احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۶ مهر ۹۷، ۲۰:۵۳ - خاتمی فر
    چه عجب

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام خمینی» ثبت شده است

خیانت خواص

 

خلاصه نامه مهم امام خمینی به حسینعلی منتظری، مورخ ۶ فروردین ۶۸

با دلى پرخون و قلبى شکسته چند کلمه‌اى برایتان می‌نویسم تا مردم روزى در جریان امر قرار گیرند...
از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامى عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبرى آینده نظام را از دست داده‌اید.
شما در اکثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضع‌گیری‌هایتان نشان دادید که معتقدید لیبرال‌ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدرى مطالبى که می‌گفتید دیکته شده منافقین بود که من فایده‌اى براى جواب به آنها نمی‌دیدم. مثلًا در همین دفاعیه شما از منافقین، تعداد بسیار معدودى که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید که چه خدمت ارزنده‌اى به استکبار کرده‌اید...
اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود مى‌دانید -که مسلماً منافقین صلاح نمى‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایى مى‌‌شوید که آخرتتان را خراب‌تر مى‌کند- با دلى شکسته و سینه‌اى گداخته از آتش بى‌مهری‌ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت مى‌کنم دیگر خود دانید:
۱. سعى کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدى هاشمى و لیبرال‌ها نریزد.
۲. از آنجا که ساده لوح هستید و سریعاً تحریک مى‌شوید در هیچ کار سیاسى دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.
۳. دیگر نه براى من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هرچه اسرار مملکت است را به رادیوهاى بیگانه دهند.
۴. نامه‌‌ها و سخنرانی‌هاى منافقین که به وسیله شما از رسانه ‌هاى گروهى به مردم مى‌رسید؛ ضربات سنگینى بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتى بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحى له الفداء- و خون‌هاى پاک شهداى اسلام و انقلاب گردید؛ براى اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.
واللَّه قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولى در آن وقت شما را ساده لوح مى‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولى شخصى بودید تحصیل‌کرده که مفید براى حوزه‌هاى علمیه بودید و اگر اینگونه کارهاتان را ادامه دهید مسلماً تکلیف دیگرى دارم و مى‌دانید که از تکلیف خود سرپیچى نمى‌کنم.
واللَّه قسم، من با نخست وزیرى بازرگان مخالف بودم ولى او را هم آدم خوبى مى‌دانستم.
واللَّه قسم، من رأى به ریاست جمهورى بنى‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.
سخنى از سرِ درد و رنج و با دلى شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خداى خود عهد کردم که از بدى افرادى که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم پوشى نکنم. من با خداى خود پیمان بسته‌ام که رضاى او را بر رضاى مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمى‌دارم. من کار به تاریخ و آنچه اتفاق مى‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعى خود عمل کنم.
من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‌ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعى کنند تحت تأثیر دروغ‌هاى دیکته شده که این روزها رادیوهاى بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مى‌‌کنند نگردند.
از خدا مى‌خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد.

yon.ir/51X9o


خلاصه‌ای از گفتگوی مهم مرحوم احمد قدیریان، از نزدیکان شهید لاجوردی و معاون دادستان تهران، در مورد شبکه نفوذ و چگونگی دستور امام بر مختومه شدن پرونده انفجار نخست وزیری:

قرار شد فردای آن روز [تشخیص اجساد شهیدان رجایی و باهنر] برای تشییع جنازه آماده شوند.
از این مقطع نقش سازمان مجاهدین انقلاب پررنگ شد. آنها بودند که اعلام کردند کشمیری [عامل انفجار، عضو سازمان مجاهدین خلق و جانشین خسرو تهرانی در شورای امنیت ملی] شهید و کشته شده است و برای او جنازه درست کرده بودند.
روزی که پرونده آقای بهزاد نبوی [متهم به همدستی با مسعود کشمیری و عضو مرکزیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی] آماده و حکم جلب برای دستگیری ایشان صادر شد، آقای خوئینی‌ها دادستان کل بود. امام اصلاً آقای خوئینی‌ها را نمی‌شناختند. امام فرمودند: «من ایشان را نمی‌شناسم، ولی افرادی که مورد اعتماد من هستند به من گفتند، لذا من ایشان را به عنوان دادستان انقلاب معرفی می‌کنم».
آقای منتظری و بعضی از دیگر مسئولین نظام [وی را به امام معرفی کرده بودند]. آقای خوئینی‌ها متوجه شد که می‌خواهند آقای بهزاد نبوی را بگیرند. آن زمان [جانشین] دادستان [تهران] آقای رئیسی بودند. بنده هم معاون اجرایی بودم. آقای بهزاد نبوی شبی که قرار بود دستگیر شود به منزل آقای خوئینی‌ها رفت. آن شب منزل ایشان قرار گذاشتند.
نظر آقای خوئینی‌ها این بود که پرونده باید بسته شود. بچه‌ها [قضات دادستانی تهران] زیر بار نمی‌رفتند و گفتند: «برای یکی از این افراد [بهزاد نبوی، وزیر مشاور کابینه باهنر در زمان انفجار و وزیر صنایع سنگین کابینه موسوی در زمان رسیدگی قضایی] کیفرخواست صادر شده است. این پرونده نمی‌تواند بسته شود». وقتی پرونده‌ای کیفرخواست صادر می‌شود یعنی طرف متهم است. در واقع کار آن فرد تمام بود.
وقتی دیدند از این مسیر نشد، آنها برنامه‌ریزی بسیار پیچیده‌ای کردند. با بیت امام، مرحوم حاج احمدآقا تماس گرفتند. آنچه عرض می‌کنم نقل قول از آقایانی است که در صحنه بودند. از حاج احمدآقا خواستند که راجع به این پرونده با امام دیداری کنند. امام می‌فرمایند بیایند. فردا یا پس فردای آن روز قرار می‌گذارند تا با حضور حضرت آیت‌الله موسوی اردبیلی و دعوت از آقای رئیسی خدمت امام بروند. بنابراین آقای خوئینی‌ها، آقای موسوی اردبیلی و حاج احمدآقا و آقای رئیسی در آن جلسه بودند.
آن روزها آقای میرحسین نخست‌وزیر و آقای بهزاد نبوی هم وزیر صنایع سنگین و از نزدیک‌ترین افراد به نخست‌وزیر بود. قبل از این جلسه بهزاد نبوی به حاج احمدآقا گفته بود: «هر موقع دولت می‌خواهد کاری کند بلافاصله علم شنگه‌ای درست و مردم را دستگیر می‌کنند و کشور را به شورش و اغتشاش می‌کشانند. الآن تعدادی دستگیرند» و با توجه به شرایط جنگ مقداری فضاسازی کرده بود، گویا این موضوع خدمت حضرت امام منعکس شد.
 وقتی امام نشستند، فرمودند: «آقای موسوی اردبیلی! قضایا چیست؟ برنامه چیست؟» آقای موسوی اردبیلی توضیح داد که پرونده و اعترافاتی است. بلافاصله آقای خوئینی‌ها وارد صحبت شد و گفت: «نه آقا! من پرونده را دیدم. چیزی نبوده است».
سپس آقای رئیسی دخالت کردند. آقای رئیسی عرض کردند: «حضرت امام! پرونده‌ای است. افراد اعتراف کردند. الان متهمی است که برایش کیفرخواستی صادر شده است». بعد امام دستور فرمودند که فعلاً این پرونده مسکوت بماند یا به روایتی مختومه شود. مجدداً آقای رئیسی خدمت حضرت امام عرض کردند: «حضرت امام! برای این پرونده کیفرخواست صادر شده است». امام فرمودند پرونده را مسکوت بگذارید یا مختومه کنید. لذا در آنجا پرونده بسته شد.
این موضوع را آقای رئیسی برایم نقل کرد.

 

پی‌نوشت‌ها:

۱. انفجار دفتر نخست وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰، مهم‌ترین پرونده امنیتی انقلاب است که علی‌رغم روشن بودن ابعاد آن، به دلیل شرایط ویژه کشور (جنگ خارجی و درگیری‌های امنیتی و سیاسی داخلی) از جانب امام مختومه اعلام شد و دیگر پیگیری نشد.

۲. همزمان با پیشرفت تحقیقات، طراحان انفجار نیز برای نجات «شبکه» دو برنامه را به موازات هم پیش بردند، یکی قتل‌های زنجیره‌ای مسؤلان پرونده (شهیدان قدوسی، ربانی املشی و لاجوردی) و دیگری فشار بر امام و ایجاد حاشیه امن برای متهمان، که نخستین نمود بارز آن حمایت علنی هاشمی، به عنوان رئیس مجلس و فرمانده جنگ، از نبوی بود و نمود دیگر، نامه ۶۰ تن از مسؤلان ارشد کشور از جمله ۱۰ وزیر کابینه موسوی به امام و درخواست ختم رسیدگی، که ایشان را ناچار به توقف پیگیری پرونده نمود.

۳. متن کامل مصاحبه احمد قدیریان:
revolution.pchi.ir/show.php?page=contents&id=12867

۴. متن نامه به امام و اسامی امضا کنندگان:
khabaronline.ir/news/170413/

۵. مستند «پرونده ناتمام» در همین رابطه:
cinemamarket.ir/p/18c

۶. اطلاعات بیشتر:
yon.ir/SByCj

۷. توضیحات داخل کروشه از اینجانب است.

آن روی نفوذ

 

آن روی دیگر ‎#نفوذ عموما ‎#تحمیل به بزرگان و یا ‎#خطای_محاسباتی آنان بوده و به ندرت عنصر نفوذی با نبوغ فردی از نردبان قدرت بالا رفته. نوعا یا ‎#شبکه پشتیبان، نفوذ و صعود را هموار کرده و یا حمایت ناشی از خطا یا خیانت بزرگان مؤثر افتاده.
به نام فتنه‌سازان زیر و حامیان‌شان توجه کنید:

#بازرگان از جانب شهیدان مطهری و بهشتی به امام توصیه و تحمیل شد.

#بنی‌صدر با دستور امام مبنی‌بر عدم ورود روحانیون به انتخابات، یکه‌تاز میدان شد و حمایت جامعه روحانیت مبارز، بیت امام و فرمانده وقت سپاه را داشت.

قائم مقامی #منتظری از جانب هاشمی به امام تحمیل شد.

اصرار امام به آیت‌الله خامنه‌ای در ابقای #موسوی مبتنی بر گزارش محسن رضایی بود که ادعا می‌کرد عدم انتخاب مجدد نخست وزیر تأثیر منفی بر روحیه رزمندگان و سرنوشت جنگ داشت.

#روحانی نیز در سال ۹۲ پس از عدم احراز صلاحیت، با وساطت شخص آیت‌الله جنتی نزد اعضای شورای نگهبان تأیید صلاحیت شد.

 

بحث مبنای قانونی اعدام اعضای باقی مانده گروه ترویستی منافقین در سال ۶۷ مورد تاخت و تاز عده‌ای در داخل و خارج واقع شده و ما که خود کارنامه سیاه منافقین را می‌دانیم و از مبنای عقلی و شرعی اعدام‌ها آگاهیم، در برابر ادعای عدم مبنای قانونی، بدون زحمت دادن به خویش در بررسی قوانین وقت و تبیین آن برای دیگران، پاسخ این شبهه‌ی حقوقی را صرفا با فهرست کردن جنایات منافقین و یا استنادات فقهی و ملاحظات امنیتی پاسخ می‌دادیم، حال آنکه به‌خلاف تصور اولیه، و فارغ از مبنای قانونی حکم حکومتی، اعدام‌های ۶۷ مستقلا مبتنی بر مُر قانون مجازات ۶۱ نیز بوده که در ادامه مختصرا به آن خواهیم پرداخت.

 

بخش اول، قانون اساسی مصوب ۱۰ فروردین ۵۸

اصل ۲: جمهوری اسلامی از راه: الف- #اجتهاد_مستمر فقهای جامع‌الشرایط بر اساس‏ کتاب‏ و سنت‏ معصومین‏ سلام‏‌الله‏ علیهم‏ اجمعین‏... قسط و عدل‏ و استقلال‏ سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تامین‏ میکند.

اصل ۴: کلیه‏ قوانین‏ و مقررات‏ مدنی، #جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها، باید بر اساس‏ #موازین‏_اسلامی باشد. این‏ اصل‏ بر اطلاق‏ یا عموم‏ #همه‏ اصول‏ قانون‏ اساسی و قوانین‏ و مقررات‏ دیگر #حاکم‏ است‏ و تشخیص‏ این‏ امر بر عهد‏ه فقهای شورای نگهبان‏ است‏.

اصل ۹۸: تفسیر قانون‏ اساسی‏ به عهده‏ شورای نگهبان‏ است‏ که‏ با تصویب‏ سه‏ چهارم‏ آنان‏ انجام‏ می‌شود.

اصل ۱۰۷: رهبر، #ولایت_امر و #همه‏ مسئولیت‌های ناشی از آن‏ را بر عهده‏ دارد.

 

بخش دوم، قانون راجع به مجازات اسلامی مصوب ۱۸ مرداد ۶۲

‌ماده ۱: هر کس با دول خارجه یا مأمورین آنها برای عداوت و جنگ با دولت جمهوری
اسلامی ایران #اسباب‌چینی کند #یا در اسباب چینی #داخل‌شود که عادتا منجر به جنگ با دولت جمهوری اسلامی ایران می‌گردد، محارب محسوب می‌شود.

‌ماده ۲: هر کس وسایل ورود دشمنان مملکت را به داخل خاک ایران یا متصرفات آن فراهم کند، و با آنها همکاری نماید یا آنکه شهر یا قلعه یا‌استحکامات یا سربازخانه یا مواضع نظامی یا بندر یا مخزن یا قورخانه یا کشتی یا هواپیما و مانند آنها را که متعلق به دولت باشد، به تصرف دشمن بدهد‌ یا درآورد یا این که برای دشمن مملکت قشون یا #امداد نقدی یا جنسی یا مهمات یا اسلحه یا موجبات موفقیت دشمن را اعم از اسباب بری یا بحری یا‌ هوایی برای استعمال در داخله مملکت فراهم کند و یا #هر نحوه حیله و دسیسه برای #همراهی با دشمن نماید، محارب محسوب می‌شود.

ماده ۴: هر یک از مستخدمین ادارات یا مأمورین دولتی یا سایر اشخاصی که به مناسبت مأموریت یا جهت رسمی دیگری از اسرار مذاکرات یا‌ مراسلات سری دولت یا تصمیمات دولت راجع به امور نظامی از قبیل حرکت قشون دولتی مطلع شود و اسرار مزبور را بدون اجازه دولت عمداً به مأمورین دولت متخاصم بلاواسطه یا مع‌الواسطه ابراز نماید در حکم محارب است.

‌ماده ۵: هر کس که بر حسب وظایف رسمی خود، مأمور به حفظ نقشه‌ها از قبیل نقشه و کروکی استحکامات یا اسلحه‌خانه و انبار مهمات یا بنادر و‌ یا اسکله‌های دولتی یا پایگاه‌ها و سربازخانه‌ها یا نقشه حرکات جنگی بوده و آنها را کلاً یا بعضاً بلاواسطه
یا مع‌الواسطه به دولت متخاصم تسلیم نماید‌ در حکم محارب است.

ماده ۶: هر کس در حال جنگ به قصد کمک به دشمن، جاسوسان یا سربازان دولت خصم را که مأمور تفتیش بوده‌اند شناخته و مخفی نماید یا سبب اخفای آنان بشود در حکم محارب.

ماده ۸۸: هر گاه دو نفر یا بیشتر #اجتماع و #تبانی نمایند که جرائمی بر ضد امنیت
خارجی یا داخلی مملکت یا بر ضد اساس حکومت جمهوری‌اسلامی، یا بر ضد اعراض و نفوس یا اموال مردم مرتکب شوند یا #تبانی_برای_تهیه_وسائل ارتکاب آن [یعنی حتی تبانی برای ارتکاب به اجتماع یا تبانی] نمایند، ارتکاب اعمال فوق اگر در حد صدق عنوان محاربه و افساد نباشد [یعنی در این صورت نیز می‌تواند مشمول عنوان محارب باشد] به شش ماه تا سه سال حبس و
تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهند شد.

‌ماده ۱۲۶: هر کس عمداً عمارت یا بناء یا کارگاه و کارخانه یا انبار و به طور کلی
هر محل مسکونی یا غیر مسکونی یا خرمن یا هر نوع محصول‌زراعی یا اشجار یا مزارع یا باغ‌های متعلق به غیر را آتش بزند... در صورتی که به قصد مقابله با حکومت اسلامی و از مصادیق محاربه و افساد فی‌الارض باشد، مجازات محارب را خواهد داشت.

 

در پایان و مستند به اصول و مواد مذکور باید گفت پروپاگاندای دشمن خدشه به مبنای اعدام عناصر بازمانده از منافقین و تغییر جایگاه شهید و جلاد درحالی است که حکم امام #فتوایی_ارفاقی برای رهاندن عده‌ای بود که ادعا داشتند توبه کرده‌اند، ادعایی که بعدا مشخص شد از جانب برخی‌شان فریب و به مثابه #توبه_گرگ بوده.

 

واکاوی علل فرمان تاریخی امام خمینی در برخورد با منافقین yon.ir/njcSQ

💠 تصور نمی‏‌کنم برای بررسی عمیق همه جانبه علوم اسلامی طریقه‌ای مناسب‌تر از شیوه علمای سلف یافت شود.


💠 روحانیت متعهد، به خون سرمایه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتی نداشته و نخواهد داشت.


💠 مخالفت روحانیون با بعضی از مظاهر تمدن در گذشته صرفاً به جهت ترس از نفوذ اجانب بوده است. احساس خطر از گسترش فرهنگ اجنبی، خصوصاً فرهنگ مبتذل غرب موجب شده بود که آنان با اختراعات و پدیده‏ ها برخورد احتیاط آمیز کنند.


💠 ضربات روحانیت ناآگاه و آگاه وابسته، به مراتب کاری تر از اغیار بوده و هست.


💠 خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هر گز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است.


💠 به زعم بعض افراد، روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد و الا عالم سیاس و روحانی کاردان و زیرک، کاسه‌ای زیر نیم کاسه داشت. و این از مسائل رایج حوزه‌ها بود که هر کس کج راه می‌رفت متدین‌تر بود. یاد‌گرفتن زبان خارجی، کفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرک به‌شمار می‌رفت. در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفی از کوزه‌ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه می‌گفتم. تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می‌یافت، وضع روحانیت و حوزه‌ها، وضع کلیساهای قرون وسطی می‌شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزه‌ها را حفظ نمود.


💠 شیوه مقدس‌مآبی و دین‌فروشی عوض شده است. شکست خوردگان دیروز، سیاست‌بازان امروز شده‌اند. آن‌ها که به خود اجازه ورود در امور سیاست را نمی‌دادند، پشتیبان کسانی شدند که تا براندازی نظام و کودتا جلو رفته بودند. غائله قم و تبریز با هماهنگی چپی‌ها و سلطنت‌طلبان و تجزیه‌طلبان کردستان تنها یک نمونه است که می‌توانیم ابراز کنیم که در آن حادثه ناکام شدند ولی دست برنداشتند و از کودتای نوژه سر در آوردند، باز خدا رسوایشان ساخت. دسته‌ای دیگر از روحانی‌نماهایی که قبل از انقلاب، دین را از سیاست جدا می‌دانستند و سر به آستانه دربار می‌ساییدند، یک‌مرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفی که برای اسلام آن‌همه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. دیروز مقدس‌نماهای بی‌شعور می‌گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز می‌گویند مسئولین نظام کمونیست شده‌اند! تا دیروز مشروب‌فروشی و فساد و فحشاء و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان -ارواحنا فداه- را مفید و راه‌گشا می‌دانستند، امروز از اینکه در گوشه‌ای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ می‌دهد، فریاد وا اسلاما سر می‌دهند!

دیروز حجتیه‌ایها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی‌تر از انقلابیون شده‌اند! ولایتی‌های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته‌اند، و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‌اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می‌خورند!


💠 در یک تحلیل منصفانه از حوادث انقلاب خصوصاً از حوادث ده سال پس از پیروزی باید عرض کنم که انقلاب اسلامی ایران در اکثر اهداف و زمینه‌ها موفق بوده است و به یاری خداوند بزرگ در هیچ زمینه‌ای مغلوب و شکست خورده نیستیم، حتی در جنگ پیروزی از آن ملت ما گردید و دشمنان در تحمیل آن‌همه خسارات چیزی به دست نیاوردند. البته اگر همه علل و اسباب را در اختیار داشتیم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتری می‌نگریستیم و می‌رسیدیم ولی این بدان معنا نیست که در هدف اساسی خود که همان دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود مغلوب خصم شده ایم. هر روز ما در جنگ برکتی داشته‌ایم که در همه صحنه‌ها از آن بهره جسته‌ایم. ما انقلاب‌مان را در جنگ به جهان صادر نموده‌ایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‌ایم، ما در جنگ، پرده از چهره تزویر جهان‌خواران کنار زدیم، ما در جنگ، دوستان و دشمنان‌مان را شناخته‌ایم، ما در جنگ به این نتیجه رسیده‌ایم که باید روی پای خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم، ما در جنگ ریشه‌های انقلاب پر بار اسلامی‌مان را محکم کردیم، ما در جنگ حس برادری و وطن‌دوستی را در نهاد یکایک مردمان بارور کردیم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامی قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها سالیان سال می‌توان مبارزه کرد، جنگ ما کمک به افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت... تنها در جنگ بود که صنایع نظامی ما از رشد آن‌چنانی برخوردار شد و از همه این‌ها مهم‌تر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت.


💠 جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام‌شدنی نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد.


💠 من در این‌جا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیل‌های غلط این روزها رسماً معذرت می‌خواهم و از خداوند می‌خواهم مرا در کنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد. ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم.


💠 نباید برای رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهارنظرها و ابراز عقیده‌ها به گونه‌ای غلط عمل کنیم که حزب‌اللّه عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولی‌اش عدول می‌کند.


💠 ما شعار سرنگونی رژیم شاه را در عمل نظاره کرده‌ایم، ما شعار آزادی و استقلال را به عمل خود زینت بخشیده‌ایم، ما شعار مرگ بر آمریکا را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمانان در تسخیر لانه فساد و جاسوسی آمریکا تماشا کرده‌ایم، ما همه شعارهای‌مان را با عمل محک زده‌ایم. البته معترفیم که در مسیر عمل، موانع زیادی به وجود آمده است که مجبور شده‌ایم روش‌ها و تاکتیک‌ها را عوض نماییم.


💠 علاوه بر این‌که باید مواظب القائات روحانی‌نماها و مقدس‌مآبها باشند، از تجربه تلخ روی کار آمدن انقلابی‌نماها و به ظاهر عقلای قوم که هرگز با اصول و اهداف روحانیت آشتی نکرده‌اند عبرت بگیرند که مبادا گذشته تفکر و خیانت آنان فراموش و دلسوزی‌های بی‌مورد و ساده‌اندیشی‌ها سبب مراجعت آنان به پست‌های کلیدی و سرنوشت‌ساز نظام شود. من امروز بعد از ده سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچون گذشته اعتراف می‌کنم که بعض تصمیمات اول انقلاب در سپردن پست‌ها و امور مهمّه کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشته‌اند، اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن، به راحتی از میان نمی‌رود؛ گرچه در آن موقع هم من شخصاً مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاحدید و تأیید دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمامی اصولش و هر حرکت به سوی آمریکای جهان‌خوار قناعت نمی‌کنند، در حالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادعا هنری ندارند. امروز هیچ تأسفی نمی‌خوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که از اول هم نبوده‌اند.


💠 صریحاً اعلام می‌کنم: تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرال‌ها بیفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام این مردم بی پناه را از بین ببرند، تا من هستم از اصول نه شرقی و نه غربی عدول نخواهم کرد، تا من هستم دست ایادی آمریکا و شوروی را در تمام زمینه‌ها کوتاه می‌کنم.


💠 مردم شریف ایران توجه داشته باشند که نوعاً تبلیغاتی که علیه روحانیت انجام می‌پذیرد به منظور نابودی روحانیت انقلاب است، ایادی شیطان در تنگناها و سختی‌ها به سراغ مردم می‌روند که بگویند روحانیت مسبب مشکلات و نارسایی‌هاست، آن هم کدام روحانی، روحانی بی‌درد و بی‌مسئولیت نه، بلکه روحانیتی که در همه حوادث جلوتر از دیگران در معرض خطر بوده است. کسی مدعی آن نیست که مردم و پابرهنه‌ها مشکلی ندارند و همه امکانات در اختیار مردم است. مسلم آثار ده سال محاصره و جنگ و انقلاب در همه جا ظاهر می‌شود و کمبودها و نیازها رخ می‌نماید ولی من با یقین شهادت می‌دهم که اگر افرادی غیر از روحانیت جلودار حرکت انقلاب و تصمیمات بودند امروز جز ننگ و ذلت و عار در برابر آمریکا و جهان‌خواران و جز عدول از همه معتقدات اسلامی و انقلابی چیزی برایمان نمانده بود. لازم به یادآوری است که ذکر شمه‌ای از وقایع انقلاب و روحانیت به معنای آن نیست که طلاب و روحانیون عزیز در فردای این نوشته حرکت تند و انقلابی بنمایند بلکه هدف، علم و آگاهی به نکته‌هاست که در انتخاب مسیر با بصیرت حرکت کنند و خطرها و گذرها و کمینگاه‌ها را بهتر بشناسند.


متن کامل: imam-khomeini.ir/fa/n14672

خصایص رهبری

سخنرانی اینجانب در خصوص وضعیت کنونی کشور

شامل: نقش دولت در بحران آفرینی ها، چگونگی تحریف مطالبات مردم و تغییر طرف دعوا، وضعیت ویژه خوزستان، خصایص و فضائل رهبری

۱۷ مرداد ۹۷، ۳۶ دقیقه

دریافت-فایل-صوتی

از خیانت های موسوی و هاشمی به جنگ بسیار شنیده اید؛ از عدم تخصیص منابع مالی کافی به جبهه ها توسط موسوی تا جلسات مجمع به اصطلاح عقلا در مجلس، با محوریت هاشمی و روحانی برای پذیرش شرایط صدام و پایان نابرابر جنگ، و از همه مهمتر مطلب مهمی که توسط حسن عباسی برای اولین بار افشا و با ارائه مستندات و‌ اثبات ادعا در دادگاه، از محکومیت مبرا شد. مطلبی که به نقل از منابع اسرائیلی فاش کرد، مبنی بر اینکه روحانی به نیابت از هاشمی برای دیدار با مقامات آمریکایی (و در واقع اسرائیلی) به اروپا رفت تا از آنها بخواهد فشار را برای پایان جنگ به امام بیشتر کنند.

با این حال این روزها به مناسبت سالگرد پذیرش قطعنامه ۵۹۸ رسانه های جریان اعتدال-اصلاحات خدعه خنثی شده هاشمی را به عنوان جلوه ای از «ایثار» او یادآور می شوند؛ جایی که هاشمی از امام می خواهد وی را مسبب پذیرش قطعنامه معرفی و حتی به این سبب محاکمه نماید!

جالب آنکه موسوی نیز از آن سوی میدان با آغاز فرایند مذاکرات ژنو در خصوص نحوه پایان جنگ استعفا می دهد.


اما راز «ایثار» هاشمی و استعفای موسوی چیست؟ و هاشمی که حتی اجازه نمی داد عروس و نوه هایش در مورد هیچ اتهامی پایشان به دادسرا باز شود، چگونه از آمادگی برای محاکمه خویش به سبب پذیرش قطعنامه سخن می گوید؟

یا موسوی که نخست وزیری مجدد خود را با چنگ و‌ دندان حفظ کرد و مانع پس زنی خود توسط آیت الله خامنه ای گشت، چه شد که ناگهان استعفا داد؟


پاسخ را باید در رویکردهای فرصت طلبانه و‌ البته متفاوت نخست وزیر و رئیس مجلس وقت به مقوله جنگ یافت.

هاشمی که در همین سال های اخیر به وفور و وضوح پذیرش قطعنامه و پایان جنگ را مدیون تلاش و‌ تدبیر خود می شمرد، نشان داد که از همان زمان تلاش داشت خود را قهرمان این عرصه معرفی نماید.

موسوی نیز که نان ژست های انقلابی اش را می خورد و خود را مقابل «بازاری های زالو صفت» و «امپریالیسم» تعریف و‌ جایی در دل برخی رزمندگان باز کرده بود، اگرچه محتوای استعفایش را به نبود اختیارات معطوف نمود، اما زمانش را با اولین روز مذاکرات ژنو در خصوص پایان جنگ تنظیم کرد تا بعدها راه را برای تأویل و تفسیر دلخواه از علت استعفا و اعتقاد به «تداوم مبارزه» باز بگذارد که در هر دو مورد امام نقشه آنان را خنثی و نقش بر زمین نمود؛ آنچنانکه اعتنایی به پیشنهاد هاشمی نکرد و مانع «قهرمان مصالحه» شدن او شد و با نامه تندی که به موسوی نوشت، نگذاشت آخرین نخست وزیر به «قهرمان مبارزه» بدل گردد.

امتداد امام...

گزیده‌ای از مجموعه بیانات حاج احمد آقای خمینی در خصوص مقام معظم رهبری، برگرفته از کتاب «دیدگاه ها» چاپ موسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی:


💠 با امام پیمان می‌بندیم که لحظه‌ای از پشت سر رهبری عزیز انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای دور نباشیم. چرا که یکی از شاگردان عزیز امام، رهبر عزیزمان است، این بزرگ مردی که امروز سکان این کشتی را در دست گرفته و این بزرگ مردی که ما در پشت سر او پوزه‌ی آمریکا را به خاک خواهیم کشید.

💠 ما امروز موظف هستیم پشت سر مقام رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای حرکت کنیم، هر چه ایشان گفت، گوش کنیم. اگر روزی حرکت ما با حرکت ولی، نخواند بدانید که نقص از ماست. اگر امروز اختلاف موجب شود که به اقتدار ولی صدمه بخورد گناه بزرگی مرتکب شده ایم.

💠 اطاعت از خامنه‌ای، اطاعت از امام است هر کس منکر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست. و هر کس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از حضرت آیت الله خامنه‌ای است در خط آمریکاست.

💠 رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهره های شناخته شده انقلاب که سالیان سال در زندان‌های ر‍ژیم سفاک پهلوی به سر برده از افرادی است که در طول انقلاب خدمات زیادی کرده و در جبهه‌ها بوده، در خود جبهه‌‌ها مستقیماً جنگیده.

💠 امروز هم ما رهبر داریم، ولایت، فرقی نمی‌کند ولایت امام، یا ولایت حضرت رسول(ص) ولایت امروز درست مثل زمان امام است. ببینیم رهبری چه می‌گوید.

💠 امروز رادیوهای بیگانه به دروغ ولی با صراحت القاء می‌کنند که سیاست کلی نظام ما عوض شده است. این ادعاها بدترین اهانت به انقلاب و نظام ماست، ما امروز بیش از گذشته و با قدرت بیشتری باید از خط امام دفاع کنیم و در مقابل کسانی که بدون اجازه رهبر معظم انقلاب اقداماتی انجام می‌دهند بایستیم و نگذاریم افکار امام و رهبری و آرمانهای نظام از این مملکت رخت بربندد.

💠 هنوز هم انقلاب اسلامی در بین راه است و باید با حفظ اتحاد و برادری و حمایت از رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای که از یاران و شاگردان امام عظیم الشان‌مان هستند در راه تحقق آرمان‌های انقلاب و امام آماده باشیم.

💠 موضع گیری‌های حساب نشده و گاهی نرم و در باغ سبز نشان دادن برخی از مسئولین درجه دوم و سوم با چنان تبلیغی در رسانه‌های گروهی پخش می‌شود که گویی رهبری بلامنازع انقلاب آن‌ها هستند. در رسانه‌های استکباری بزرگ می‌شوند و کلامشان کلام امام زمان می‌گردد. 

💠 مواضع استوار و سازش ناپذیر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای در برابر دسائس و حیله‌های دنیای استکباری یادآور مواضع حکیمانه امام خمینی است.

💠 اینجانب بار دیگر تأکید می‌کنم مواضع مقام معظم رهبری عیناً همانند مواضع سازش ناپذیر حضرت امام است و باید برای اذهان عمومی داخلی و خارجی کشور بطلان این مطلب را که نظام و انقلاب، شاگردان و مریدان امام از خط امام عدول کرده‌اند، نشان دهیم. امروز سیاست کلی نظام و انقلاب را مقام معظم رهبری ترسیم می‌کنند و بر اساس شرع و قانون هیچ یک از ارکان نظام اعم از مجلس، دولت، قوه قضائیه و سایرین نمی‌توانند برخلاف نظر ایشان عمل کنند.

💠 اگر نظام و انقلاب بخواهد قدرتمندانه راه امام را دنبال کند باید مواضع حضرت امام و رهبری انقلاب را در مورد غرب، سیاست خارجی و مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی به گوش مردم داخل و خارج از کشور برسانیم. 

💠 امروز تمامی تبلیغات دنیای غرب بر روی این نکته متمرکز شده است که بعد از امام خمینی  اهداف ایشان به فراموشی سپرده شده است و ایران اسلامی از مواضع سازش ناپذیر امام فاصله گرفته است ما در بزرگداشت سالگرد رحلت امام خمینی  باید به معنای واقعی کله شاهد تداوم راه و آرمان امام باشیم و این هدف موقعی عملی است که ما اهداف و مواضع سازش ناپذیر امام و رهبری معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه‌ای را به شکلی گسترده تبیین کنیم.

💠 فرماندهی کل قوا را حضرت آیت الله خامنه‌ای به عهده گرفت که پا جای پای امام گذاشت در موضع گیری‌ها در حمله به آمریکا، در مبارزه با استکبار، در عدم انعطاف در مقابل زورگویان جهانی، بحمدالله با رهبری‌های شان ما را به سر منزل مقصود نزدیک می‌کند.

💠 امروز امام پیش ما نیست، در بین ما نیست، اما رهبر هست، کانون مبارزه هست، همه باید گرد رهبری جمع شویم.

💠 اقدام تاریخی، حساس و سرنوشت ساز مجلس خبرگان در تعیین رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای به شکلی رقم خورد که رحمت خدای تبارک و تعالی را برای مردم ایران به دنبال داشت.

💠 باید در برابر همه مظاهر انحراف و تهاجم فرهنگی در ابعاد گوناگون، دستورات رهبری معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه‌ای را نصب العین قرار دهیم.

💠 باید سعی کنیم همگی پشت سر فرماندهی کل قوا حضرت آیت الله خامنه‌ای باشیم برای دنبال کردن اهداف ایشان، مقاصد و تفکر ایشان، آماده فداکاری باشیم.

💠 باید از فرامین و دستورات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه‌ای مدظله العالی پیروی کنیم. چرا که ما سرباز تحت امر ایشان هستیم و بر ما لازم و واجب است که از فرمانده‌ی خود اطاعت کنیم.

💠 ایشان خط و راه امام را به بهترین شکل ممکن دنبال می‌کنند. در زمینه خودباختگی در مقابل غرب با طرح هجوم فرهنگی غرب، خطوط کلی انقلاب اسلامی را با ارائه شیوه‌های مقابله ترسیم کرده اند. در زمینه پیاده کردن احکام خدا گروهی را برای شناخت درست و تطبیق آن بر مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی تعیین کردند. در زمینه تهاجم دیپلماسی از طریق وزارت امور خارجه و یا رأساً اقدام لازم را نموده اند. ما باید سعی کنیم دستورات و منوبات ایشان را اجرا کنیم.

💠 امروز رهبر انقلاب با همه توان در برابر باج خواهی قدرت‌ها ایستاده اند و هرگز اجازه نمی‌دهند که قوای مسلح تضعیف شوند و به اقتدار نیروهای مسلح عمیقاً معتقدند.

💠 میزان تشخیص حق و باطل و ملاک عمل برای ما رهنمودهای مقام رهبری به عنوان ولی و پایه اساسی نظام و انقلاب است و حکم ایشان حرف نهایی در همه صحنه هاست.

💠 شما دانشگاهیان عزیز با درک عمیق ولایت فقیه توجه کنید که اگر لازم شد برای اجرای فرامین ولی امر باید اسلحه به دست گیرید و با دشمنان خدا بجنگید. هرگز نباید لحظه‌ای به خودمان اجازه بدهیم که بین ولایت حضرت امام و ولایت رهبر انقلاب فرق بگذاریم.

💠 امروز حضرت آیت الله خامنه‌ای جانشین شایسته امام عظیم الشان است. شما نگویید که خط امام را قبول داریم و بعد از آن هر چه می‌شود به ما مربوط نیست! اگر اینگونه سطحی تحلیل کنیم، از انجام مسئولیت و تکلیف دینی ساقط نمی‌شویم. فرامین رهبر انقلاب مانند فرامین حضرت امام واجب الاطاعه است.

💠 امروز امام در میان ما نیستند، اما فرزند شایسته ایشان، رهبری نظام و انقلاب را به عهده دارند. باید خلاء وجودی امام خمینی را با پشتیبانی از رهبری و اتحاد و همدلی جبران کنیم تا اهداف امام و انقلاب با قدرت و تداوم یابد.

💠 در وصیت نامه ایشان مورخ ۳۰ شهریور ۱۳۷۰ نیز آمده است: «به حسن و برادرانش این توصیه را می‌نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام و کشور را می‌خواهند. هرگز گرفتار تحلیل‌های گوناگون نشوند که دشمن در کمین است».


متن کامل بیانات مرحوم سید احمد خمینی در خصوص حضرت آیت الله خامنه‌ای: AhmadGhadiri.ir/post/146

انقلاب دو فاز دارد، وجه سلبی و سرنگونی رژیم سلطنتی و مابعد انقلاب یعنی وجه ایجابی و برقراری جمهوری اسلامی.

وجه سلبی را امام و نیروهای ارزشی به خوبی و با سختی انجام دادند و در ۲۲ بهمن ۵۷ به ثمر رساندند؛ وجه ایجابی آن اما تازه از ۲۲ بهمن شروع شده و تا ابد ادامه خواهد داشت.

از این جهت، هم از لحاظ کمی و هم کیفی فاز سخت تر و طاقت فرسا تری است. وجه کمی را گفتم چون تا ابد ادامه دارد، اما چرا از بعد کیفی سخت تر است؟ چون دیگر به صرف نفی و حذف دیگران محقق نمی شود، همزمان باید تفکر و تمدن اسلامی را جامه ی عمل پوشاند، باید ساخت و با عوامل مخرب به مبارزه پرداخت.

مبارزه با فقر و فساد و تبعیض در این دوره البته سخت تر است، به دلایلی چون انشقاقی که بعد از فتح به وقوع می پیوندد، به دلیل ریا و نفاقی که مانع از رسوایی عناصر فاسد می شود. در آن دوره هدف مشخص بود، فقط همت لازم بود برای محقق شدن. در این دوره اما مفسدان سیاسی اقتصادی سوابق خود را سپر بلایشان می کنند و پشت نام و نشان شان مخفی می شوند. در این دوره هم سختی تشخیص را داریم و هم تحمل را. مفسدین این دوره برای خود حاشیه های امن درست کرده اند و ابزارهای متعددی برای مقابله با نظام و رهبری دارند. ابزارهایی چون اسرار گرو گرفته از نظام، حلقه ی متنفذان قدرت و ثروت، روشنفکران و توجیه گران معمم و مکلا و طیف هایی از مردم و هواداران جاهل که مهمترین نقش را در حفاظت از فسادی دارند که دودش ناخواسته چشم خودشان را هم کور کرده.

فساد فساد است و باید با آن مبارزه کرد. ریزش های انقلاب وجه اجتناب ناپذیر انقلاب هاست و ذره ای از قداست انقلاب ما نمی کاهد. ضرورت هر زیست و حیاتی چالش و مبارزه است، هر پیکری بی تردید گرفتار میکروب ها و انگل های محیط است.

فساد هایی که در جمهوری اسلامی از برخی دولت مردان سر می زند قابل توجیه نیست اصلا نباید هم توجیه کرد، باید مبارزه و رسوا کرد اما بدانیم مبارزه با چه کسی و چگونه. بدانیم مشکل از مظروف است، نه ظرف.

مبارزه یعنی تبیین اصول و آرمان ها و غربال افراد منطبق با این اصول. تا وقتی اصول اصول بماند امکان حذف ناپاکی ها هست، مشکل وقتی فاجعه می شود که اصول هم دچار تغییر شود، این آغاز انحطاط است و الا تا وقتی چارچوب و خط کش باشد، انحرافات قابل شناسایی است اما وای به بعد از آن.

الان نیروهای ارزشی و انقلابی در دوران بعد از انقلاب مظلومانه در حال مبارزه اند، دشمنان ملت مشغول چپاول اند آن وقت ما باید پاسخگوی اعمال آنها باشیم! اقشاری از مردم هم یخه ما را می گیرند! خودشان در انتخابات ها و غیره آب به آسیاب غارتگران می ریزند آن وقت نق اوضاع را به نیروهای انقلابی می زنند! به کسانی که عمرشان را صرف جهاد سازندگی و نظامی کرده اند.

می گوییم به ما چه؟ می گویند شما انقلاب کردید!

اصلا همین جمله، اول مصیبت است. این یعنی یک عده تنها به تماشاچی بودن اکتفا کرده اند و اصلاح امور را از دیگران توقع دارند!

شما انقلاب کردید یعنی چه؟! پس نقش شما چه می شود؟

ما انقلاب کردیم و می کنیم، اما مگر می شود با یک اکثریت تماشاچی و یک اقلیت منسجم منحرف نفوذی کارها را پیش برد؟

انقلاب هست، چون ضد انقلاب هست. انقلاب که تمامی ندارد. اینکه فکر کنیم انقلاب کردیم و تمام شد و رفت، یک خطای فاحش است. خروجی این تفکر انفعال و میدان دادن به عناصر نفوذی یا استحاله شده است. باید جنگید، باید از میراث امام محافظت کرد.

اگر تیر را می بینیم تیرانداز را هم ببینیم. نشود حکایت زمان حضرت علی(ع) که بزغاله های بچه های کوفی را اصحاب معاویه می دزدیدند، می گفتند علی دزدیده و با این خدعه کینه ها را به سمت حکومت علوی سرازیر می کردند.

زمان پیامبر را ببینید! پیامبر(ص) به علی(ع) فرمود من برای تنزیل می جنگم و تو برای تأویل خواهی جنگید. جنگ های زمان پیامبر سخت تر بود یا حضرت علی؟

زمان پیامبر دشمن مشخص بود اما زمان حضرت علی خواص هم در تشخیص حق و باطل درمانده بودند. پیامبری که مجموعا ۲۳ سال به تربیت جامعه پرداخت، دخترش اولین قربانی امت پیامبر بعد رحلت ایشان بود. تا پیامبر رحلت کرد، مظلومیت انقلابی های راستین هم شروع شد، شروع شده بود، علنی شد. کودتای سقیفه رخ داد. دستان علی(ع) را بستند. حضرت فاطمه پاره تن پیامبر را کتک زدند و شهید کردند!

حدیث داریم بعد از پیامبر همه جز سه یا چهار نفر مرتد شدند!

چرا؟ چون همه تماشاچی بودند! فکر می کردند انقلاب کردند و تمام، دیگر وظیفه ای ندارند!

انقلاب را باید محافظت کرد، امام فرمود نگذارید انقلاب دست نااهلان بیفتد، آیا ما عمل کردیم؟ چقدر در انتخاب ها و انتخابات ها معیار تعهد و تخصص را ملاک قرار دادیم؟ چه کسانی را بر مسند امور نشاندیم؟ اصلا رأی می دهیم؟ به چه کسی؟ با چه معیاری؟

اینها کف وظایف ماست، آیا به این حداقل عمل کرده ایم؟

(بخشی از عرایض اینجانب در یکی از محافل تهران)