احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ترور» ثبت شده است

قواعد بازی

 

چرا انتقامی مشابه واکنش به ترور سردار سلیمانی، برای شهید فخری‌زاده متصور نیست؟
ترور حاج قاسم، هدفگیری مستقیم ارتش آمریکا توأم با قبول مسؤلیت توسط آن کشور بود و پاسخ درخور را می‌طلبید: اقدام نظامی آشکار و مستقیم.
اما جنگ اطلاعاتی یا نیابتی قواعد خاص خود را دارد؛ بدون گذاشتن ردپا زده‌اند؛ بدون گذاشتن ردپا خواهیم زد.
بعد از دور اول ترورهای دانشمندان هسته‌ای در دولت سابق، معاون موساد ترور شد.
کار چه کسی بود؟ نمی‌دانیم!
همچنین بعد از آتش‌افروزی‌های سریالی خردادماه در کشور، سلسله آتش‌سوزی‌های غرب آمریکا را شاهد بودیم.
کار چه کسی بود؟ باز هم نمی‌دانیم!
اما می‌دانیم گاهی تجاهل العارف لازم است.
حتی اگر بدانیم چه کسی زده و چرا، نباید به روی خود بیاوریم؛ زیرا علنی کردن خوردن، علنی کردن زدن را هم می‌طلبد و برای افکار عمومی انتظار ایجاد می‌کند.
می‌زنند، به روی خود نمی‌آورند؛ می‌زنیم، به روی خود نمی‌آوریم.
همه چیز را لازم نیست علنی کرد تا همه بدانند؛ کافی است آنکه باید بداند، بداند.
همین مقدار بدانیم که اگر دولت واداده و حقیر است، درعوض سیدعلی خامنه‌ای، فرمانده کل قوا، مقتدر و منتقم است.

تهدید شناور

 

دشمن همیشه آماده وارد کردن ضربه است و در این خصوص گاهی زمان و زمینه را خود تعیین و فراهم می‌کند و گاهی خارج از برنامه و به‌واسطه اشتباهات داخلی، زمینه‌ای فراهم می‌شود و طرف مقابل وارد عمل شده و از آن بهره‌برداری می‌کند. این بهره‌برداری گاهی از نوع طراحی یک واکنش مستقل و مبتنی‌بر کنشِ ایجاد شده است، و گاهی برنامه از پیش طراحی شده‌ای وجود دارد که با حوادث خارج از برنامه، تنها زمان اجرای آن جابجا می‌گردد.
همیشگی بودن برنامه برای ضربه زدن به کشور که با سلاح‌های کودتا، تجزیه، ترور، خرابکاری، آشوب و یا حمله نظامی ممکن است صورت پذیرد، به معنای یکسان و بی‌نوسان بودن خطر نیست.
این تهدید در مناسبات میان «انگیزه و توان ضربه زننده» و «قدرت و موقعیت ضربه خورنده» شناور است؛ گاهی افزایش می‌یابد و گاهی به اوج می‌رسد.
در این میان در صورت فراهم بودن زمینه ضربه، مهمترین مؤلفه تعیین زمان آن، ترور مناسبت‌ها و بهره‌برداری از تقویم وقایع است.
به این موارد توجه کنید: آشوب دی‌ ۹۶ در آستانه سالگرد ۹‌ دی ۸۸، حمله به نیروهای مسلح در اهواز در رژه ۳۱ شهریور ۹۷، تحریم آمریکا در سالروز تسخیر لانه جاسوسی در ۱۳ آبان ۹۷ و حمله به «کنسولگری» ایران در کربلا در ۱۳ آبان سال ۹۸ و در سالروز تسخیر به «سفارت» آمریکا در تهران.
اما اینکه چرا این مناسبت‌ها مهم، و زمان فتنه‌ها منطبق بر آن است، به دو موضوع بازمی‌گردد: یکی ترور مناسبت‌ها، جبران شکست‌های سیاسی و قدرت‌نمایی، و دیگری بهره‌برداری از ظرفیت‌های آشوب‌ساز این تاریخ‌ها.
با این توضیح باید گفت آبان‌ماهی که به خیر گذشت، بالاترین درجه حساسیت زمینه و زمان را داشت: از یک سو افزایش لجام گسیخته قیمت‌ها و از سویی دیگر انتخابات آمریکا و انگیزه ترامپ در ایجاد موقعیت برتر داخلی و همزمان انگیزه جریان‌های ضدانقلاب و سرویس‌های اسرائیل، سعودی و امارات در یکسره کردن کار جمهوری اسلامی ایران پیش از سقوط قطعی ترامپ یا افول آمریکا به واسطه آشوب‌های پساانتخاباتی.
و این درحالی است که تقویم آبان مملو از حوادث قابل بهره‌برداری است: سالگرد آشوب آبان ۹۸، تحریم‌های آبان ۹۷ آمریکا و تسخیر لانه جاسوسی.
با این اوصاف همه چیز برای وارد کردن ضربه‌کاری به کشور فراهم بود و مهمترین عاملی که مانع فرمان آتش شد، تدبیر رهبری در حفظ ثبات سیاسی، با مخالفت با استیضاح روحانی و متعاقبا انتقال بحران به کشور بود؛ انتخاب بد در مقابل بدتر، و مشابه تصمیمی که در ماجرای افزایش مشکوک و شوک‌آور قیمت بنزین در آبان ۹۸ اتخاذ شد: حمایت از «عمل انجام شده» و جلوگیری از فرافکنی و فرار روحانی و افتادن کشور در دام بحران بی‌دولتی.
گذر از گردنه آبان ۹۹ اگرچه میسر شد اما این پایان راه نیست؛ دی و در مرتبه بعد بهمن نیز سقف خطر باوجود کاهش نسبت به آبان، کماکان بسیار بالا است.
سالگرد قیام ۹ دی ۸۸، ترور سردار سلیمانی، حمله موشکی به پایگاه نظامی آمریکا و آشوب‌های دی‌ماه ۹۶ و ۹۸، بستری است که موقعیت مناسب«تری» برای ضربه تا پایان دی‌ماه را فراهم می‌کند و این همه درحالی است که اشرار جهان در این زمان برگ برنده‌ای می‌خواهند تا نظر هیأت انتخابی آمریکا را به سوی رئیس‌جمهور کنونی جلب، و او را ابقاء کنند.
در چنین موازنه‌هایی است که «تهدید شناور» به سطح می‌آید و قربانی می‌گیرد.
ترور شهید محسن فخری‌زاده بیش از آنکه خروجی جلسه مشترک نتانیاهو، کوهن، پمپئو و بن‌سلمان در عربستان، پنج روز پیش از انجام عملیات باشد، حاصل تلاش مجدانه و شبانه روزی دولت در ایجاد بحران اقتصادی و ارسال مکرر پیام ضعف و ترس روحانی و ظریف در التماس برای معامله موشکی-منطقه‌ای است.
آشوب و ترور دو روی یک سکه و هر دو معلول تبانی جریان نفوذ با سرویس‌های غربی جهت بی‌ثبات سازی اقتصادی، سیاسی و امنیتی است؛ همچنانکه ترور سردار سلیمانی در میانه آشوب‌های آبان و دی ۹۸ رقم خورد.
در بحبوحه جابجایی جهانی قدرت با افول غرب و جریان‌های غربگرا، جنگ ترکیبی در سال ۹۹ به اوج خود رسیده است: دیروز آتش‌افروزی‌های سریالی مراتع و جنگل‌ها و خرابکاری‌های صنعتی در پارچین، نطنز و پالایشگاه‌ها؛ امروز حلقه اول ترورهای زنجیره‌ای با هدف قرار دادن مغز متفکر هسته‌ای-دفاعی؛ و فردا آشوبی که دود آن از آتش دوقطبی امنیت-معیشت و اصرار به معامله‌ای دیگر برخواهد خاست.
در این پیچ خطیر تاریخی باید بیش از همیشه آماده و گوش به فرمان حکیم انقلاب بود تا کشتی انقلاب به سلامت به ساحل ظهور و پایان مأموریت نخست خود برسد.

استراتژیست‌های نظامی پیش از آغاز هر جنگی، آن را «شبیه‌سازی» می‌کنند تا هزینه-فایده جنگ را ترسیم و راهبرد مناسب را اتخاذ نمایند.

اکنون نیز در فضای سیاسی کشور و مطالبه روزافزون استیضاح روحانی، تلاش این قلم، شبیه‌سازی استیضاح و عزل روحانی است:

۱. رسانه‌های معاند داخلی و خارجی از کودتا علیه رئیس‌جمهور می‌گویند و با ملتهب کردن فضای کشور قیمت‌ها را بالاتر می‌برند.

۲. با فراخوان ضدانقلاب و خط‌شکنی شبکه پرتعداد اوباش مسلح و براندازان، آشوب‌های گسترده خیابانی آغاز و شعارهای ساختار شکن طرح می‌شود و مردم ناراضی از اوضاع اقتصادی نیز اعتراض خود را فریاد می‌زنند.

۳. روحانی در فرار به جلو، با ادعای کارشکنی رهبری و سپاه، طرف مقابل را عامل عدم توفیق خود ذکر می‌کند و همراه و همصدای معترضان می‌شود.

۴. مدیران عالی و دانی، و ملی و استانی دولت برای مشروعیت‌زدایی از نظام استعفا می‌دهند و دیپلمات‌ها به کشورهای محل مأموریت پناهنده می‌شوند.

۵. نیروهای امنیتی برای مدیریت و کاهش درگیری‌ها ایفای نقش می‌کنند. با افزایش شمار کشته‌های فتنه، سلبریتی‌های ورزش و هنر به هشتگ پراکنی برای آشوب‌گران می‌پردازند و زنجیره برائت از نظام با مدیریت سرویس‌های خارجی ادامه می‌یابد تا نوبت به ایفای نقش معممین فاسد برسد. امنیتی‌های آلوده نیز تقسیم کار می‌کنند و برخی به کارشکنی در خلوت مأمور می‌شوند و برخی به برائت از نظام در جلوت.

۶. جریان آلوده حوزه و سران اصلاحات و جنبش بهار با نامه و بیانیه خطاب به رهبری و درخواست استعفای ایشان، همصدا با ضدانقلاب، به معطوف کردن مشکلات کشور به رهبر انقلاب و دادن آدرس غلط به جامعه مبادرت می‌ورزند.

۷. در استان‌های مرزی گروه‌های تجزیه طلب به کمک مزدوران تکفیری وارداتی، فرصت را برای جدایی مناسب می‌بینند و فاز مسلحانه را علیه مرکز آغاز می‌کنند.

۸. روحانی با انتشار اسرار نظامی و هسته‌ای گرو گرفته از نظام، بهانه حمله به ایران و یکسره کردن کار نظام و انتقال قدرت را به دشمن می‌دهد.

۹. گروه‌های محارب آتش‌افروزی و خرابکاری‌های غیر رسمی کنونی را شدت می‌بخشند و توأمان ترورهای کور و هدفمند را در دستورکار قرار می‌دهند.

۱۰. با افزایش گسترده تلفات و ناامنی‌ها، و ضرب‌وشتم و کشتار نیروهای ارزشی در کوچه و خیابان و حمله به مساجد و اهانت به مقدسات، انقلابی‌های سست نیز خواهان پایان اوضاع به هر نحو ممکن می‌شوند و با مطالبه پایان «چرخه خشونت» عملا در زمین مقابل بازی می‌کنند. بسیاری از چهره‌های موسوم به اصولگرا و عدالتخواه و فعالان مجازی نیز با وسط بازی کردن و انتقاد به تصمیمات و منصوبین رهبری، لباس عافیت بر تن می‌کنند.

۱۱. اصلاح‌طلبان و بسیاری از مردم انتخابات را تحریم می‌کنند و ۱۴۰۰ را سال تعیین تکلیف با جمهوری اسلامی از مجرای رفراندوم اعلام می‌دارند.

۱۲. به واسطه کشته‌ها و ویرانی‌های بسیار، قطحی، غارت و افزایش چند ده برابری قیمت‌ها

الف. کشور به وضعیتی مشابه سوریه دچار می‌شود، با این تفاوت که دیگر ایرانی به کمک ایران نخواهد آمد؛ آنچنانکه با تلفات و خسارات بسیار، روحانی یا دیگر مهره دلخواه غرب، با اقتدار کامل وارث ویرانی خود ساخته شده و به قدرت بلامنازع این کشور فروپاشیده بدل می‌گردد.

ب. و یا همچون مدل لیبی به باتلاق حمله نظامی خارجی، چندپارگی و جنگ بی‌انتهای داخلی فرو می‌رویم.

پاورقی:

۱. آنچه ترسیم شده، آینده‌پژوهی مبتنی‌بر واقعه‌نگاری از تحولات جاری منطقه و فتنه‌های تجربه شده علیه محور مقاومت، کشورهای سوریه، عراق، لبنان و ایرانِ ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۷ و ۹۸ است.

۲. ترسیم تبعات منفی ورود نابهنگام به عزل و استیضاح، مستند به شرایط فعلی کشور است که صدالبته قابلیت تغییر دارد و با افزایش درگیری‌های داخلی و خارجی بلوک غرب و خصوصا آمریکا، و افزایش توان اقتصادی، امنیتی و دفاعی ایران و مهمتر از همه رشد بینش مردم و پیروی از رهبری، امکان حصول آن و یا خلع سلاح کردن روحانی و واداشتن او به فرود آرام در ماه‌های پایانی دولتش وجود دارد.

۳. کلید زدن فتنه مذکور از روزنه استعفا یا استیضاح روحانی اگرچه مطلوب شبکه نفوذ و سرویس‌های پشتیبان است، اما محدود به آن نیست. این آتش در بقای روحانی نیز امکان اشتعال دارد که در آن صورت تکلیف دیگری داریم.

والعاقبة للمتقین

 

نگاشته شده در تاریخ ۹۹/۷/۲۹

پاسخ به شبهات

 

‏۱/ شبهه: یک سایت صهیونیستی خون سلیمانی را معامله ایران با عزل بولتون عنوان کرده.

پاسخ: سایت بالاترین، مانند اینستاگرام کاربر محور است و آن دروغ را یک کاربر نوشته. سلیمانی همیشه در معرض خطر بود و انتظار شهادتش می‌رفت. کاربر اما بدون تعیین زمان، موضوع را به برکناری بولتون گره زده.

 

‏۲/ شبهه: نیمی از جمعیت کشور در مراسم سوگواری شرکت کردند، پس با آن‌هایی که حضور میدانی نداشتند برابرند.

پاسخ: حضور میدانی چهل میلیون نفر، به معنای محدود بودن عزاداران به آن تعداد نیست.

جمعیت تشییع کننده ۹۸ را باید با تشییع کنندگان منتظری یا جمعیت آشوب‌کننده ۹۶ مقایسه کرد.

 

‏۳/ شبهه: با وجود پیش‌بینی پذیر بودن ازدحام جمعیت، تدبیری صورت نگرفت.

پاسخ: محتمل بود اما حتمی نبود.

در سایر شهرها هم انبوه جمعیت بود اما کشته نداشتیم و حادثه کرمان محدود به یک کوچه فرعی بود.

تشییع در کرمان اجتناب ناپذیر بود؛ زیرا آنجا مدفن است و نمی‌شد شبانه و مخفیانه دفن کرد.

 

‏۴/ شبهه: مسؤلان آمریکایی تلفات را اعلام نکرده‌اند و این بیانگر خالی بودن پایگاه آمریکا و صوری بودن حمله است.

پاسخ: تعداد دقیق کشته‌های داخل پایگاه در حملات شبانه را فقط آمریکایی‌ها دارند که طبیعتا مایل به انتشار آن نیستند. ضمن آنکه تلفات فقط جانی نیست؛ مادی و حیثیتی هم لطمه است.

 

عرایض اینجانب پیرامون دلایل و پیامدهای ترور سردار سلیمانی

دانشگاه افسری امام حسین، ۱۵ دی ۹۸

روی کار آمدن رئیس جمهور عمل گرا در آمریکا و نائل آمدن بن سلمان به ولیعهدی در عربستان فضای منطقه را به ضدیت بیشتر با ایران سوق داد؛ آنچنانکه عربستان از تهدید ایران و تلاش‌های پیدا و پنهان برای به رسمیت شناختن اسرائیل ابایی نداشته.

از سوی دیگر با روی کار آمدن جریان لیبرال در داخل و وادادگی بیش از حد در سیاست خارجی، سوق دادن گام به گام کشور به سوی بحران اقتصادی و امنیتی با هدف در تنگنای معامله موشکی و منطقه‌ای قرار دادن جمهوری اسلامی در دستور کار قرار داشته.

این را بگذارید کنار طرح شوم آمریکا علیه محور مقاومت و ایجاد آشوب‌های یکسان و دنباله‌دار در عراق، لبنان و ایران که نظم جدیدی را برای خاورمیانه دنبال می‌کرد.

ترور سردار سلیمانی نیز در راستای پروژه خاورمیانه جدید و برداشتن مهم‌ترین مانع تحقق آن بود.

تا اینجای کار ظاهرا همه چیز درست طراحی شده بود؛ غافل از مکر خدا و آثار و برکات خون شهید. آنچه در عمل اتفاق افتاده اتحاد و خروش بی‌نظیر مردم ایران، بی‌آبرو شدن رسانه‌های ضدانقلاب و انفکاک و نفرت افکار عمومی از آن‌ها، به نفس افتادن توطئه مذاکره و اف.ای.تی.اف و اخراج و فرار آمریکا از منطقه در شرایطی است که محور مقاومت و ایران در شرف محاصره کامل بود.

اکنون اما ورق برگشته و درحدفاصل تهدید و فرصتی بزرگ هستیم. مدیریت کنونی صحنه برای رقم زدن شکست یا پیروزی بزرگ نقش اساسی دارد. برخورد نظامی حتمی است. اما انتخاب با ما است که منفعلانه در شرایط شکاف داخلی و پیرو لوایح استعماری، غافلگیرانه ضربه بخوریم یا اینکه در نهایت همرامی ملت و با دست برتر آمریکا را به عقب برانیم.

استراتژی شناخته شده و کارآمد اسرائیل این است که باید خطر را دفع کرد پیش از آنکه بزرگ‌تر شود. این منطق درستی است. اکنون بهترین زمان برای عقب راندن آمریکا و شکستن محاصره منطقه‌ای است.

دشمن البته بیکار ننشسته است و با قدرت مشغول سرد و منصرف کردن ملت ایران است. دولت و شخص روحانی دارد همراهی تاکتیکی می‌کند در موضوع. فعلا قصد دارند برادری‌شان را اثبات کنند اما آرام آرام تردید افکنی‌ها را آغاز خواهند کرد و حتی لزوم مذاکره برای پرهیز از جنگ را نیز نتیجه خواهند گرفت! همچنانکه چند تن از عناصر نشان دار فتنه بیانیه داده‌اند که دمیدن بر موضوع انتقام، بازی در زمین جنگ طلبان آمریکا و اسرائیل است!

اکنون کلید زدن یک آشوب داخلی بهترین راه خنثی کردن انتقام و ضربه به آمریکا است تا نیروهای نظامی همچون صفین ناچار به عقب نشینی از اردوگاه معاویه شوند. آشوب داخلی باعث فرسایش نیروهای نظامی و توجه زدایی از موضوع انتقام می‌شود و نظام و سپاه را از موضع محق و مظلوم با پروپاگاندای رسانه‌های خارجی و نیابتی تبدیل می‌کند به رژیم و نیروی سرکوب‌گر. این بهترین راه آمریکا برای فرار از مهلکه است.

ما فرصت زیادی نداریم. تا خناسان در دل مردم تفرقه و تردید ایجاد نکرده‌اند و تا پیاده نظام خود و مسؤلان نفوذی را به فتنه انگیزی نکشانده‌اند، باید انتقام سخت و راهبردی را گرفت. آمریکا بزرگ‌ترین خطوط قرمز امنیتی و حیثیتی ما را رد کرده و عدم پاسخ قاطع، حمله مجدد و بزرگتر آمریکا را رقم خواهد زد.

این را هم در نظر داشته باشید که اگر سلاح هسته‌ای و بازدارندگی آن بود، امروز شاهد چنین گستاخی‌ای نبودیم. ممنوعیت حقوقی ساخت بمب اتم، ناشی از مقررات NPT است که خروج از آن قانونا و طبق متن منعی ندارد. اکنون بهترین زمان برای خروج از NPT و برجام است اگرچه در این خصوص امیدی به این دولت و مجلس نیست.

 

خلاصه مصاحبه مهم مرحوم ابراهیم اسرافیلیان، نماینده دور دوم مجلس، پیرامون ترور شهید حسن آیت:

شهید آیت بسیار با میرحسین مخالف بود، همین‌طور شهید دیالمه. این دو نفر تفکرات نزدیکی داشتند. شهید آیت می‌گفت، موسوی یک روز هم سابقه درست انقلابی و مبارزاتی ندارد؛ حالا چطور می‌تواند انقلاب ما را با حضور در وزارت خارجه، صادر کند؟!
آیت اسناد و مدارکی داشت که چهره واقعی موسوی را نمایان می‌کرد. روزی که قرار بود موسوی به عنوان وزیر پیشنهادی امور خارجه به مجلس معرفی شود و رأی اعتماد بگیرد، مرحوم شهید آیت سخت بیمار بود و چند روز غیبت داشت اما تمام اسناد خودش را جمع و جور کرده و در پوشه گذاشته بود تا به مجلس بیاید، همسرش نقل می‌کند و می‌گوید، من از آیت خواستم به مجلس نرود و استراحت کند اما او گفت، امروز [۱۴ مرداد ۱۳۶۰] باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود و من باید بروم تا این اسناد و حقیقت‌ها را برای مردم روشن کنم.
این اسناد ارتباط موسوی [با فراماسونری] را اثبات می‌کرد اما آیت زمانی که از در منزل خارج می‌شود در فاصله ۳۰ تا ۴۰ متری بنزی مشاهده می‌شود که راننده ‌آن در حال پنچرگیری است، آیت سوار اتومبیل خودش می‌شود که از جانب افراد مخفی در آن بنز توسط مسلسل ترور می‌شود و نزدیک به ۶۵ گلوله به بدنش اصابت می‌کند و هنوز جای گلوله‌ها روی در منزل او هست.
همسر دکتر آیت می‌گوید، اسناد را شهید آیت پشت شیشه اتومبیل قرار داده بود اما آن ضاربان، آنها را دزدیدند. بعدا باجناق آیت دنبال پوشه می‌رود تا اینکه به وزارت امور خارجه می‌رسد، در آنجا فردی پیدا می‌شود و می‌گوید اسناد دست من است، همین جا باشید تا من آنها را بیاورم، باجناق شهید آیت چند ساعت صبر می‌کند اما از آن فرد خبری نمی‌شود تا اینکه معلوم می‌شود از در دیگر ساختمان فرار کرده است [اسرافیلیان در جای دیگری به نقل از باجناق آیت می‌گوید بعدها همان فرد را در دفتر موسوی دیده است].
پروفسور محمد مکری هم که استاد تاریخ و جغرافیا در دانشگاه سوربن پاریس بود و مدتی در ایران زندگی می‌کرد، می‌گفت یکسری اسناد [راجع به عضویت موسوی در لژ فراماسونری] دارد که از آیت و دیالمه گرفته است.

پاورقی:

۱. متن کامل مصاحبه ابراهیم اسرافیلیان با روزنامه وطن امروز، مورخ ۲۰ مرداد ۸۸
vatanemrooz.ir/Newspaper/Page/210

۲. ماجرای تکذیب برخی جزئیات محتویات مصاحبه و تأیید کلیت آن توسط اسرافیلیان
old.alef.ir/vdcevx8n.jh8zvi9bbj.html?51388

۲. شرح نفوذ موسوی توسط مرحوم پروفسور محمد مکری، اولین سفیر جمهوری اسلامی ایران در شوروی
javanonline.ir/fa/news/452346/
 


خلاصه‌ای از گفتگوی مهم مرحوم احمد قدیریان، از نزدیکان شهید لاجوردی و معاون دادستان تهران، در مورد شبکه نفوذ و چگونگی دستور امام بر مختومه شدن پرونده انفجار نخست وزیری:

قرار شد فردای آن روز [تشخیص اجساد شهیدان رجایی و باهنر] برای تشییع جنازه آماده شوند.
از این مقطع نقش سازمان مجاهدین انقلاب پررنگ شد. آنها بودند که اعلام کردند کشمیری [عامل انفجار، عضو سازمان مجاهدین خلق و جانشین خسرو تهرانی در شورای امنیت ملی] شهید و کشته شده است و برای او جنازه درست کرده بودند.
روزی که پرونده آقای بهزاد نبوی [متهم به همدستی با مسعود کشمیری و عضو مرکزیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی] آماده و حکم جلب برای دستگیری ایشان صادر شد، آقای خوئینی‌ها دادستان کل بود. امام اصلاً آقای خوئینی‌ها را نمی‌شناختند. امام فرمودند: «من ایشان را نمی‌شناسم، ولی افرادی که مورد اعتماد من هستند به من گفتند، لذا من ایشان را به عنوان دادستان انقلاب معرفی می‌کنم».
آقای منتظری و بعضی از دیگر مسئولین نظام [وی را به امام معرفی کرده بودند]. آقای خوئینی‌ها متوجه شد که می‌خواهند آقای بهزاد نبوی را بگیرند. آن زمان [جانشین] دادستان [تهران] آقای رئیسی بودند. بنده هم معاون اجرایی بودم. آقای بهزاد نبوی شبی که قرار بود دستگیر شود به منزل آقای خوئینی‌ها رفت. آن شب منزل ایشان قرار گذاشتند.
نظر آقای خوئینی‌ها این بود که پرونده باید بسته شود. بچه‌ها [قضات دادستانی تهران] زیر بار نمی‌رفتند و گفتند: «برای یکی از این افراد [بهزاد نبوی، وزیر مشاور کابینه باهنر در زمان انفجار و وزیر صنایع سنگین کابینه موسوی در زمان رسیدگی قضایی] کیفرخواست صادر شده است. این پرونده نمی‌تواند بسته شود». وقتی پرونده‌ای کیفرخواست صادر می‌شود یعنی طرف متهم است. در واقع کار آن فرد تمام بود.
وقتی دیدند از این مسیر نشد، آنها برنامه‌ریزی بسیار پیچیده‌ای کردند. با بیت امام، مرحوم حاج احمدآقا تماس گرفتند. آنچه عرض می‌کنم نقل قول از آقایانی است که در صحنه بودند. از حاج احمدآقا خواستند که راجع به این پرونده با امام دیداری کنند. امام می‌فرمایند بیایند. فردا یا پس فردای آن روز قرار می‌گذارند تا با حضور حضرت آیت‌الله موسوی اردبیلی و دعوت از آقای رئیسی خدمت امام بروند. بنابراین آقای خوئینی‌ها، آقای موسوی اردبیلی و حاج احمدآقا و آقای رئیسی در آن جلسه بودند.
آن روزها آقای میرحسین نخست‌وزیر و آقای بهزاد نبوی هم وزیر صنایع سنگین و از نزدیک‌ترین افراد به نخست‌وزیر بود. قبل از این جلسه بهزاد نبوی به حاج احمدآقا گفته بود: «هر موقع دولت می‌خواهد کاری کند بلافاصله علم شنگه‌ای درست و مردم را دستگیر می‌کنند و کشور را به شورش و اغتشاش می‌کشانند. الآن تعدادی دستگیرند» و با توجه به شرایط جنگ مقداری فضاسازی کرده بود، گویا این موضوع خدمت حضرت امام منعکس شد.
 وقتی امام نشستند، فرمودند: «آقای موسوی اردبیلی! قضایا چیست؟ برنامه چیست؟» آقای موسوی اردبیلی توضیح داد که پرونده و اعترافاتی است. بلافاصله آقای خوئینی‌ها وارد صحبت شد و گفت: «نه آقا! من پرونده را دیدم. چیزی نبوده است».
سپس آقای رئیسی دخالت کردند. آقای رئیسی عرض کردند: «حضرت امام! پرونده‌ای است. افراد اعتراف کردند. الان متهمی است که برایش کیفرخواستی صادر شده است». بعد امام دستور فرمودند که فعلاً این پرونده مسکوت بماند یا به روایتی مختومه شود. مجدداً آقای رئیسی خدمت حضرت امام عرض کردند: «حضرت امام! برای این پرونده کیفرخواست صادر شده است». امام فرمودند پرونده را مسکوت بگذارید یا مختومه کنید. لذا در آنجا پرونده بسته شد.
این موضوع را آقای رئیسی برایم نقل کرد.

 

پی‌نوشت‌ها:

۱. انفجار دفتر نخست وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰، مهم‌ترین پرونده امنیتی انقلاب است که علی‌رغم روشن بودن ابعاد آن، به دلیل شرایط ویژه کشور (جنگ خارجی و درگیری‌های امنیتی و سیاسی داخلی) از جانب امام مختومه اعلام شد و دیگر پیگیری نشد.

۲. همزمان با پیشرفت تحقیقات، طراحان انفجار نیز برای نجات «شبکه» دو برنامه را به موازات هم پیش بردند، یکی قتل‌های زنجیره‌ای مسؤلان پرونده (شهیدان قدوسی، ربانی املشی و لاجوردی) و دیگری فشار بر امام و ایجاد حاشیه امن برای متهمان، که نخستین نمود بارز آن حمایت علنی هاشمی، به عنوان رئیس مجلس و فرمانده جنگ، از نبوی بود و نمود دیگر، نامه ۶۰ تن از مسؤلان ارشد کشور از جمله ۱۰ وزیر کابینه موسوی به امام و درخواست ختم رسیدگی، که ایشان را ناچار به توقف پیگیری پرونده نمود.

۳. متن کامل مصاحبه احمد قدیریان:
revolution.pchi.ir/show.php?page=contents&id=12867

۴. متن نامه به امام و اسامی امضا کنندگان:
khabaronline.ir/news/170413/

۵. مستند «پرونده ناتمام» در همین رابطه:
cinemamarket.ir/p/18c

۶. اطلاعات بیشتر:
yon.ir/SByCj

۷. توضیحات داخل کروشه از اینجانب است.

 

۱. پیش از پرداختن به فرم و محتوای آخرین ساخته‌ی بی‌بی‌سی، بدون هیچ تعصبی باید از افتضاح اطلاعاتی رخ داده گلایه کرد و ضمن آن به این نکته اذعان نمود که اگرچه طبق این گزارش به بی‌گناهی عده‌ای متهم به جاسوسی و ترور تصریح گردید، اما ضمنا نیز از جریان خطرناک و پرقدرت «نفوذ» در حساس‌ترین وزارتخانه کشور پرده برداری شد که بر نگرانی و هشدارهای پرتکرار رهبر انقلاب صحه گذاشته است.
به عبارت دیگر نتیجه‌ای که مخاطب از روایت بی‌بی‌سی می‌گیرد، این است که نه تنها «توطئه» توهم نیست، بلکه از آنچه گمان می‌کنیم پیچیده‌تر و به مراکز اطلاعاتی و امنیتی نیز نزدیک است.

۲. پخش این فیلم را در راستای اعتبار زدایی دنباله‌دار از ارگان‌های کشور می‌دانم که مکمل فیلم «بهتان برای حفظ نظام» است؛ با این تفاوت که اولا در فیلم نخست، تلاش بر زدودن اعتبارِ «ادعا» علیه متهمان بود، و در فیلم اخیر از «اعتراف» متهمان علیه خویش، اعتبار زدایی شد. و ثانیا قالب فیلم اخیر «گزارش» و قالب مورد پیشین «مستند» بود که نشان از عجله بی‌بی‌سی برای انتشار مطلب در مقطع کنونی دارد.

۳. حال آن ضرورت و اضطراری که موجب شد مصاحبه‌های بی‌بی‌سی به جای مستندی مطول، در قالب گزارشی مختصر ارائه شود، چیست؟
به نظر می‌رسد انهدام شبکه ۱۷ نفره جاسوسان CIA در کشور و ارتباطات پیدا و پنهان آنان با برخی مقامات، بی‌بی‌سی را دست به کار کرده تا با بهره برداری از یک افتضاح اطلاعاتی، با ادعای این‌همانی دو موضوع، همکاران داخلی و خارجی سازمان همسو را نجات دهد.

۴. تلاش آشکار بی‌بی‌سی، کشاندن دامنه‌ی آن افتضاح به دامن صداوسیما است. این درحالی است که می‌دانیم صداوسیما و هر رسانه‌ی دیگری صرفا منعکس کننده اظهارات و گزارش‌های مقامات داخلی و خارجی است. همچنان که ادعای دروغ مقامات آمریکایی در وجود تسلیحات کشتارجمعی در عراق را تمام رسانه‌های آمریکایی و انگلیسی پوشش دادند، اما هیچ‌کدام از این رسانه‌ها از بابت پوشش کذب مذکور نه بازخواست شدند و نه عذرخواهی کردند.

۴. طبق اظهارات مصاحبه شوندگان در گزارش بی‌بی‌سی، متهمان، آزادی خویش را مدیون ورود مسؤلانه‌ی سازمان اطلاعات سپاه به موضوع هستند، این درحالی است که بی‌بی‌سی اصرار دارد ورود سپاه به موضوع را نه به دلیل مسؤلیت پذیری و اشراف به موضوع، بلکه به دلیل «اختلاف» میان سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات ذکر کند.

۵. بار دیگر تجربه شد -امیدوارم بشود- که در عصر ارتباطات امکان کتمان چنین افتضاحاتی وجود ندارد و چه بهتر که نظام با به دست گرفتن ابتکار عمل و اذعان به اشتباهات خود یا خطا و خیانت پرسنل، روایت دست اول را پیش از دیگران ارائه کند، یا حداقل مستندات چندرسانه‌ای خود را برای چنین روزهایی آماده داشته باشد.

۶. توصیه می‌کنم متولیان امر، ضمن پذیرش اصل موضوع، به تبیین نیمه‌ی پر لیوان، یعنی ورود مسؤلانه به مسئله و آزادی بی‌گناهان، ولو به قیمت هجمه به «آبروی نظام» بپردازند. زیرا همانطور که می‌دانیم با وجود آن «اعترافات» و ایجاد پذیرش در افکار عمومی برای مجازات اعدام، راحت‌ترین اقدام، سلب حیات دستگیر شدگان بود.

۷. نه سکوت و خفقان و نه توجیه و تکذیب، افتضاح رخ داده در وزارت اطلاعات را تطهیر نخواهد کرد. متولیان امنیت کشور لازم است صریح و صادقانه، رودرروی مردم به تبیین موضوع و تشریح مجازات مجرمان بپردازند؛ در غیر این صورت به دست خود، تمام اعترافات به‌حق گذشته و آینده را به ورطه‌ی ابهام خواهند کشاند.

 

نگاشته شده در 15 مرداد 98

 

بحث مبنای قانونی اعدام اعضای باقی مانده گروه ترویستی منافقین در سال ۶۷ مورد تاخت و تاز عده‌ای در داخل و خارج واقع شده و ما که خود کارنامه سیاه منافقین را می‌دانیم و از مبنای عقلی و شرعی اعدام‌ها آگاهیم، در برابر ادعای عدم مبنای قانونی، بدون زحمت دادن به خویش در بررسی قوانین وقت و تبیین آن برای دیگران، پاسخ این شبهه‌ی حقوقی را صرفا با فهرست کردن جنایات منافقین و یا استنادات فقهی و ملاحظات امنیتی پاسخ می‌دادیم، حال آنکه به‌خلاف تصور اولیه، و فارغ از مبنای قانونی حکم حکومتی، اعدام‌های ۶۷ مستقلا مبتنی بر مُر قانون مجازات ۶۱ نیز بوده که در ادامه مختصرا به آن خواهیم پرداخت.

 

بخش اول، قانون اساسی مصوب ۱۰ فروردین ۵۸

اصل ۲: جمهوری اسلامی از راه: الف- #اجتهاد_مستمر فقهای جامع‌الشرایط بر اساس‏ کتاب‏ و سنت‏ معصومین‏ سلام‏‌الله‏ علیهم‏ اجمعین‏... قسط و عدل‏ و استقلال‏ سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تامین‏ میکند.

اصل ۴: کلیه‏ قوانین‏ و مقررات‏ مدنی، #جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها، باید بر اساس‏ #موازین‏_اسلامی باشد. این‏ اصل‏ بر اطلاق‏ یا عموم‏ #همه‏ اصول‏ قانون‏ اساسی و قوانین‏ و مقررات‏ دیگر #حاکم‏ است‏ و تشخیص‏ این‏ امر بر عهد‏ه فقهای شورای نگهبان‏ است‏.

اصل ۹۸: تفسیر قانون‏ اساسی‏ به عهده‏ شورای نگهبان‏ است‏ که‏ با تصویب‏ سه‏ چهارم‏ آنان‏ انجام‏ می‌شود.

اصل ۱۰۷: رهبر، #ولایت_امر و #همه‏ مسئولیت‌های ناشی از آن‏ را بر عهده‏ دارد.

 

بخش دوم، قانون راجع به مجازات اسلامی مصوب ۱۸ مرداد ۶۲

‌ماده ۱: هر کس با دول خارجه یا مأمورین آنها برای عداوت و جنگ با دولت جمهوری
اسلامی ایران #اسباب‌چینی کند #یا در اسباب چینی #داخل‌شود که عادتا منجر به جنگ با دولت جمهوری اسلامی ایران می‌گردد، محارب محسوب می‌شود.

‌ماده ۲: هر کس وسایل ورود دشمنان مملکت را به داخل خاک ایران یا متصرفات آن فراهم کند، و با آنها همکاری نماید یا آنکه شهر یا قلعه یا‌استحکامات یا سربازخانه یا مواضع نظامی یا بندر یا مخزن یا قورخانه یا کشتی یا هواپیما و مانند آنها را که متعلق به دولت باشد، به تصرف دشمن بدهد‌ یا درآورد یا این که برای دشمن مملکت قشون یا #امداد نقدی یا جنسی یا مهمات یا اسلحه یا موجبات موفقیت دشمن را اعم از اسباب بری یا بحری یا‌ هوایی برای استعمال در داخله مملکت فراهم کند و یا #هر نحوه حیله و دسیسه برای #همراهی با دشمن نماید، محارب محسوب می‌شود.

ماده ۴: هر یک از مستخدمین ادارات یا مأمورین دولتی یا سایر اشخاصی که به مناسبت مأموریت یا جهت رسمی دیگری از اسرار مذاکرات یا‌ مراسلات سری دولت یا تصمیمات دولت راجع به امور نظامی از قبیل حرکت قشون دولتی مطلع شود و اسرار مزبور را بدون اجازه دولت عمداً به مأمورین دولت متخاصم بلاواسطه یا مع‌الواسطه ابراز نماید در حکم محارب است.

‌ماده ۵: هر کس که بر حسب وظایف رسمی خود، مأمور به حفظ نقشه‌ها از قبیل نقشه و کروکی استحکامات یا اسلحه‌خانه و انبار مهمات یا بنادر و‌ یا اسکله‌های دولتی یا پایگاه‌ها و سربازخانه‌ها یا نقشه حرکات جنگی بوده و آنها را کلاً یا بعضاً بلاواسطه
یا مع‌الواسطه به دولت متخاصم تسلیم نماید‌ در حکم محارب است.

ماده ۶: هر کس در حال جنگ به قصد کمک به دشمن، جاسوسان یا سربازان دولت خصم را که مأمور تفتیش بوده‌اند شناخته و مخفی نماید یا سبب اخفای آنان بشود در حکم محارب.

ماده ۸۸: هر گاه دو نفر یا بیشتر #اجتماع و #تبانی نمایند که جرائمی بر ضد امنیت
خارجی یا داخلی مملکت یا بر ضد اساس حکومت جمهوری‌اسلامی، یا بر ضد اعراض و نفوس یا اموال مردم مرتکب شوند یا #تبانی_برای_تهیه_وسائل ارتکاب آن [یعنی حتی تبانی برای ارتکاب به اجتماع یا تبانی] نمایند، ارتکاب اعمال فوق اگر در حد صدق عنوان محاربه و افساد نباشد [یعنی در این صورت نیز می‌تواند مشمول عنوان محارب باشد] به شش ماه تا سه سال حبس و
تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهند شد.

‌ماده ۱۲۶: هر کس عمداً عمارت یا بناء یا کارگاه و کارخانه یا انبار و به طور کلی
هر محل مسکونی یا غیر مسکونی یا خرمن یا هر نوع محصول‌زراعی یا اشجار یا مزارع یا باغ‌های متعلق به غیر را آتش بزند... در صورتی که به قصد مقابله با حکومت اسلامی و از مصادیق محاربه و افساد فی‌الارض باشد، مجازات محارب را خواهد داشت.

 

در پایان و مستند به اصول و مواد مذکور باید گفت پروپاگاندای دشمن خدشه به مبنای اعدام عناصر بازمانده از منافقین و تغییر جایگاه شهید و جلاد درحالی است که حکم امام #فتوایی_ارفاقی برای رهاندن عده‌ای بود که ادعا داشتند توبه کرده‌اند، ادعایی که بعدا مشخص شد از جانب برخی‌شان فریب و به مثابه #توبه_گرگ بوده.

 

واکاوی علل فرمان تاریخی امام خمینی در برخورد با منافقین yon.ir/njcSQ

زوزه گرگ ها

توله گرگی در مترو به خیال اینکه جمعیت او را همراهی می کنند، علیه رهبر عزیز انقلاب شعار می دهد. نه تنها کسی جز فیلمبردار که همکار و هماهنگ با او بود همراهی اش نمی کند، که جوانی صورت تراشیده و لی پوش نیز او را ادب می نماید به نحوی که تبلیغ ضد انقلاب با همین چند ثانیه فیلم منتشره، به رسوایی و ضد تبلیغی علیه خود تبدیل می گردد.

دلیل این همه عصبانیت و تهدید وحوش علیه این جوان و واکنش به حق و طبیعی اش مشخص شد؟