‌فرمایند بیایند. فردا یا پس فردای آن روز قرار می‌گذارند تا با حضور حضرت آیت‌الله موسوی اردبیلی و دعوت از آقای رئیسی خدمت امام بروند. بنابراین آقای خوئینی‌ها، آقای موسوی اردبیلی و حاج احمدآقا و آقای رئیسی در آن جلسه بودند.
آن روزها آقای میرحسین نخست‌وزیر و آقای بهزاد نبوی هم وزیر صنایع سنگین و از نزدیک‌ترین افراد به نخست‌وزیر بود. قبل از این جلسه بهزاد نبوی به حاج احمدآقا گفته بود: «هر موقع دولت می‌خواهد کاری کند بلافاصله علم شنگه‌ای درست و مردم را دستگیر می‌کنند و کشور را به شورش و اغتشاش می‌کشانند. الآن تعدادی دستگیرند» و با توجه به شرایط جنگ مقداری فضاسازی کرده بود، گویا این موضوع خدمت حضرت امام منعکس شد.
 وقتی امام نشستند، فرمودند: «آقای موسوی اردبیلی! قضایا چیست؟ برنامه چیست؟» آقای موسوی اردبیلی توضیح داد که پرونده و اعترافاتی است. بلافاصله آقای خوئینی‌ها وارد صحبت شد و گفت: «نه آقا! من پرونده را دیدم. چیزی نبوده است».
سپس آقای رئیسی دخالت کردند. آقای رئیسی عرض کردند: «حضرت امام! پرونده‌ای است. افراد اعتراف کردند. الان متهمی است که برایش کیفرخواستی صادر شده است». بعد امام دستور فرمودند که فعلاً این پرونده مسکوت بماند یا به روایتی مختومه شود. مجدداً آقای رئیسی خدمت حضرت امام عرض کردند: «حضرت امام! برای این پرونده کیفرخواست صادر شده است». امام فرمودند پرونده را مسکوت بگذارید یا مختومه کنید. لذا در آنجا پرونده بسته شد.
این موضوع را آقای رئیسی برایم نقل کرد.

 

پی‌نوشت‌ها:

۱. انفجار دفتر نخست وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰، مهم‌ترین پرونده امنیتی انقلاب است که علی‌رغم روشن بودن ابعاد آن، به دلیل شرایط ویژه کشور (جنگ خارجی و درگیری‌های امنیتی و سیاسی داخلی) از جانب امام مختومه اعلام شد و دیگر پیگیری نشد.

۲. همزمان با پیشرفت تحقیقات، طراحان انفجار نیز برای نجات «شبکه» دو برنامه را به موازات هم پیش بردند، یکی قتل‌های زنجیره‌ای مسؤلان پرونده (شهیدان قدوسی، ربانی املشی و لاجوردی) و دیگری فشار بر امام و ایجاد حاشیه امن برای متهمان، که نخستین نمود بارز آن حمایت علنی هاشمی، به عنوان رئیس مجلس و فرمانده جنگ، از نبوی بود و نمود دیگر، نامه ۶۰ تن از مسؤلان ارشد کشور از جمله ۱۰ وزیر کابینه موسوی به امام و درخواست ختم رسیدگی، که ایشان را ناچار به توقف پیگیری پرونده نمود.

۳. متن کامل مصاحبه احمد قدیریان:
revolution.pchi.ir/show.php?page=contents&id=12867

۴. متن نامه به امام و اسامی امضا کنندگان:
khabaronline.ir/news/170413/

۵. مستند «پرونده ناتمام» در همین رابطه:
cinemamarket.ir/p/18c

۶. اطلاعات بیشتر:
yon.ir/SByCj

۷. توضیحات داخل کروشه از اینجانب است.

۱. روحانی سال اول دولت اول خود ۸ میلیارد تومان (دلار ۳۵۰۰) خرج استخر اشرافی‌اش در کاخ ریاست جمهوری می‌نماید.

۲. فردی همین شباهت خوی اشرافی هاشمی و روحانی را با تعبیر طنز متذکر می‌گردد.

٣. روحانی در مجلس آن پلاکارد را تهدید به ترور خود جا می‌زند تا ضمنا بگوید هاشمی هم ترور شده!


حضرات روشنفکر فقط اگر یک #رقصنده را دستگیر کنند جیغ بنفش می‌کشند و انتقاد می‌کنند که چرا اختلاسگران را نمی‌گیرید؟!

برای پنج #طلبه بازداشتی که تنها گناه‌شان در دست گرفتن یک پلاکارد طنز بود، کسی نمی‌خواهد واکنشی نشان دهد؟!


من جای آن پنج طلبه بازداشتی بودم، اعتصاب غذا می‌کردم تا:

۱. توهم به ترور روحانی و مظلوم نمایی او را به ضدش تبدیل کنم.

۲. برخورد دوگانه و مزورانه جریان نفاق با موضوع اعتصاب غذا را رسوا نمایم.


اگر آن طلبه‌های بی‌نوا به جای #استخر_فرح_در_انتظارت می‌نوشتند #خود_فرح_در_انتظارت، شاید جایزه هم می‌گرفتند!


وقتی روحانی برای مظلوم نمایی و فرار از مهلکه سؤال نمایندگان، طنزی را #تهدید_به_ترور خود جا میزند، باید هم برای چنان ادعایی، لباسی از واقعیت و قاطعیت بدوزد و آن طلاب بینوا را گرفتار ۲۰ ساعت انفرادی و ۱۰۰ میلیون وثیقه نماید.

حکایت آن ضرب المثل که طرف زمین خورد و تا ته سینه خیز رفت!


کسی از دوستان و فعالان عدالت خواه دانشجویی قصد ندارد برای آن طلبه‌های بیچاره دل بسوزاند؟! 

ظاهرا #نان در همان ژست‌های دانشجویی است و بس.


twitter.com/GhadiriNetwork

بسمه تعالی

جناب آقای دکتر احمدی نژاد، رئیس جنبش سبز بهار

با سلام  و احترام


از آنجایی که این روزها به دلیل محکومیت و حبس آقای بقایی، شدیدا مشغول نامه نگاری های سرگشاده به رهبر فرزانه انقلاب هستید -حال چه به نام خودتان و چه از زبان امضا کنندگان متن های تان- برخی مطالب و سوالات خویش را صریحا با جنابعالی در میان میگذاریم و انتظار پاسخی صریح و روشن داریم.


1. از آنجایی که اصرار و پافشاری جنابعالی بر بیگناهی یاران تان مسبوق به سابقه است، به عنوان اولین مطلب عرض می گردد که شما همین نوع تعصبات را نیز عینا نسبت به معاون اول تان داشتید، آنچنان که دست درازی به «کابینه» را «خط قرمز» خود نامیدید، اما پس از اثبات جرایم محمد رضا رحیمی، در پیامی عمومی، مفاسد مالی وی را بی ربط به خود قلمداد نمودید تا جایی که رحیمی نیز متقابلا از شما برائت جست و خود را باخته رفاقت با شما خواند.

سوال این است که تفاوت غائله بقایی با رحیمی دقیقا چیست و چرا مردم باید تاوان رفیق بازی های شما را بدهند؟


2. فارغ از مطالبی که برخی مسئولان ارشد قضایی در زد و خوردهای رسانه ای طرفینی به شما و جناب بقایی نسبت داده اند، شما و آقای بقایی نیز در کذب گویی کم نگذاشته اید. با این حال در اقدامی هوشمندانه، هیاهوی سیاسی و رسانه ای خود را صرفا بر خلاف گویی های آقایان متمرکز و همان را ملاک حقانیت خویش، بطلان رأی و فساد کلیت قوه قضائیه قرار داده و مثل همیشه دو قطبی خیر و شر و حق و باطل پدید آورده اید؛ چیزی که حقیقتا باید گفت استاد آنید.

با این مدخل، سوال مشخص ما این است که با ادعاهای دروغ جنابعالی و آقای بقایی از جمله در خصوص شخصی بودن ۶۳ حساب قوه قضائیه و ادعای دریافت سکه توسط جمعی از مسئولان از جمله جناب رئیسی و گاف و جعل تاریخی «مسئول وقت»، چه باید کرد؟


3. در همین خصوص و بنابر تجربه مذکور در اتهام به همه برای رهاندن خود، به نظر می رسد که به قاعده «الغریق یتشبث بکل حشیش» این بار پای قاسم سلیمانی را وسط کشیده اید. فارغ از اینکه آقای بقایی در لایحه دفاعیه خود به دریافت وجه در روز آخر استقرار دولت دهم اذعان نموده اند، واضح است که سپاه قدس به دلیل نوع و ماهیت اقداماتش، نمی خواهد و نمی تواند موضوع را علنی، و سند و رسیدی ارائه نماید. در شرایطی که جان و جسم مجروح و محبوس رهبران شیعه شمال آفریقا در خطر است و خون یاران و فرزندان این چهره های انقلابی مثل آب خوردن ریخته شده، آیا انتظار دارید سپاه قدس فرضا رسید تحویل وجهی که قرار بوده توسط دولت وقت به لایه های دفاعی منطقه ای ایران تحویل شود را علنی نماید؟! چرا مهر ورزی شما انقدر بگیرنگیر دارد و چنین بی پروا با جان سر شبکه های برون مرزی جمهوری اسلامی بازی می کنید؟


4. آقای بقایی پس از آزادی از بازداشت نخست، در بیانی که شدیدا بوی فرقه گری می داد، اظهار داشت «والله والله والله اگر آقای احمدی نژاد به من بگوید بمیر، فقط می گویم چگونه؟». اگر اظهارات منحرفانه وی که حرام کبیر خودکشی را به امر شما برای خود واجب می داند، کذب و غلو محض است، که با حداقل بهره هوشی هم می توان دریافت دوستان بهاری تان سال ها است چه دامی برای تان پهن کرده اند. اگر هم واقعا معتقدید آن فرد، صادقانه و البته منحرفانه شما را شریعت خویش و ملاک حلال و حرام می داند، بسم الله! اینک توپ در زمین شماست. به جای تقسیم کاری که برای مظلوم نمایی خود و مقصر‌ انگاری عالم و آدم، یک سوی آن را اعتصاب غذا قرار داده اید و سوی دیگرش را نامه نگاری، کافی است برای نجات جان رفیق تان به وی امر کنید اعتصاب غذایش را پایان دهد.


5. از آنجایی که غیرعلنی بودن دادگاه آقای بقایی را بهانه ای برای تخطئه حکم قرار داده اید، سوالاتی نیز در این خصوص از محضرتان داریم، از جمله اینکه اولا این به قول شما بی اعتباری، فقط مشمول آقای بقایی است یا تمام دادرسی های غیرعلنی محکومینی چون مهدی هاشمی را نیز شامل می شود، اگر پاسخ تان مورد اخیر است، جسارتا چرا جز برای حلقه بسته اطرافیان تان فریاد عدالت خواهی سر نداده اید؟ ثانیا قانون اختیار علنی بودن را به چه کسی داده است و آیا قانون ملاک است یا خواست جنابعالی؟ ثالثا آیا حکمت علنی بودن دادرسی چیزی جز این است که افکار عمومی نیز از محتوا و جریان دادرسی مطلع گردند؟ در این خصوص و تاکنون آیا موردی بوده که شما و یا آقای بقایی بخواهید به مردم گفته بشود و مکررا از مجاری رسانه ای خارج دادگاه علنا نگفته باشید؟!


6. از آنجایی که قوه قضائیه را در کلیت ناکارآمد و ناسالم برشمرده اید، چرا بارها در مقام شاکی از همین مجرا از افراد حقیقی و حقوقی بسیاری شکایت نموده اید و جالب آنکه به نفع خویش و علیه متشاکیان نیز به دفعات حکم گرفته اید. عجیب نیست حال که تخلفات اصحاب شما موضوع رأی دادگاه قرار گرفته، قوه قضائیه -با تمام ایرادات و اشکالاتش- به ناگاه «نامشروع» قلمداد گشته؟


7. از آنجایی که اعتصاب غذای آقای بقایی را -به فرض صحت چنین خبری- اماره و سندی بر «حقانیت» وی قرار داده اید، این سوال مطرح است که آیا هر به خطر انداختن جانی بیانگر حقانیت فرد است؟ در این خصوص، به عنوان نمونه نظر جنابعالی در مورد اقدام به خودسوزی عناصر محارب سازمان تروریستی مجاهدین خلق در اعتراض به بازداشت سرکرده فرقه در فرانسه و دستگیری وی توسط پلیس این کشور چیست؟ و آیا آن مورد و موارد مشابه را نیز مشمول حقانیت و مظلومیت فرد بازداشتی می دانید یا خیر؟


8. از آنجایی که همگام با دشمنان قسم خورده ملت، انتخابات را در ایران «مهندسی شده» نام نهاده اید، سوال ما این است که چگونه نهاد انتخابات را در حالیکه خود جنابعالی دو دوره به واسطه آن رئیس جمهور شده اید، زیر سوال می برید؟ آیا آتش کینه ورزی و انتقام جویی آنقدر در وجود شما زبانه کشیده که به قیمت ضربه زدن به طرف مقابل، حتی حاضرید مشروعیت خود را نیز زیر سوال ببرید؟


9. از آنجایی که هر روز بیش از پیش ادبیات جنابعالی به اپوزوسیون نظام شباهت پیدا می کند و حتی گاهی مواقع افتخار ربودن گوی سبقت از دیگران و همراهی و تشویق رسانه های معاند را نیز نصیب خود کرده اید، حقیقتا این سوال مطرح است که اگر قرار بود همین مواضع را اینک از زبان شما بشنویم، اساسا آن همه جنجال و هیاهو و دوقطبی سازی هایی که منجر به پیروزی انتخاباتی شما شد برای چه بود؟ به قول حضرتعالی «خب همان ها بودند دیگر»! متاسفانه رفتار و گفتار متعارض جنابعالی، این گزاره را در اذهان تثبیت کرده که از نظر شما کارکرد و ساختار نظام تا جایی مشروعیت دارد که بتوانید از نردبان قدرت بالا روید.


10. گرچه انذارهای به ظاهر خیرخواهانه نسبت به آینده کشور و ارائه راه حل، ترجیع بند مکتوبات و سخنان شما را رقم زده، اما متاسفیم از اینکه اعلام می داریم به واسطه رفتارهای خودخواهانه و خلاف قانون جنابعالی که تداعی کننده قبیله گرایی حاد سیاسی است، شما خود به بخشی از مشکل تبدیل شده اید.


و در آخر خون دل خود از تحرکات شما را با فرازی از کلام نورانی امام عزیزمان خطاب به قائم مقام رهبری پایان می بخشیم که «تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام».

والسلام علی من اتبع الهدی


دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی، 19 فروردین 1397


* نام و مشخصات 100 نفر امضا کنندگان اول، در ادامه ارائه شده است. لیست های تکمیلی اسامی، متعاقبا منتشر خواهد شد. 

حامیان روحانی

رسانه رژیم سلطنتی انگلیس اینگونه هوای دولت دست نشانده خود را دارد: «حمله فردی با سلاح سرد به نهاد ریاست جمهوری».

تصور تیتر بی بی سی برای همین اتفاق در دولت قبل و یا اتفاقی مشابه در زمان کنونی و در خصوص یکی از نهادهای زیرنظر رهبری دشوار نیست: «شلیک مأموران سپاه پاسداران به جوان معترض ایرانی».

لازم به ذکر است انگلستان سابقا نیز مدارک صوری ارشد و دکتری را از مجرای دانشگاه کلودونیان گلاسکو به حسن روحانی، در زمان تصدی دبیری شورای عالی امنیت ملی وی اعطا کرده بود.

حب و بغض های رکن رسانه ای MI6 نسبت به دولت و قوه قضائیه در یک نما


با توجه به مشخص شدن عدم واریز ۱۶ هزار میلیارد تومان از درآمدهای «نفتی» به خزانه و سابقه سیاه دولت و مدیران ارشد وزارت نفت در مفاسد کلان مالی و اختلاس های عظیم سال های اخیر، و با توجه به فرار چندی پیش یکی از مدیران نفتی متهم به ۱۰۰ میلیارد تومان اختلاس، اکیدا توصیه می گردد تا مشخص شدن تکلیف این مسئله، با قید فوریت همه مدیران کل به بالای وزارت نفت را ممنوع الخروج نمایید.

جالب آنکه همزمان با افشای عدم واریز ۲۴ هزار میلیارد تومان از درآمدهای «عمومی» به خزانه، رسانه های حامی و نیابتی روحانی، طبق معمول برای انحراف افکار عمومی، حمله به سپاه و جنجال بر سر لغو -اینبار خود خواسته- کنسرت را در دستور کار قرار دادند.

تنها راه برون رفت از بحران اجتماعی اقتصادی پیش رو و التیام خشم و درد مردم این است که ۱. مجلس مطابق اصل ۸۹ قانون اساسی رأی به عدم کفایت سیاسی رئیس جمهوری دهد که با تغافل نسبت به مسئله اقتصاد کشور و معیشت مردم، به سرعت در مسیر فلج کردن اقتصاد و به نقطه جوش رساندن مردم گام بر می دارد، و ۲. قوه قضائیه مطابق اصول ۴۵ و ۱۴۲ قانون اساسی اموال و املاک نجومی و بادآورده مدیران و کارگزاران لاحق و سابق دولت را همچون اوایل انقلاب، مصادره و میان مستمندان توزیع نماید.

آدرس و اطلاعات خونه های نجومی مسئولان دولت: t.me/nojumiha/107


کشمکش

اظهارات رئیس جمهور سابق در خصوص عملکرد قوه و رئیس آن، در لحن و لفظ به مراتب ملایم تر بود از آنچه آملی لاریجانی در دیدار دانشجویان در مورد وی بیان کرد. امیدوارم قوه قضائیه با واکنش نسنجیده خود به این سخنان، احمدی نژاد را بیش از این در موضع مظلوم و محق قرار ندهد.

به هر میزانی که حقه روحانی در پنهان کردن کم کاری و بی کفایتی دولت خویش در پشت دیوار فرو ریخته مسکن مهر را رسوا می دانیم، به همان میزان نیز ترفند احمدی نژاد در مخفی کردن تخلفات دار و دسته اش پشت دیوار نامقبولی برادران لاریجانی را محکوم می نماییم.

گل به خودی!

هدیه قوه قضائیه به اپوزوسیون: صادق زیبا کلام به دادسرا احضار شد.

اتفاقی که تنها عایدش برای مردی است که هیچ کس او را جدی نمی گرفت و بسیاری از مخاطبانش نیز وی را عامل نظام می دانستند.