احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۶ مهر ۹۷، ۲۰:۵۳ - خاتمی فر
    چه عجب

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رفراندوم» ثبت شده است

اپوزوسیون پوشالی

1. کانال تلگرامی آمدنیوز در نظرسنجی مورخ 3 اردیبهشت 97، از مخاطبان خود خواسته تا اعلام دارند به فرض تغییر نظام جمهوری اسلامی، کدام فرد را برای پایه گذاری سیستم جدید مناسب می دانند؟ و در این میان 8 چهره را در معرض انتخاب قرار داده که عبارت اند از «رضا پهلوی»، «سید محمد حسینی»، «میرحسین موسوی»، «محمود احمدی نژاد»، «سید محمد خاتمی»، «ابوالحسن بنی صدر»، «امیرعباس فخرآور» و «مریم رجوی».

2. فارغ از عددی که تلگرام از تعداد دنبال کنندگان کانال آمدنیوز نشان می دهد و اینکه از میان 1.3 میلیون مخاطب، چه تعداد حقیقی و چه میزان فیک است، تا این لحظه 360 هزار بازدید از مطلب مربوط به نظرسنجی (رفراندوم مجازی) صورت گرفته که تنها 25 هزار و 835 نفر در آن شرکت کرده اند و این یعنی بیش از 93% دنبال کنندگان آمدنیوز، رفراندوم مجازی این کانال ضد انقلاب را تحریم کرده و وقعی بر شطحیات زم ننهاده اند.

3. ریپورتاژهای متعدد آمدنیوز و رسانه های ضد انقلاب بر تحرکات اخیر احمدی نژاد، و تقلیدهای کلامی کانال دولت بهار از آمدنیوز نیز معرف حضورتان هست؛ نتیجه چنان گفتار و رفتاری آنکه احمدی نژاد افتخار یافت تا نام خود را در کنار تروریستی چون مریم رجوی، جاسوس فراری ای چون بنی صدر، دلقکی چون سید محمد حسینی و غارتگری چون رضا پهلوی جای دهد.

4. بیشترین اقبالِ اندک شرکت کنندگانِ در نظرسنجی، به ترتیب به رضا پهلوی (77%)، محمد حسینی (7%)، موسوی (5%)، احمدی نژاد (4%)، خاتمی (3%) و بنی صدر (2%) تعلق گرفت و تفاله هایی چون فخرآور و رجوی نیز هر کدام تنها 1% از آراءِ کمتر از 7% شرکت کننده در رفراندوم مجازی را به دست آوردند.

5. اتفاق جالب آنکه با وجود سنگ تمام آمدنیوز برای ری استارت در انتشار و رسانه ای کردن آتش بازی های این گروهک، و با وجود نائل آمدن این دلقک به رتبه دوم نظرسنجی آمدنیوز در میان دیگر چهره ها، اما عصبانیت مبتنی بر توهم وی، به دلیل عدم کسب رتبه نخست، باعث دریدن متقابل وحوشی چون سید محمد حسینی و روح الله زم شده به طوری که آتش توپخانه طرفین علیه یکدیگر فعال گشته و این دقیقا نشان دهنده آن است که نفی جمهوری اسلامی، تنها نقطه همنوایی رقت انگیز و شکننده اپوزوسیون پر سروصدا و پوشالی است و اینان حتی به صورت تاکتیکی هم توان تحمل یکدیگر را نه برای استقرار نظام جدید، که برای یک نظرسنجی مجازی پیرامون نظام جایگزین فرضی ندارند.


مطلب مرتبط در خصوص شکست مفتضحانه ضد انقلاب در رفراندوم حقیقی و علی الارض:

ahmadghadiri.ir/post/79

واکنش همیشگی

واکنش همیشگی رسانه های ضد انقلاب و ذهن های بیمار دنباله روی شان به حمایت سراسری مردم از نظام و رهبری در راهپیمایی های ۲۲ بهمن:

۱. نظامی ها بودند، نه مردم

۲. کارمندان بودند، بالاجبار

۳. از شهرستان ها بودند، با اتوبوس

۴. آمدند اما، برای ساندیس

۵. ما بیشتریم، اگر مجوز حضور دهند

۶. آمدند، برای اعتراض

۷. آمدند، کم بودند

۸. تصاویر آرشیوی است

۹. خبر مهمتر، یک کنسرت لغو شد

۱۰. سکوت سانسور بایکوت

آنان که سودای رفراندوم را دارند، امیدوارم خوب مناظر با شکوه از جمعیت ده ها میلیونی سراسر کشور را که به سخت ترین شکل و با چندین ساعت پیاده روی در سرمای شدید و بعضا برف و باران حمایت خود از نظام مقدس جمهوری اسلامی نشان داده اند، تماشا کرده باشند.
در این رابطه لازم به ذکر است:
1- اگرچه جمعیت روستاها و شهرهای کوچک (وفادار ترین اقشار به انقلاب) به خودی خود بخش بزرگی از جمعیت کل کشور را شامل می شود اما به دلیل قلت جمعیت این واحدهای جغرافیایی، اصولا در این نواحی تجمعی برگزار نمی گردد.
2- به دلیل کثرت شهرها و حجم بالای فیلم و تصاویر از جای جای جمعیت آن همه شهر، تنها صحنه ای و خیابانی از برخی شهرهای بزرگ در فهرست نمایش جمعیت قرار می گیرد و در سیما به نمایش گذارده می شود.
3- جمعیت حاضر در راهپیمایی های سراسر شهرهای کشور، همه‌ی حامیان و موافقان نظام و انقلاب نیستند، بلکه تنها عده ای هستند که آمده اند. حتما هر سال برای بسیاری از حامیان ارزش ها، اقوام و اطرافیان شان پیش آمده که به دلایلی اعم از طفولیت، کهولت، کسالت، مسافرت و خصوصا تاخیر و یا رخوت نتوانسته در راهپیمایی حضور یابند. بنابراین شکوه جمعیت تنها متعلق به بخشی از حامیان انقلاب است که خواسته و توانسته اند در راهپیمایی حاضر گردند.
4- صحنه هایی که در اخبار سیما و خبرگزاری ها از انبوه جمعیتِ راهپیمایی کننده در 22 بهمن نشان داده می شود، محدود به لحظه‌ی ثبت و نیز کادر تصویر است و همه‌ی جمعیت را نشان نمی دهد.
5- همان جمعیت حاضر در زمان واحد در داخل یا خارج کادر تصاویر نیز همه‌ی جمعیت به خیابان آمده نیست بلکه تنها پیک آن است. در بازه‌ی زمانی 5 ساعته ی مراسم (7 تا 12)، حداقل دو شیفت آدم میاید و می رود و به ازای افرادی که تازه وارد جمعیت می شوند، عده ای که زودتر حضور یافته بودند، از جمعیت خارج شده و یا در حال خروج اند.
6- و آخر آنکه با توجه به وجود سه دسته‌ی "موافق، ممتنع و مخالف" نسبت هر موضوعی از جمله نظام و انقلاب، جمعیت آمده به راهپیمایی با جمعیت نیامده مورد قیاس قرار نمی گیرد، بلکه جمعیت حاضر در 9 دی 88 و 22 بهمن ها در سراسر کشور و حتی همان تهران (پایتخت ناهنجاری های سیاسی و فرهنگی) با مثلا جمعیت 25 خرداد 88 می بایست مقایسه شود، که البته آن هم محل اشکال است زیرا بسیاری از همان جمعیت 25 خرداد نیز بدون ضدیت با نظام، تنها نسبت به نتایج انتخابات مردد بودند و طبق نظرسنجی های خارجی (PIPA و Globe Scan) بسیاری از همان افراد نیز طی چند هفته به شدت ریزش کردند تا جایی که برخی از همان طیف نهایتا با حضور در مراسم برائت 9 دی، در ثبت رکورد عظیم ترین تجمع مردمی سهیم بوده اند.
7- دلمان باید بسوزد به حال روان پریشانی که با استناد به "طوفان توییتری" که به برکت بیکاری مفرط و حساب های فیک، رقم خورده، بر توهم خود بی شمار پنداری خویش اصرار دارند. برای شفای شان دعا نماییم و تحقیرشان نکنیم که به حکم شارع "لا حرج للمریض".
هم دعوت به حضور کردند و هم اذعان نمودند که خطری متوجه شان نیست. بنابراین در ۲۲ بهمن امسال برای اولین بار شاهد وزن کشی عملی و هم زمان بودیم.
آیا شانتاژ و توهم اقلیت پر هیاهو پایان خواهد یافت؟

آدرس غلط

موافقان و مخالفان روحانی، متفقا اذعان دارند بر اینکه عبارت «من سرهنگ نیستم، حقوق دانم» در مناظره ۹۲ همچون وعده های «حل صد روزه مشکلات اقتصادی» و «رفع تحریم ها» در پیروزی شیخ حسن روحانی ایفای نقش بسیار کرد. عباراتی که به دلیل حجم بالای رأی سازی اش، باید آن را یک «دوپینگ سیاسی» نامید.

اما قاعدتا هر ترفند، شعار و حیلتی تنها یکبار کارایی داشته و نقش «برگ برنده» را ایفا می کند. از این روی برای یافتن گزاره کلیدی و حربه راهبردی روحانی _که قادر باشد هم نظر سرخوردگان از دولت و برجام را بازیابی کند و هم خصوصا آراء خاموش و تحریمی را به سبد رأی وی افزون نماید_ باید از منظر او و مشاورانش به وضعیت پیرامونی بنگریم تا به روش مرسوم و علمی سناریو خوانی، برآوردی صحیح و نزدیک به واقعیت در این خصوص داشته باشیم.

گزاره روحانی می بایست پلی باشد میان گذشته و آینده تا ضمن توجیه کارنامه ضعیف دولت، وعده های محقق نشده و ناکامی های برجام، راه را نیز برای ساختارشکنی های آتی و انجام «معامله بزرگ» با آمریکا هموار نماید.

از این روی به عقیده نگارنده، این دوپینگ سیاسی و در حقیقت انتحار روحانی _در شرایطی که البته چیزی برای از دست دادن ندارد_ چنین عبارتی خواهد بود:

«مشکلات اقتصادی ما ناشی از اقدامات تحریم سازی چون تنش زایی های منطقه ای و موشک پراکنی های سپاه است. تا کی باید از جیب مردم ایران خرج مردم عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و یمن شود؟ تا کی باید اموال ملت ایران به دلیل ماجراجویی های برخی، بلوکه شود؟ چرا کارهایی کنیم که با وجود رفع قانونی تحریم ها به واسطه برجام، سرمایه گذاران و بانک های خارجی جرأت همکاری با ایران را نداشته باشند؟ مردم باید خود در رفراندومی آزاد رویه نظام و سیاست خارجی کشور را تعیین نمایند».

عبارتی که اگرچه فی نفسه جدید نیست اما طرح علنی، عریان و تهاجمی اش از جانب یک رئیس جمهور، بی تردید جدید و هنجارشکنانه خواهد بود.


قضاوت با زمان...


۱. هدف از این هشدار، قصاص پیش از جنایت نیست، روشنگری پیرامون شبهه ای خطرناک و خلع سلاح استفاده کنندگان فعلی و آتی از آن است.

۲. برجام های ۲ و ۳ که روحانی و هاشمی علی رغم میل و تلاشش شان برای تحقق، موفق به انجام آن نشدند، چیزی جز متلاشی کردن حلقه های دفاع منطقه ای ایران و فریز کردن توان موشکی کشور نبوده و نیست. ضمن آنکه تمام جملات مذکور را به طور مجزا _صریحا یا تلویحا_ از شخص روحانی و یا اطرافیانش به وفور شنیده ایم.

۳. در این فیلم نیم ساعته توضیحاتی پیرامون شبهه مذکور و عناصری چون برجام، تهدیدات منطقه ای، تاریخچه تحریم ها و مسببان داخلی وضع و تشدید آن داده ام: aparat.com/v/CKM5o