احمد قدیری

احمد قدیری

پرودگارم! توفیق ده جز برای تو ننویسم و جز تو ملاک و معیاری بر ارزش گذاری نگاشته هایم نداشته باشم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مصر» ثبت شده است

سراب سلاح

 

به گفته رئیس جمهور، طبق قطعنامه ۲۲۳۱ از سال آینده (پنج سال پس از برجام) تحریم‌های تسلیحاتی ایران در شورای امنیت ملغی می‌شود.

اما آیا با مرتفع شدن چنین مانعی، باب خرید تسلیحات نظامی لزوما باز می‌گردد؟

باید بدانیم تحریم تسلیحاتی، صرفا به موجب تحریم شورای امنیت نیست، مشکل اصلی همچنان تحریم ثانویه‌ای است که قدرت جلوگیری از فروش ایرباس به ایران و منع توتال از سرمایه گذاری نفتی در پارس جنوبی را نیز دارد.

وقتی آمریکا ترکیه را در موضوع S400 و کشیش آمریکایی به نابودی اقتصادش تهدید می‌کند، اهرمش همین تحریم ثانویه است که هیچ نهاد بین المللی‌ای نیز نمی‌تواند جلودارش باشد.

همچنین در قضیه خرید سامانه پدافندی S300 توسط ایران، با وجودی که مشمول هیچ تحریمی در شورای امنیت نبود، اما روسیه با فشار -و نه حتی تحریم- آمریکا متوقف شد به طوری که با چند سال تأخیر، بعد از شکایت ایران به نهاد داوری و پیروزی حقوقی بر روسیه، این سلاح نهایتا در پی مصالحه دو کشور، به ایران تحویل داده شد.

نتیجه آنکه با رفع تحریم شورای امنیت نیز، الزاما امکان خرید انواع سلاح میسر نیست و همه چیز به فشار تحریمی و غیرتحریمی آمریکا، اروپا و اسرائیل نسبت به کشورهای فروشنده (روسیه و چین) بستگی دارد و اینکه چه میزان اراده برای مقاومت در برابر آن وجود داشته باشد. اراده‌ای که بنابر تجربه، تاکنون ظهور و بروزی نداشته است.

 

تهدید مصر به تحریم توسط آمریکا در صورت خرید جنگنده سوخو-۳۵ از روسیه

af.sputniknews.com/world/201911154177821

دریای سرخ در حد فاصل جنوب غرب آسیا و شمال شرق آفریقا، به دو آبراه استراتژیک تنگه باب المندب و کانال سوئز متصل است. تنگه باب المندب در جنوب قرار دارد که میان یمن و جیبوتی قرار گرفته و دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می کند، و سوی دیگر آن نیز در شمال، کانال سوئز است که دریای سرخ را به دریای مدیرترانه وصل می نماید. بنابراین دریای سرخ در مرحله نخست محل ترانزیت و اتصال اروپا به غرب آسیا و شرق آفریقا است و در مرحله بعد کانون اتصال به اقیانوس هند و دسترسی به تمام مناطق دریایی نیم کره جنوبی. بنابراین هرچقدر برای دریای سرخ ارزش قائل باشیم، به همان میزان دو آبراه استراتژیک تنگه باب المندب و کانال سوئز را واجد اهمیت راهبردی می دانیم.

حال با توجه به تحولات یمن و اشراف انصارالله بر تنگه باب المندب، ائتلاف غربی و عربی تمام توان خود را گذاشتند تا با سرکوب و کشتار یمنی ها فرصت از دست رفته را بازیابی کنند که تاکنون موفق نشده اند. در این میان نیز یمن اندکی بعد از تهدید آقای روحانی به بستن تنگه هرمز، نفتکش -و به روایتی دیگر ناوچه- سعودی را در دریای سرخ هدف قرار داد تا ضمن اعلام همراهی با ایران، اشراف خود را بر این آبراه بین المللی و توان بستن تنگه باب المندب را نشان دهد.

با این اوصاف، و با توجه به اتصال هشت دولت عربستان، اسرائیل، اردن، مصر، جیبوتی، یمن، اتیوپی و سودان به دریای سرخ، چند هدف مهم را می توان به عنوان انگیزه عربستان برای تاسیس اتحادیه دریای سرخ برشمرد.

اول، مانور قدرت کشور عربستان و شخص بن سلمان پس از رسوایی قتل خاشقچی و نیز بروز اختلاف در شورای همکاری خلیج فارس و ناکارآمدی آن ائتلاف عربی.

دوم، حساس کردن کشورهای حوزه دریای سرخ نسبت به وضعیت یمن و تنگه باب المندب و طبیعتا در ادامه همراه کردن این دولت ها علیه ایران و انصارالله.

و سوم ایجاد بستر همنشینی و همسویی با رژیم صهیونسیتی به بهانه اتصال اراضی اشغالی به دریای سرخ.

اگرچه درحال حاضر اسرائیل با وجود اتصال اراضی اشغالی به دریای سرخ عضوی از این اتحادیه نیست، اما مسلم است که دیر یا زود ابتدا به عنوان عضو ناظر و سپس به عنوان عضو رسمی، به بهانه اتصال دریایی به جمع کشورهای عربی ملحق خواهد شد که نتیجه ای جز به رسمیت شناختن اسرائیل و تحقق معامله قرن ندارد.

مدیالوژی به نقل از العربیه ضمن اعلام آشتی فتح و حماس در قاهره، برخی از بندهای توافق سازش میان این دو گروه فلسطینی را چنین برشمرده است:

تشکیل دولت وحدت ملی و آمادگی برای انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی.

ادغام سرویس های امنیتی و پلیس در غزه و رام الله و اداره آنها توسط وزارت کشور فلسطین.

۴۵ هزار شهروند و نظامی که حماس در غزه بکار گرفته بود، تحت نظر کمیته های مشترک قرار می گیرند تا به کار خود در دولت وحدت ملی ادامه دهند.

یک هیئت مصری برای نظارت بر اجرا شدن بندهای توافق به صورت دایم در غزه حضور پیدا می کند و محمود عباس بزودی سفر تاریخی به غزه خواهد داشت.


ملاحظات:

تاکنون تمام هویت و قوت حماس و شاخه نظامی آن در برابر اسرائیل، ضدیت و مبارزه با این رژیم، استقلال سیاسی نظامی از جریان سازشکار ابومازن و اختفای توان دفاعی و موشکی گردان های عزالدین قسام بوده است. حال طبیعتا با کلید واژه و تله «وحدت» اولا مواضع دولت خودگردان در به رسمیت شناختن اسرائیل رسما به حماس نیز تسری می یابد، اگرچه خود حماس نیز در سال جاری با تغییر منشور خود، به صورت غیر مستقیم اسرائیل را در مرزهای ۱۹۶۷ به رسمیت شناخته بود.

ثانیا ائتلاف نظامی از یک سو و تن دادن به نظارت مصر بر این روند از سوی دیگر، شاخه نظامی حماس را در برابر اسرائیل، عملا عقیم و عریان می سازد.

رکود دیپلماسی

در شرایطی که قطر مورد قهر و غضب عربستان و نوچگانش (بحرین، امارات، مصر و مالدیو) واقع شده، آیا دولت روحانی تدبیری برای تقویت روابط با همسایه جنوبی خود و رقم زدن فصل جدیدی از همکاری های اقتصادی دارد یا ترجیح می دهد نگذارد حرف رئیس قبیله سعودی زمین بماند؟!

ملاحظات:

۱. در اوایل دولت یازدهم و اواخر دولت خانم کریستینا فرناندز، رئیس جمهور آرژانتین، پس از تنش دامنه دار با آمریکا، وی در سخنرانی خود در سازمان ملل، از نقش ایران و حزب الله در سوریه دفاع کرد و بر آمریکا و هم پیمانانش تاخت. این درحالی بود که روحانی و ظریف با وجود چالش دنباله دار اتهام انفجار آمیا به ایران توسط دولت های قبلی آرژانتین و به تبع آن روابط تیره و راکد با این کشور مهم آمریکای لاتین، کوچکترین بهره برداری ای از این مواضع بی سابقه نکردند.

۲. گویا خستگی و کدخدا پرستی، کمترین جسارتی به دستگاه دیپلماسی کشور برای تغییر خطوط نظام بین الملل و بهره برداری از آن در جهت تقویت جایگاه ایران و تضعیف تحریم ها نمی دهد و روحانی، مذاکره و حراج منافع کشور به بیگانه را یگانه مأموریت خود قلمداد می کند.

۳. اهم منافع بالقوه از تحولات کنونی منطقه را می توان در این موارد خلاصه نمود:

الف. بالا رفتن قیمت نفت و گاز در نتیجه هرگونه تنش در قطر.

ب. افزایش صادرات ایران به قطر.

پ. از هم گسیختگی ائتلاف شورای همکاری خلیج فارس (کانون فشار عربی بر کشور) آن هم پس از قطعنامه ضد ایرانی اعراب در ریاض.

ت. بدبینی کشورهای عربی به عربستان و افزایش جنبه های سیاسی، نظامی و اقتصادی احتیاط و پرهیز در روابط با سعودی.

ث. تنش در روابط دولت اخوانی ترکیه با عربستان به دلیل اخوان المسلمین ستیزی آل سعود، از سرنگونی محمد المرسی در مصر تا اعمال فشار بر قطر.

ج. تضعیف جریان تکفیری سوریه با تغییر صفوف اخوانی تحت حمایت قطر.

چ. نزدیکی بیشتر مخالفان سعودی (قطر و ایران) به یکدیگر، البته اگر روحانی این وضعیت را به عنوان راهی برای نزدیکی به عربستان و جلب رضایت ملک سلمان انتخاب نکند.

۴. طبیعتا هر کشوری مترصد بهره برداری از حوادث است و فشارهای عربستان بر قطر از یک سو می تواند بنا بر موارد مذکور به نفع ایران رقم بخورد و از سویی نیز ممکن است به کودتا در این کشور و یا سوق دادن قطر به اتخاذ مواضع رادیکال علیه ایران برای جبران مافات منجر گردد.